هماهنگی

هماهنگی به اصطلاح به معنای، ادغام و همگام سازی فعالیت ها، منابع موجود است که در نهایت به وحدت در عمل برای رسیدن به اهداف مشترک سازمانی، منجر می شود.


هماهنگی

هماهنگی به‌وسیله‌ی سیستم‌های ارائه‌ی آموزش و استخدام به‌طور مؤثری به سیستم‌های سازگار دیگر (سازمان‌ها، سازمان‌ها، خدمات و غیره) برای دستیابی به اهداف و مقاصد متقابل مرتبط هستند.

اگر بخواهیم هماهنگی را یک شی در نظر بگیریم، باید بگوییم همان طناب نامرئی است که در تمام فعالیت های سازمان وجود دارد و تمام فعالیت ها و وظایف را به یکدیگر متصل می کند. در واقع هماهنگی کاربردی در مدیریت نیست بلکه در جوهره مدیریت وجود دارد و باید در تمام سطوح یک سازمان وجود داشته باشد و در هر مرحله سازمان را به اهدافش نزدیک تر کند.

هماهنگی به اصطلاح به معنای، ادغام و همگام سازی فعالیت ها، منابع موجود است که در نهایت به وحدت در عمل برای رسیدن به اهداف مشترک سازمانی، منجر می شود.

هماهنگی همان نیروی پنهانی است که تمام کارکرد های مدیریتی را به یکدیگر متصل می کند.


هدفمندی
مفهوم هدف زندگی به عنوان جنبه مهمی از شخصیت با پیامد های طیف وسیعی از شرایط و رفتار های مرتبط با شخصیت که ظاهر می‌شود نیازمند هدفمندی است.