پرش به محتوای اصلی
آ ا ب پ ت ج ح خ د ر ز س ش ط ظ ف ک گ م ن و ه ی
مبانی روان‌شناسی تعاملی اصول روان‌شناسی تعاملی

فراگیری

مدخل فرهنگنامه · نویسنده: دکتر ناصرالدین کاظمی حقیقی ۲ دقیقه مطالعه

تعریف

پدیده‌های روانشناختی در عین ماهیّت فردی شدهٔ خود، بر همهٔ افراد آدمی شمول دارد؛ به مثابهٔ «قانون» که بر هویّت علمی روان‌شناسی تأکید می‌ورزد. لذا دستاوردهای تردید برانگیز و ظنّ آلود (حتّی در هر درجه از ظنّ راجح) از اعتبار لازم بی بهره هستند. قلمرو علمی روان‌شناسی در گرو نیل به دستاوردهایی است که در قالب «قوانین»، هویّت و استقرار یابند.

باید کندو کاو کرد که دهها سال تحقیق و پژوهش و تجزیه و تحلیل در گسترهٔ روان‌شناسی چه دستاوردهای اجماعی داشته است؟

بی تردید یکی از موارد اساسی اجماع و هماهنگی همهٔ مکاتب، «ماهیّت تعاملی پدیده‌های روانی» است.

در واقع چنان که خواهیم دید، رویکردهای موجود در مکاتب روان‌شناسی تصریحاً و یا تلویحاً بر «تعامل» توجّه دارند. در واقع «چشم انداز تعاملی»برایند اولویّت دهیهای مکاتب موجود است.

از این رو، مکتب تعاملی روان‌شناسی نه تنها با سایر چشم اندازها در تقابل نیست، بلکه بر اجماع و هماهنگی میان همهٔ مکاتب تأکید می‌ورزد. به دیگر تعبیر، می‌توان همه دستاوردهای مکاتب را در تلفیقی هماهنگ مشارکت داد. «روان‌شناسی تعاملی بواقع اجماع همهٔ دستاوردهای روانشناختی است».

حقیقت آن است که نفی و انکار پدیدهٔ «تعامل» به اعتبار و جایگاه هر مکتبی آسیب می‌زند. به بیان دیگر، دیدگاهی که تعامل را نفی کند، نی تردید در تراز یک نظریهٔ سست(آن هم با تسامح) تقلیل می‌یابد و هرگز به سطح برجستهٔ «مکتب» نایل نمی‌گردد.

بی شکّ تأکید بر وجود «تعامل»، با توجّه به ارجحیّتهای مکاتب اصیل و بنیادین و کلاسیک، شاخص و ملاکی قاطع و غیر قابل تردید در تعریف «مکتب روانشناختی» است و این از جنبه‌های اعتباریافتگی و استواری یک مکتب به شمار می‌آید.

هرگاه بپذیریم که مکتب تعاملی برایند مفاد همهٔ مکاتب کلاسیک و نوین روانشناختی است، نتیجه آن خواهد بود که روان‌شناسی تعاملی در تاریخ، ریشه دارد؛ ما پایه ریزی نکردیم؛ فقط سازماندهی و مکتب دهی کرده ایم؛ تا به حال وجود داشته؛ امّا معمولاً در محاق واقع شده است.

پس برایند مفاد و اجماع همهٔ مکاتب و نظریه‌ها در قالب «قوانین» حاصل می‌آید و بالطّبع «فراگیری» دارند.