پرش به محتوای اصلی
آ ا ب پ ت ج ح خ د ر ز س ش ط ظ ف ک گ م ن و ه ی
خشنودی و بهداشت رضایت (اصول)

فردیت

Individuality
مدخل فرهنگنامه · نویسنده: دکتر ناصرالدین کاظمی حقیقی ۳ دقیقه مطالعه

تعریف

ماهیت تعاملی نیازهای سه‌گانه، یعنی رابطه‌ی سه نیاز امنیت، تفرد و پیشرفت که خشنودی و رضایت از زندگی را برایمان به ارمغان می‌آورد.

در واقع، پس از ایجاد امنیت روانی (تفریح، تشویق، پشتیبانی، همراهی، دلبستگی، پذیرش، ماندگاری، راهنمایی، عدم تنهایی، پیوند)، فرد در جایگاه شایسته خود قرار می‌گیرد و در مسیر نیل به رتبه اول (جایگاه، فردیت، هویت، خودمختاری، تایید، معنایابی، احترام، خودشناسی، آزادی، استقلال) و پیشرفت (بالندگی، پویایی، خودکارآمدی، کمال‌گرایی، پرورندگی، تعالی‌جویی، خودشکوفایی) وارد می‌شود.

چه بسا با توجه به این روند که پس از ایجاد امنیت روانی، فرد در جایگاه شایسته‌ای قرار می‌گیرد و در مسیر نیل به رتبه اول پیشرفت می‌کند، تعامل همچنان در حال وقوع است. به گونه‌ای که فرد، متاثر از اینکه در جایگاه شایسته‌ای قرار دارد، آرامش روانی می‌یابد. در این صورت، تلفیق امنیت و تفرد (جایگاه) پایداری روانی را به همراه دارد و در ادامه، پیشرفت به وقوع می‌پیوندد.

تمام عوامل تاثیرگذار در تفرد بستر را برای تصمیم‌گیری مهیا می‌کنند. اگر افراد از درصد مناسبی از همه‌ی این عوامل برخوردار باشند، با توجه به اینکه ماهیت تعاملی آنها پابرجاست، تصمیم‌گیری صحیح‌تری صورت می‌گیرد. در واقع، قاطعیت و اطمینان درست از خود، متاثر از برخورداری مناسب از این عوامل است.

فردیت در تفرد تاثیرگذار بوده و روان‌شناسی تعاملی به این شکل آن را معرفی می‌کند: برخورداری از آزادی کافی و استقلال فردی همراه با تلاش کمال‌گرایانه در کار، مبتنی بر خودشناسی کافی و شناخت خوب از اطرافیان که منجر به نفوذ در دیگران می‌شود.

در حقیقت، فردیت خواسته و انتظار است، نه نیاز (تفرد، نیاز است). انتظار تلفیقی از پایه‌های هفت‌گانه است، به گونه‌ای که تعامل این پایه‌های هفت‌گانه تحت تاثیر ریشه‌های پنج‌گانه، انتظارات را ایجاد می‌کنند.

آزادی به معنای بی‌حد و مرز بودن، در تعارض با امنیت است. استقلال و آزادی، احساس تنهایی، رهاشدگی، ناامنی و افسردگی می‌آفریند. تعامل فردیت با تفرد به این شکل است که در تفرد، فرد حریم خود و دیگری را می‌شناسد و آگاه است که نباید به حریم دیگری وارد شود و اجازه ورود دیگری به حریم خود را نمی‌دهد، و این برخلاف استقلال و آزادی است، چرا که فرد متفرد حد و مرز قائل است.

اصل در زندگی، تفرد است نه استقلال و آزادی (فردیت). آزادی و استقلال نباید به عنوان نیاز مورد خطاب قرار گیرد، چرا که درگیری ایجاد کرده و بذر بیماری را در ذهن می‌پروراند. آزادی و استقلال (فردیت) در حقیقت انتظار و خواسته است.

نفوذ در دیگران نتیجه‌ی مستقیم روانی است که فرد در جایگاه خود قرار گرفته؛ حقیقتاً زمانی نفوذ در دیگران صورت می‌پذیرد که فرد از نیاز تفرد (جایگاه) برخوردار باشد. زمانی که فرد به دنبال استقلال و آزادی باشد، ابهام در هویت دارد، یعنی از جایگاه و هویت برخوردار نبوده و این موجب خشم آدمی می‌شود.

میزان انتظار فرد از فردیت باید مورد بررسی قرار گیرد، چرا که انتظارات هیجان ایجاد می‌کنند و هیجان همان رفتار است. در حقیقت، آدمی به میزان انتظاراتش بی‌تاب می‌شود. وظیفه‌ی یک درمانگر چیره، بهسازی انتظارات فرد از خود و دیگران است. مبنای روان‌درمانی، فاصله بین نیاز و انتظار است و روان‌درمانگر باید به این فاصله بیفزاید.

نگارنده: آیدا درویشیان و یاسمن رضائی

شرح موضوعی

برخورداری از آزادی کافی و استقلال فردی همراه با تلاش کمال گرایانه در کار مبتنی برخودشناسی کافی و شناخت خوب اطرافیان که منجرّ به نفوذ در دیگران می‌شود.

تعریف انگلیسی

The interactive nature of the three needs, namely the relationship of the three needs for security, individuation, and progress, brings us satisfaction and contentment in life.

In fact, after establishing psychological security (recreation, encouragement, support, companionship, attachment, acceptance, permanence, guidance, non-loneliness, connection), the individual finds their rightful place and embarks on the path towards achieving the highest rank (status, individuality, identity, autonomy, validation, meaning, respect, self-awareness, freedom, independence) and progress (growth, dynamism, self-efficacy, perfectionism, cultivation, striving for excellence, self-actualization).

It is possible that considering this process, where after establishing psychological security, the individual finds a deserving position and progresses towards the highest rank, interaction is still occurring. In such a way that the individual, influenced by their deserving position, finds psychological calmness. In this case, the combination of security and individuation (status) leads to psychological stability, and subsequently, progress occurs.