مفهوم «نبوغ» از جمله مفاهیم بنیادینی است که در گسترهٔ استعداد و تیزهوشی و نخبگی همواره مورد توجه بوده است. با این حال، مبانی و مفاهیم تیزهوشی و نخبگی هرچند از استحکام برخوردارند، از برخی ابهامات نظری و ارزشی مصون نیستند. این امید وجود دارد که با توجه روزافزون و چشمگیر جهانی به پدیدهٔ نخبگی و استعدادهای درخشان، این ابهامات نیز بهتدریج از میان بروند. یکی از راههای کاستن از چنین ابهاماتی، روشن ساختن جایگاه «نبوغ» در کنار مفاهیمی چون «استعداد»، «نوآوری»، «موفقیت» و «نخبگی» است. در اینجا نخست به برداشت متخصصان و عامهٔ مردم از این مفهوم میپردازیم و سپس تعریف نبوغ، پیوند آن با نخبگی و دلالتهای روانشناختی و تربیتی آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ نبوغ در برداشت متخصصان و عامهٔ مردم
«پارادایم تلویحی نخبگی» بر پایهٔ برداشت متخصصان حوزهٔ استعدادهای درخشان ایران و عموم مردم دربارهٔ مفهوم «نخبگی» پیریزی شد. برای بررسی دیدگاهها و نظرات این دو گروه در شهر تهران، از دو فهرست باز پاسخ و بسته پاسخ استفاده گردید و ابزارهای اندازهگیری طی سه مرحله فراهم آمدند.
در مرحلهٔ نخست، پنجاه نفر کارشناس و پنجاه نفر از افراد عامه مورد مطالعه قرار گرفتند و از پاسخ آنان به یک سؤال باز پاسخ، فهرستی شامل بیست گزاره به دست آمد. نکتهٔ درخور توجه آن است که «نبوغ» در چندین گزاره از این فهرست بهروشنی حضور داشت؛ از جمله:
1 ـ استعداد همراه با نبوغ؛
2 ـ داشتن نبوغ در هر زمینهای؛
3 ـ موفقیت بسیار زیاد از روی نبوغ.
در مرحلهٔ دوم، یک نمونهٔ چهارصدنفری از ساکنان بالای بیست و پنج سال شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت و در تعریف حاصل از آن، گزارهٔ «استعداد همراه با نبوغ» در صدر جای گرفت. سرانجام در مرحلهٔ بررسی روایی سازه، با تحلیل عاملی همراه با سایر مفاهیم بنیادین یعنی «استعداد»، «نوآوری» و «نبوغ» بر روی یک نمونهٔ پانصدنفری از ساکنان بالای بیست و پنج سال شهر تهران، این تعریف نهایی حاصل آمد:
«نخبگی به معنای استعداد همراه با نبوغ نوآورانه است.»
بدین ترتیب آشکار میشود که در برداشت متخصصان و عامهٔ مردم، نبوغ نه مفهومی حاشیهای، بلکه هستهٔ اساسی درک نخبگی را تشکیل میدهد.
ب ـ نبوغ: ترکیبیافتگی استعداد و موفقیت
همهٔ انسانها از استعداد، که زمینهٔ بنیادین نخبگی است، برخوردارند؛ اما استعداد بهتنهایی نبوغ نیست. در شرح انگارهٔ مزبور باید بیان داشت هنگامی که «استعداد» و «موفقیت» در یک زمینهٔ بسیار خاص در هم میآمیزند، «نبوغ» پدید میآید. پس «نبوغ» حاصل ترکیبیافتگی استعداد و موفقیت در یک زمینهٔ بسیار خاص است.
از این تعریف دو نکتهٔ اساسی استنباط میشود: نخست آنکه نبوغ امری بالفعل و تحققیافته است و به صرف وجود توانایی بالقوه شکل نمیگیرد؛ دوم آنکه نبوغ در یک زمینهٔ بسیار خاص بروز میکند. این برداشت با گزارههایی چون «انجام کار با توانایی خاص در یک زمینه» و «موفقیت بسیار زیاد از روی نبوغ» که در فهرست برداشتها آمده بود، هماهنگی کامل دارد.
ج ـ از نبوغ تا نخبگی
هنگامی که «نبوغ» با «نوآوری» ترکیب میشود، «نخبگی» شکل میگیرد؛ به بیان دیگر، نخبگی ثمرهٔ یکپارچگی استعداد، نوآوری و موفقیت است. اگر توجه داشته باشیم که موفقیت مشتمل بر «پیشرفت تحصیلی» و «سرآمدی» است، از «نخبگی» میتوان این تعابیر را ارائه داد:
1 ـ «نبوغ نوآورانه»؛
2 ـ «استعداد نوآورانهٔ موفقیتآمیز»؛
3 ـ «استعداد نوآورانهٔ توأم با پیشرفت و سرآمدی».
بنابراین نبوغ پلهای میانی میان استعداد و نخبگی است. فرد نابغه از استعداد موفقیتآمیز در زمینهای خاص بهرهمند است، اما برای آنکه به نخبگی برسد، باید این نبوغ با ابتکار چیزهای نو یا ابداع روشهای تازه، ارائهٔ طرحی سودمند برای نخستین بار و ایجاد کار جدید برای بهبود زندگی با بهرهگیری از اندیشه و خلاقیت بر پایهٔ هوش و دانش درآمیزد.
د ـ نبوغ و خودباوری
پیوند نبوغ با خودباوری از زوایای مهم این مفهوم است. بررسی عوامل تعدیلی خودباوری در میان تیزهوشان نشان میدهد که با افزایش هوش در جامعهٔ تیزهوشان و نزدیک شدن به حوزهٔ نبوغ، رابطهٔ خودباوری با هوش افزایش مییابد. در نظامهای ارزشی فردیتگرا و جوامعی که به استقلال شخصی اهمیت برجستهای میدهند، این رابطه نیز بیشتر میشود.
با توجه به مجموع این یافتهها میتوان استنباط کرد که عالیترین خودباوری تحصیلی را بر مبنای مقیاس «پیرز ـ هاریس»، پسران نوجوانی نشان میدهند که دارای نبوغ تحصیلی هستند و از حمایت غنی و نیرومند فردگرایانه برخوردارند. بدیهی است که هرگونه بررسی و پژوهش در قلمرو خودباوری، بهویژه در جامعهٔ نخبگان، باید به جایگاه نبوغ در کنار سایر عوامل تعدیلی توجهی تام مبذول دارد.
هـ ـ نبوغ و نارسایی ظاهری در تحول شناختی
نبوغ همیشه در همهٔ جلوههای رفتاری و تحولی فرد آشکار نمیشود. ممکن است کودکی از نبوغ سرشار برخوردار باشد، اما در روند تحول شناختی نارسایی بروز دهد و ظاهراً عقبماندهتر از همسالان عادی به نظر برسد. این نارسایی از نبوغ وی چیزی نمیکاهد. چنین مواردی بسیار استثنایی و نادر هستند، اما وجود دارند.
از اینرو برای معلمان ضروری است که خود را با قابلیتهای شناختی و ذهنی فوقالعادهٔ این کودکان هماهنگ سازند و از داوری شتابزده بر پایهٔ ظواهر تحولی بپرهیزند؛ زیرا چنین داوریای میتواند نبوغ واقعی کودک را از نظر دور نگه دارد.
و ـ نبوغ و خطر خودپنداری
خودباوری ملازم با حرمت خود است و حرمت خود به این معناست که شخص برای خویش چنان ارزش و احترام و ارجی قائل باشد که مبادرت به انجام امور توهینآمیز نکند و خود را از آن امور برحذر دارد:
«مَنْ عَرَفَ قَدْرَ نَفْسِهِ لَمْ یُهِنْها بِالْفانِیاتِ»
«هر که اندازهٔ خودش را شناخت، خود را با امور نابودشدنی، خوار و کوچک ننمود.»
با این همه، نبوغ خود میتواند زمینهٔ نوعی لغزش را فراهم آورد. چه بسا که فرد دارای هوش برجسته و نبوغ فراوان، گاهی دچار خودپنداری شود و واقعیت خویش را نشناسد و در نتیجه به برخی گمانها و پندارهای باطل دربارهٔ خود آلوده گردد و خود را در معرض هلاکت و نابودی در کارزارهای واقعیت قرار دهد. در این هنگام، تیزهوشی و حتی نبوغ فوقالعاده نیز بهتنهایی توان نجات و رهایی وی را نخواهد داشت:
چون نه شیری هین منه تو پای پیش / کان اجل گرگ است و جان توست میش
بهطور کلی، نبوغ حاصل درآمیختگی استعداد و موفقیت در یک زمینهٔ بسیار خاص است و با پیوستن به نوآوری، به نخبگی میانجامد. نبوغ با خودباوری پیوندی نزدیک دارد و هرچه هوش به حوزهٔ نبوغ نزدیکتر شود، این پیوند نیرومندتر میگردد؛ اما در عین حال، نبوغ ممکن است در پس نارساییهای ظاهری تحول پنهان بماند یا در صورت فقدان شناخت درست از خویشتن، به خودپنداری بینجامد. روشن است که شناخت دقیق این مفهوم، شرایط مساعدتری برای تشخیص، پرورش و هدایت نوابغ و نخبگان فراهم میسازد.
منبع
نخبهشناسی، «پارادایم تلویحی نخبگی» — پارادایم تلویحی نخبگی
استعداد و تیزهوشی، «جمع بندی» — جمع بندی
استعداد و تیزهوشی، «استنباط» — استنباط
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «فصل ششم» — فصل ششم