۳۴. نقش بهداشتی هویّت شغلی و خانوادگی
چنان که میدانیم هویّت شغلی و خانوادگی از جمله مهمترین هویّتهای محیطی آدمی محسوب میشوند. جدیدترین مطالعات در قلمرو روان شناسی ازدواج و خانواده نشان میدهند که اشتغال از یک نقش بسزا در بهداشت روانی فرد، رابطه زناشویی و خانواده برخوردار است. تعارضهای شغلی و دغدغههای مربوط به امور حرفه ای میتواند وضعیّت بهداشتی و سلامتی روان آدمی را دچار آسیب کند. چنان که آشکار شده است، تغییرات و دگرگونیهای مربوط به نقشهای شغلی و حرفه ای، آثار بلندمدّتی بر روی وضعیّت روانی شاغل بر جای میگذارد:
«نقش تغییرات شغلی و زناشویی در آشفتگی روانی فرد به وسیله یک مطالعه طولی بررسی شد. مطالعه بر روی یک نمونه مرکّب از دویست و ده زوج شاغل دارای دو درآمد نشان داد که:
1 تغییرات بلند مدّت در کیفیّت نقش شغلی با تغییرات بلند مدّت در پریشانی فرد ارتباط دارد و اندازه این ارتباط، تفاوت کمی بر اساس جنسیّت دارد.
2- تغییرات بلند مدّت در کیفیّت نقش زناشویی، همچنین با تغییرات در پریشانی همبسته است؛ امّا میزان آن بستگی به جنسیّت دارد. تغییر در تجربه زناشویی با تغییر در آشفتگی در میان زنان متأهّل شاغل تمام وقت بیش از شوهران، همبستگی و رابطه دارد»12.
جا به جاییهای شغلی، تغییرات در وظایف و مسؤولیّتهای حرفه ای و سایر دگرگونیها، نوعی وضعیّت متزلزل در هویّت شغلی را ایجاد میکند و به طور طبیعی امنیّت و آرامش روانی شاغل را مختل میسازد. در این شرایط، ناامنی و تشویشهای شغلی، وضعیّت عمومی فرد را از حیث روانی به مخاطره میاندازد و وی را پریشان و آشفته میکند.
با این بیان، ثبات و استواری در موقعیّتها و نقشهای شغلی، از عوامل مهمّ در نگهداری سلامتی و بهداشت روانی فرد به شمار میآید.
به نظر میرسد که اثرات بهداشتی وضعیّت شغلی بستگی به عامل جنسیّت دارد؛ چنان که بهداشت روانی همسران، متأثّر از ویژگیهای موقعیّت خانوادگی هریک از آنهاست.
«در یک پژوهش، کیفیّت تأثیرگذاری عوامل جنسیّتی و نژادی بر روی روابط میان ویژگیهای شغلی و خانوادگی بررسی شد. نمونه مورد بررسی شامل دو هزار و پانصد و هفتاد و هشت نفر (سیزده درصد آمریکایی آفریقایی تبار) میگردید که شاغل، متأهّل و دارای یک فرزند بودند. سلامتی بدنی و بهداشت روانی (متغیّرهای وابسته)، موقعیّت نقشی، تحصیلات، و سن (متغیّر مهار شده) و ویژگیهای عینی نقشها و رضایت در روابط زناشویی (متغیّرهای مستقل) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که برخی از ویژگیهای نقشی شغلی و خانوادگی، اثرات بهداشتی معناداری داشتند؛ امّا تعدادی از تفاوتهای جنسیّتی و نژادی معنادار یافت شدند و ویژگیهای نقشی، الگوی تفاوتهای جنسیّتی و نژادی در سلامتی را تغییر نداد. به طور کلّی تفاوتهای جنسیّتی بیش از اختلافهای نژادی بود»61.
بر این اساس، میزان خشنودی زوجین از روابط زناشویی، در کنار خصایص عینی نقشهای خانوادگی، بر روی سلامت بدنی و بهداشت روانی همسران اثر میگذارد. ظاهراً هرچه این نقشها از استواری بیشتری برخوردار باشند و هویّت محیطی معتبرتری را به فرد ببخشند، کمک بیشتری به بهداشت روانی زوجین میکنند.
از سوی دیگر، نقشها و هویّتهای متزلزل در شغل و خانواد، علاوه بر آن که فرد را پریشان میسازد، سلامت بدنی وی را نیز به مخاطره میاندازد و چه بسا بروز برخی از بیماریهای جسمی مهم، ناشی از تضعیف این نقشهای محیطی شغلی و خانوادگی باشد.
این طور به نظر میرسد که نقشهای مستحکم شغلی و خانوادگی همراه با رضایت در روابط زناشویی است؛ یعنی نقش و هویّت محیطی متزلزل، پابه پای نارضایتی زناشویی، به رشد بهداشت روانی و سلامت بدنی همسران میانجامد. با توجّه به محتویّات مذکور، تقویّت هویّت محیطی( به ویژه شغلی و خانوادگی) موجب حفظ سلامتی عمومی فرد و خانواده است.