وظیفه مندی

از آن جایی که هیچ ظرفیّت شناختی از بروز رفتاری، جدا نیست و از سوی دیگر هر رفتاری لزوماً از ظرفیّت شناختی، سرچشمه می‌گیرد، لذا هوش و کنش نیز مستلزم یکدیگرند و با یکدیگر تعامل دارند.


وظیفه مندی

خصایص تعاملی شخصیت در سه مقیاس ‏وجود دارد: «پویایی تحلیلی»، «وظیفه مندی» و «یکپارچگی شناختی».

مقیاس وظیفه مندی دو خصیصه را در می گیرد:

۱) «سنجیدگی»:

به معنای سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه بر اساس عقل و منطق توأم با پشتکار در آموخته ها.

۲) «اندیشه گردی فرایندی»:

به معنای لذّت از انجام کار نو و جدید و مشغولیت کامل به مسأله رویارو همراه با گردش اندیشه و دقّت پیش بینی دربارۀ رویدادها.

از آن جایی که هیچ ظرفیّت شناختی از بروز رفتاری، جدا نیست و از سوی دیگر هر رفتاری لزوماً از ظرفیّت شناختی، سرچشمه می‌گیرد، لذا هوش و کنش نیز مستلزم یکدیگرند و با یکدیگر تعامل دارند. از این رو، تعامل سه نوع هوش (تحلیلی، تحصیلی و تجربی) با دو نوع کنش (وظیفه مندی و نوسودمندی)، به طور کلّی شش «توانایی بنیادین متعامل» یا «توانایی ترکیبی» را ثمر می‌دهد که این تواناییها در هر فردی یافت می‌شوند.

در ادامه به ترکیب انواع هوش با وظیفه مندی میپردازیم؛

الف) وظیفه‌مندی تحلیلی

توانایی‌ فهم‌، دریافت ‌و گیرایی تیز در محوریابی، ریشه‌یابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه‌ و تحلیل‌ مطالب،‌ طبقه‌بندی راحت مفاهیم به شیوه‌های نوین، ارایهٔ آسان دسته‌بندیهای جدید از مفاهیم و سرانجام، سازماندهی سادهٔ مباحث برای انجام درست و دقیق آنچه از فرد خواسته می‌شود؛ به گونه‌ای که به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیین شده بر می‌آید. به عبارت دیگر، یک فرد از هوش سازمانی‌اش برای انجام وظیفه استفاده می‌کند.

ب) وظیفه‌مندی تجربی

توانایی در تجربهٔ دانسته‌ها برای روشن شدن مطلب است که با تحريك شدن کنجکاوی فراگیر با هر مسألهٔ مبهم یا پیچیده‌ای آغاز می‌شود تا به انجام درست و دقیق وظیفهٔ تعیین شده، منجرّ گردد. به بیان دیگر، یک فرد از هوش تجربی برای انجام وظیفه بهره می‌گیرد.

ج) وظیفه‌مندی تحصیلی

توانایی یاد‌گیری دقیق موادّ درسی (بویژه عملی) و مباحث تحصیلی و فهم آنها برای انجام دقیق کار و افزایش دقّت عمل است که با موفّقیّت در واحدهای عملی طیّ دوران تحصیل همراهی دارد؛ به گونه‌ای که فرد به درستی از عهدهٔ وظیفه  تعیین شده بر می‌آید. در واقع تمرکز وی در انجام دقیق و درست کارهای محوّله است.

تعامل هر توانایی ترکیبی با هر زمینه‌، «استعداد» را پدید می‌آورد. لذا تعامل تواناییهای ترکیبی با زمینه‌ها انواع استعدادهای فرد را پی می‌ریزد که در نهایت، ساختاری را فراهم می‌کند که از آن به عنوان «ساختار تعاملی استعداد» یاد می‌کنیم



نیروی روانی
نیروی روانی به معنی احساس نیرومندی شدید در حل مسأله مورد علاقه، بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با اندیشه های هیجان‌انگیز که فرد را به سوی انجام برای کار بزرگ جدید و جذاب سوق می‌دهد، می‌باشد.