تعادل
تعریف
تعادل و سنجیدگی در تصمیمگیری و عمل به معنای اتخاذ تصمیم درست در موقعیتهای حساس بر اساس بررسی کامل و همهجانبه است. این به معنای انجام عملی با توازن و سنجیدگی در موقعیتها و شرایط مختلف است. برای تصمیمگیری و عمل بهتر، استفاده از تقویت در جنبههای ارزشمند و قدرت استدلال در تشخیص منطقی، عمل به طور عاقبتاندیشانه و حفظ تعادل ضروری است.
تعادل یکی از عناصر مهم در فهرست خردمندی است، مبنایی که در زمینه روانشناسی تعاملی مطرح میشود.
نگارنده: لیلا حسین زاده
تعریف تکمیلی
تعادل به معنای گسترده یعنی «اعتقاد به خدا و برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی، ریشه دواندن معنویّت و اهمیّت اصالت در زندگی و پیگیری سالم زیستی همراه با وفاداری و استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی، پایبندی به ارزشهای دینی، اخلاق، درستی و رعایت ارزشهای معنوی است که مجموعاً موجب بهره مندی از حمایت معنوی، پشتیبانی اجتماعی، ظرفیّت تحلیل عقلانی، همهجانبه نگری روشن بینانه برای تصمیمگیری درهنگام رویارویی با سختیها و بهینگی درکار بزرگ و نو همراه با کارآمدی سختکوشانه و دانش محورانه میشود. افزون بر آن به تأثیر اجتماعی با رعایت حقوق دیگران نیز تحقّق میبخشد. برایند کلّی چنین زمینه ای رضایت از زندگی و احساس سرزندگی است.»
تعادل اصطلاحاً مشتمل بر شش مؤلّفه است: «پاکزیستی»، «خردورزی»، «معنویت»، «خشنودی»، «پویایی» و«انتزاع».
تعریف انگلیسی
Balance and deliberation in decision-making and action mean making the right decision in sensitive situations based on thorough and comprehensive evaluation. This entails taking action with balance and deliberation in various situations and circumstances. For better decision-making and action, utilizing strengthening in valuable aspects and the power of reasoning in logical diagnosis, acting thoughtfully, and maintaining balance are necessary.
Balance is one of the important elements in the list of wisdom, a foundation that is discussed in the field of interactive psychology.