کنش

«کنش» به عنوان توانایی کارکردی و «هوش» به معنای توانایی یادگیری است.


کنش

هر آنچه در اعضا و جوارح تن و بدن بروز یابد که بی تردید متأثر از ویژگی های جسم است را کنش گویند. کنش یکی از پایه های هفتگانه تفرد است.

و اما مفهوم کنش میان پدیده های تعاملی زیر مجموعه پدیده «استعداد» قرار گرفته و به معنای وظیفه مندی انجام درست و دقیق آنچه از فرد خواسته می شود بر پایه ی یادگیری، به گونه ای که به خوبی از عهده ی وظیفه ی تعیین شده بر می آید. در واقع تمرکز فرد در انجام دقیق و درست کارهای محوله است.

بر این اساس کنش دو نوع «نو سودمندی» و «وظیفه مندی» را دارا می باشد که در تعامل با انواع هوش های سه گانه ،«هوش تحلیلی» و «هوش تجربی» و «هوش تحصیلی» ، ظرفی برای مظروف «زمینه» را تشکیل می دهند .  در واقع بر این مبنا، بر پایه ی توانایی های بنیادین کشف شده در تعامل با «زمینه»ها می توان یک «ساختار کروی» را برای پدیده تعاملی «استعداد» ارایه داد.

تفاوت «کنش» و «هوش» در مکتب تعاملی:

«کنش» به عنوان توانایی کارکردی و «هوش» به معنای توانایی یادگیری است. هوش و کنش با یک دیگر ملازمت دارند و به صورت هم ارز با یک دیگر رشد پیدا می کنند. در واقع کنش جلوه ی عملی هوش است. هر چند از یک دیگر مستقل هستند اما بدون یک دیگر بروز پیدا نمی کنند. در واقع در رفتار فرد همه انواع هوش و انواع کنش با یک دیگر تعامل دارند اما با برجستگی های متفاوت و این برجستگی است که در تشخیص استعداد افراد نقش اصلی را ایفا می‌کند.


كنجكاوی محيطی
تقویت خلاقیت بستگی به دومولفه دارد: نخست جنبه های فردی، این كه چطور یك شخصیت چالش‌گر شكل می گیرد و دوم تمركز بر جامعه یا محیط.