انگاره تعادل روان
تعریف
تعادل روان در کانون ملاحظات بهداشت و سلامت روان جای دارد. کم و بیش کلیّهٔ تلاشها و کوششهای بالینی و درمانی، تحقّق «تعادل روان» را پیمیگیرند. چنانکه خواهیم دید تعادل روان خشنودی درونی از زندگی را نیز در پیمیگیرد. لذا هرجا تعادل روان حاصل شد، الزاما رضایت از زندگی به مفهوم استوار و مستحکم آن دستیابی گردیده است.امّا این گونه نیست که خوشنودی درونی اززندگی مستلزم تعادل روان باشد. به بیان دیگر، خوشنودی از زندگی برای تحقّق تعادل روان، کفایت ندارد.
بسط نظری و پژوهشی «هیجان اندیشه» در گسترهٔ سلامت روان منجر به پیریزی «انگاره تعادل روان» شده است.
این انگاره در تعامل نظریّه هیجان اندیشه با «نظریّه تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیّت » حاصل گردید. بر پایه این مبانی نظری سه قلمرو گسترده وجود دارد:
الف) خشنودی روانی
این قلمرو متمرکز بر بزرگترین مؤلّفههای رضایت از زندگی است.
- ب) پایداری
قلمرو مزبور بر «حاکمیّت نظم در جایگاه یابی و رهیابی پشتیبانی شده برای پیشرفت» تأکید دارد.
- ج) دادپویی
این حوزه به نیرومندی شخصیّتی و «روان آرامی» ناشی از «پاکزیستی» اشاره میکند.
بررسیهای تحلیل عاملی از زاویه دیگری بر وجود سه حوزه مهمّ سلامت روان تأکید ورزید: «تعادل»، «درستی» و «پایایی روانی».
تعریف تکمیلی
بسط نظری و پژوهشی «هیجان اندیشه» در گسترٔ سلامت روان منجر به پیریزی «انگاره تعادل روان» شده است.