پرش به محتوای اصلی

۱۳. سنّ

۵ دقیقه مطالعه

«سنّ » به عنوان یک عامل محیطیّ( خارجی) در گرایش سیاسی مطرح بوده است. بر طبق جدول «سه» جوانترین گروه(متولّدین 1915 به بعد ) از گروه مسنّ تر، ثبات کمتری در محافظه کاری نشان داده است. (18/5 برای جوانترین در مقایسه با 62/5 برای مسنّ ترین) سه گروه مسنّ تر تفاوتی را در این زمینه بروز ندادند.

همین گرایش در جنسیّت مؤنّث نیز برای متولّدین 1915 به بعد نیز نشان داده شد؛ امّا این اختلاف معنی دار نبود (میانگین سه گروه مسنّ تر 41/5 و گروه جوان 16/5 بود).

جدول 3 - نتایج سنّی و میزان r-c

جنسیّت

سال تولّد

زنانمردان

انحراف معیار

میانگینتعدادانحراف معیارمیانگینتعداد
قبل از 190512/127/61548/162/558
1909-190545/139/517759/161/5228
1914-191046/138/527753/164/5335
1915 به بعد39/116/57438/118/577

تحصیل

در میان مردان و زنان، محافظه کارترین افراد، کسانی بودند که وارد کالج شده بودند، امّا فارغ التحصیل نشدند. فارغ التّحصیلان به مرکز مقیاس نزدیکتر بودند و در میان زنان، این امر بیش از مردان بروز داشت.

کسانی که وارد کالج نشده بودند، در کلّیهٔ موارد، میان دو گروه تحصیلی دیگر قرار داشتند.

در میان گروه فارغ التحصیل، مردان تفاوتهایی را در مورد میزانr-cبر طبق درجهٔ تحصیلی نشان دادند. در جدول چهار، نتایج r-c از لحاظ وضعیّت تحصیلی به چشم می‌خورد:

جدول 4- نتایج سطح تحصیلات و میزانr-c

جنسیّت

سطح تحصیلات

زنانمردان

انحراف معیار

میانگینتعدادانحراف معیارمیانگینتعداد
فارغ التّحصیل41/130/538354/151/5504
دانشجوی سال 1 تا 444/160/57844/183/5107
زیر کالج49/154/58260/162/587

شغل و حرفه

نقطه نظرات سیاسی و اجتماعی همراه با شغل و حرفه، تنوّع و پراکندگی داشت. گرچه در این مورد استثنائاتی به چشم می‌خورد. بر طبق « مقیاس حرفه ای مینه سوتا»، مردان گروه الف دارای میانگین 40/5 در درجه بندی r-cبودند و این میانگین برای گروه ب، 72/5 بود. مردان گروه ج تقریباً مشابه با گروه ب بودند ( در حدود 73/5) .

محافظه کارترین گروه 11 مرد از گروه د بودند( کشاورزی و شغلهای مربوط به آن 45/6)

(طبقه بندی شغلهای « مینه سوتا» در مبحث گرایشهای سیاسی ذکر شده است)

در جدول پنج، نتایج شغلی و حرفه ای نشان داده شده است.

اغلب مردانی که دارای شغلهای 1 تا 6 بودند، معمولاً بازخورد سیاسی آزادی خواهانه تری داشتند. این امر به ویژهٔ هنگامی که شغلهای 11 تا 17 و 18 تا 21 نیز مقایسه می‌شوند، بارزتر است.

آزادی خواهترین گروه زنانی بودند که شغلهای متنوّع و پراکنده ای داشتند این میانگین برای آنها 63/4 بود. زنان خانه دار به عنوان بزرگترین گروه شرکت کننده (339 نفر) میانگین 50/5 داشتند. در جدول شش، شغلهای زنان تیزهوش و r-c نشان داده شده است.

جدول 5 نتایج شغلی و حرفه ای و میزانr-c

ردیفشغلتعدادمیانگینانحراف معیار
1خدمات شغلی و رفاهی1127/40
2روزنامه نگار، مؤلّف1729/427/1
3روحانی743/40
4دانشمند در علوم سیاسی یا اقتصادی74/430
5کارگردان، تهیّه کننده، نویسنّده1471/452/1
6استاد کالج یا دانشگاه4075/439/1
7معلّم3508/521/1
8معمار838/50
9امّارگر و محاسبه گر3847/548/1
10شیمیدان یا فیزیکدان3250/546/1
11روابط عمومی و اجتماعی2246/532/1
12تجارت، کسب آزاد3465/580/1
13امور بازرگانی2568/530/1
14طبابت4173/515/1
15شغلهای اجرایی در کسب و صنعت5985/524/1
16حقوقدان7185/541/1
17مهندس4888/576/1
18نظامی1619/647/1
19امور بانکی، مالی یا بیمه3639/628/1
20کشاورزی و زراعت1145/60
21فروشنده در امور مهندسی و فنی1958/623/1

جدول 6- مشاغل زنان تیزهوش و میزان r-c

ردیفشغلتعدادمیانگینانحراف معیار
1شغلهای متفرّقه5463/440/1
2شغلهای دانشگاهی2917/570/1
3امور اداری و تدریس در دبیرستان4617/546/1
4خانه دار33950/533/1
5اداری، تجاری، سایر شغلهای دفتری6664/551/1

درآمد

درسال 1949 ، 322 نفر دارای درآمد سالانه 7000 دلار بودند که میانگین آنها 72/5 بود. یعنی غالباً محافظه کارتر بودند. در حالی که گروه دیگر که کمتر از 7000 دلار درآمد داشتند، دارای میانگین 45/5 بودند. این تفاوت معتبر بود (02/0= p)

برای زنان این امر برعکس بود.21 زن که درآمد6000 دلار یا بیشتر داشتند، آزادیخواه ترین گروهها را تشکیل می‌دادند. امّا این تفاوت معتبر نبود.

به هر حال در مجموع می‌توان گفت که مردان و زنان تیزهوش که در حدود بالای 7000 دلار درآمد داشتند، نسبتاً محافظه کارتر از گروه زیر 7000 دلار بودند.

هوش

رادیکالیسم با آزادی خواهی ارتباط مثبتی با نمرات بالا در آزمون « تصوّر از تسلّط» داشت. این نتایج در جدول «هفت» دیده می‌شود:

جدول 7 - نمرات بر مبنای آزمون تصوّر از تسلّط

جنسیّت

درجه بندی

مردانزنان

تعداد

میانگینانحراف معیارتعدادمیانگینانحراف معیار
(3 و 2 و 1) رادیکالیسم491/1557/21507/1538/15
(6 و 5 و 4) متوسّط2801/1406/282487/13229
(9 و 8 و 7) محافظه کاری1793/153291168/1269/25

برای مردان میانگین 150 و برای رادیکالیسم (3 و 2 و 1) و 140 برای حدّ متوسّط (6و5و4) به دست آمد. تفاوت مزبور به طور فوق العاده ای معتبر بود (001/0= p)

در میان زنان، میانگینهای 7/153 برای رادیکالیسم و 7/132 برای حدّ متوسّط به دست آمد که این اختلاف معنی دارتر بود (0001/0 =p).

کسانی که خود را محافظه کارتر تلقّی می‌کردند، پایینترین نمرات «خودباوری» را داشتند؛ اختلاف میانگین نمرات حیطه محافظه کاری (9 و8و7) برای دو جنس چندان معنی دار نبود.(09/0 p= برای مردان و (05/0 = p برای زنان).

گرچه تعداد موارد با هوشبهر بالای 170 کمتر از حدّی بود که بتوان استنتاجی نمود، امّا این گونه افراد، گرایش کمی به محافظه کاری نشان می‌دادند. 42 مردی که دارای هوشبهر 170 و بالاتر در طفولیّت بودند، در درجه بندی r-cدر سال 1950 میانگین 07/5 (8/1 =S.D) داشتند و برای گروه کلّی مردان، این میانگین 57/5 بود.

برای 31 زن که در دوران طفولیّت دارای هوشبهر 170 و بالاتر بودند، در سال 1950 میانگین 5/19 (151= S.D) در مقایسه با یک میانگین 38/5 برای کلّیه زنان به دست آد.

گرچه افراد دارای هوشبهر عالی در دورهٔ کودکی به طور متوسّط غالباً گرایش آزادی خواه داشتند، امّا در حدّ فاصل 1940 و 1950 بیشتر محافظه کار شدند. میانگین r-c برای مردان این گروه در سال 1940 ، 83/4 و برای زنان در همین سال 90/4 بود.