نیاز

نیاز به هر آنچه اشاره دارد که موجب حیات و زندگی روان می‌شود و بی توجّهی بدان دیر یا زود به «مرگ روان» می‌انجامد.


نیاز

روانشناسی تعاملی به مثابهٔ یک مکتب بر وجود اصولی استوار است که آنها وجوه تمایز ماهیتی با سایر چشم اندازها به شمار می‌آیند. رعایت آنها نشانهٔ پایبندی دانشمندان روانشناس به این مکتب است.

این چشم انداز بر ماهیّت تعاملی پدیده‌های روانشناختی تأکید می‌کند. تعامل یادشده به مثابهٔ فرایندی پیچیده از بنیادهای هفتگانه آغاز می‌شود: سرشت، نیاز، توانایی پیوند، اندیشه، احساس و کنش.

در واقع نظام روانی مبتنی بر هفت پایهٔ مزبور است که با یکدیگر متعاملند. هرپدیدهٔ روانشناختی از تعامل این پایه‌ها حاصل می‌آید.

حال به یکی از این پایه های هفتگانه، نیاز میپردازیم:

نیاز

نیاز به هر آنچه اشاره دارد که موجب حیات و زندگی روان می‌شود و بی توجّهی بدان دیر یا زود به «مرگ روان» می‌انجامد.

بر اساس "نظریه تعاملی نیاز" همه نیازهای آدمی در سه دسته اساسی جای می گیرد:

امنیت

امنیت اشاره به پایداری نظام روان دارد. هر آنچه سبب حفظ این پایداری شود، آرامش روان را تحقّق می‌بخشد و هر آنچه این پایداری را متزلزل کند در واقع فرد را نا آرام و به تعبیر صحیحتر، «بیتاب» کرده است.

تفرد

تفرّد به معنای دستیابی و نیل به جایگاه بسزا و شایسته هر فرد در زندگی اش است.

پیشرفت

پیشرفت به مفهوم هر گام به جلو و یا ترقّی و رشد در زندگی است.




نوگرایی
«نوگرایی» یعنی فرد علاقه دارد کار تازه و جدیدی انجام دهد و از کشف یک چیز تازه و انجام کار جدید لذت می برد؛ در نتیجه یادگیری اش برای کشف یک چیز جدید و نو است.