خلاقیت و فضای همگن

اگر رشد توجه جهانی نسبت به استعدادهای درخشان شامل افراد خلّاق شود، پذیرش اجتماعی لزوم تفكیك آنها از نظام آموزشی و پرورشی اجتناب‌ناپذیر است.
مدت زمان مطالعه مقاله ۷ دقیقه

خلاقیت و فضای همگن

اگر رشد توجه جهانی نسبت به استعدادهای درخشان شامل افراد خلّاق شود، پذیرش اجتماعی لزوم تفكیك آنها از نظام آموزشی و پرورشی اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا پرورش خلّاقیت، مستلزم تحقق كوششهای تفكیكی است. در درون یك طرح عادی نمی‌توان «استقلال طلب‌ترین» دانش‌آموزان را تحت آموزشی قرار داد كه با نیازهای آنها متجانس نیست. از سوی دیگر، ساختار آموزش رسمی، بطور ذاتی با پرورش خلّاقیت متناقض است.

بنابراین، یك نظام تفكیكی که‌ با پذیرش واقعیتهای تكوینی فرد خلّاق، برای رشد و پرورش، مقتضی تعدیلهایی در ساختار آموزشی رسمی است. در این نظام از طریق اقدامات مشاوره‌ای ویژه، پیوند رضایت‌بخشی میان فرد خلّاق و كتاب درسی فراهم می‌آید.


یادگیری طوطی‌وار در جریان تفكر، مانع رشد خلّاقیت است.


«غنی‌سازی» بعنوان برنامه‌ای كه معمولاً با نظام تفكیك، ملازمت دارد، از ویژگیهایی ذاتی برخوردار است كه در مقایسه با تسریع، تجانس بیشتری با تقویت مهارت تفكر و پرورش خلّاقیت نشان می‌دهد. توصیف به معنای تقویت مبانی اطلاعاتی منجر به استواری بیشتر ریشه‌های تفكر و خلّاقیت می‌شود و تأكید بر روش تفكر، یادگیری و تحقیق در ذات غنی‌سازی نهفته است (یعنی یادگیری طوطی‌وار در جریان تفكر، مانع رشد خلّاقیت است) و سرانجام ممارست انفرادی بعنوان مصداقی از خود فراگیری منظم، خودگردانی و كار انفرادی بیش از تسریع در بافت غنی‌سازی یافت می‌شود.

همه این ویژگیها، مشروط بر آن است كه معلّمانی با ویژگیهای خاصّ به عنوان مراجع اطلاعاتی معتبر والگوهایی نیرومند در محور تلاشهای غنی‌سازی قرار گیرند.

این الگوها از طریق انتظاراتی كه با واقعیتهای جریان شناختی خلّاقیت (توجّه، ادراك، تفكر، یادگیری، و حفظ) سازگاری یافته، زمینه‌هایی را برای تقویت انگیزه‌های تحصیلی ویژه و در پی آن، جلب توجّه فراهم می‌آورند و با پرهیز از خرده‌گیری، ایراد، سرزنش و تحقیر، انتظارات خویش را متوجه مستقل بودن و تشویق تعالی جویی و پیشرفت گام به گام می‌كنند. چنین شرایطی مناسب‌ترین وضعیت را برای پذیرش خلّاقیت مهیا می‌سازد.

خلّاقیت در ذات خود، مستلزم استقلال‌طلبی است، اما وجود یك نظام تفكیكی ویژه خلّاقیت، فضای همگنی خلّاقانه‌ای را پدید می‌آورد كه بنظر می‌رسد «تعامل خلّاقانه»، تعارضی با استقلال طلبی افراد خلّاق ندارد. این فضا حداقل سه نقش بسیار اساسی در پرورش خلّاقیت ایفا می‌نماید كه تعامل خلّاقانه را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد:

۱. در میان سایر افراد خلّاق، الگوهایی متنفذ و نیرومند یافت می‌شوند كه به تقویت مبانی خلّاقیت و مهارت تفكر شكل داده، پایه‌های شناختی خلّاقیت را استوارتر می‌سازند.

۲. همگنان خلّاق، منابعی معتبر و مؤثر از لحاظ اطلاعاتی و شناختی بشمار می‌آیند. وجود این منابع در درون یك نظام تفكیكی خاصّ خلّاقیت، علاوه بر آنكه تهدیدی برای مراجع رسمی محسوب نمی‌شود بلكه نظام مزبور را غنی و تكمیل می‌كنند.

۳. گسترش گروههای مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق كه كم و بیش از تجانسهایی برخوردارند، سبب تعالی كیفی آفرینندگی شده، خلّاقیت را به وحدت، ارتقاء می‌بخشد.

فضای همسالی خلّاق در بسیاری از موارد كافی است كه خودبخود محیطی سرشار و غنی برای پرورش خلّاقیت فراهم آورد، فضای غیررسمی و عاری از رقابت‌طلبی كه صرفاً یك تقلید را می‌توان در آن یافت: «تقلید برای خلّاقیت».

فضای همگنی مذكور یکبار دیگر وجود پایه‌های تكوینی و ذاتی خلّاقیت را مورد تأكید قرار می‌دهد. این پایه‌ها كه در گستره ویژگیهای شخصیتی، انگیزشی، نگرشی و شناختی ریشه دوانیده‌اند، ظرفیتی كلی و نوعی دامنه واكنش برای تأثیرپذیری محیطی فراهم می‌آورند، دامنه واكنشی كه قبلاً برای هوش یعنی زمینه خلّاقیت، وجود داشته است. بر این اساس، خلّاقیت بیش از آنكه از محیط نقش بپذیرد، از طریق عوامل درونی و ذاتی تكوین می‌یابد(کاظمی،۱۳۹۳)



تشخیص جامع هیجان اندیشه
از حیث ملاحظات تشخیصی، برآیند نخستین کوششهای ویژه روان سنجی بر پایه مبانی نظری هیجان اندیشه، شامل دوازده خصیصه است که در چهار قلمرو تشخیص جای می گیرند