پرش به محتوای اصلی

۲. الف) ویژگیهای اندیشه فرد خلّاق

۵ دقیقه مطالعه

این ویژگیها مرکّب از چند مؤلّفه است: 1) بررسی پرسش، 2) تخیّل و راحت‌درونی از روشِ شناختی، 3) ارتجال کلامی درونی، 4) اندیشه واگرا، 5) ظرفیّت واپس‌روی ژرفتر و سهولت برای بازگردانی فرآیند ثانوی اندیشه.

روشهای اندیشیدن و تفکّر از منابع بنیادین رشد و بروز خلّاقیّت قلمداد شده است.(گاچی، 2001)8

بررسیها آشکار می‌کنند که رابطه مثبتی میان توانایی ساختاربندی ( ترکیب دهی) مسأله و سازگاری راه حلّ با نوع شخصیّت وجود دارد. ساختاربندی به معنای چگونگی تفسیر مسایل معیوب است. این روش برخوردِ با مسایل پیچیده، بستگی به ویژگیهای شخصیّت دارد.(رایتر پالمون و همکاران، 1998)9

«اندیشه خاصّ» فرد خلّاق با خصیصه بسیار مهمّ «راحت‌درونی»10و شرح صدر ویژه، همراه است. در مطالعات مربوط به عناصر و مؤلّفه‌های خلّاقیّت به این ویژگی توجّه خاصّی مبذول شده است. «گشودگی درونی» حتّی به منزله یک مهارت خلّاقیّت، در تسهیل و بروز آفرینندگی مؤثّر است.(اسلابرت، 1994)11هنگامی که یک فرد به ظرفیّت بالاتری برای «راحت‌درونی» و «گشودگی»12نایل آید، امکان تحقّق خلّاقیّت حاصل می‌شود.(پارنز، 1971)

اگر «انعطاف‌پذیری» به منزله یک خصیصه بنیادی برای افراد خلّاق به شمار می‌آید،(شریفی، 1383؛ ترستون و رانکو، 199913( به نظر می‌رسد از ماهیّت «گشودگی درونی» نشأت می‌گیرد.(هیل، 1992) از این رو، نظام روانی فرد خلّاق با «جزم‌اندیشی»14سازگار نیست. فرد جزم‌اندیش نمی‌تواند نوآور باشد.(گلداسمیت، 1984)

«راحت‌درونی» شرایط را برای «تخیّل»15نیز فراهم می‌آورد. بنابراین، خصیصه « تخیّل» یک ویژگی شناخته شده برای همه افراد خلّاق به شمار می‌آید.(بچتولد و ورنر، 1973؛ هیل، 1992) حتّی برخی از پژوهشها، «تخیّل» را یک فرآیند ضروری برای اندیشه خلّاق می‌دانند. در واقع شخصیّت و روش شناخت، عوامل اساسی در تعیین این امر هستند که چه اندیشه خلّاقی می‌تواند از طریق «تخیّل» تسهیل شود.(فوریشا، 1978)16«تخیّل» در مطالعات دیگر نیز یک عنصر مهمّ از مدیریّت خلّاقانه به شمار آمده است.(هرست و همکاران، 1991)17. تشویق تلاشهای خیال‌پرورانه و حمایت از آن می‌تواند سبب پرورش خلّاقیّت شود.(گالبرایت و ونتزل، 2001)18

به طور کلّی «ارتجال در کارکرد»19از ویژگیهای افراد خلّاق به شمار می‌آید.(نمیرو، 1997) این ویژگی آن چنان نکته‌ای بارز است که از سوی اطرافیان نظیر معلّمان، طرز رفتار بی‌اختیارانه، ارتجالی و خود به خودی، به منزله یک رویه و منش خاصّ افراد خلّاق گزارش می‌شود.(وستبی و داوسون، 1995)20علاوه بر آن، افراد بسیار خلّاق در «تداعی آزاد»21برجسته‌ترند.(ریگل و همکاران، 1966)22در نتیجه، افراد خلّاق در «تداعی کلمات»23نیز برتری ملموسی نشان می‌دهند. در بررسی «تداعی کلمات» به منزله شاخص خلّاقیّت، آشکار شد که تداعیهای متوسّط (نه بسیار نادر) ممکن است شاخص بهتری را برای توانایی خلّاقانه فراهم آورد.(گاف، 1976)24این تداعی کلمات، شرایط را برای بیان آسان و راحت هموار می‌کند. از این رو راحتی و «آسان‌بیان‌گری»25به منزله یک خصیصه شخصیّتی در تشخیص و پرورش توانایی بالقوّه خلّاقیّت و حلّ مسأله خلّاقانه نقش مهمّی ایفا می‌کند.(ون هوک و تگانو، 2002)26برخی از پژوهشگران تعبیر« گوش دادن به ندای درون»27را نیز به کار می‌برند.(ترفینگر، 2004)28

به طور کلّی از این ویژگیها می‌توان تحت عنوان «ارتجال کلامی درونی» یاد کرد. ممکن است این ارتجال در فعّالیّتها همراه با نهفتگی باشد. از این رو، مطالعات، گویای آن است که «نهفتگی ناهشیارانه»29از خصایص خلّاقیّت قلمداد می‌شود.(سیمونتون، 1999)

در تبیین روشنتر این حیطه، از اصطلاح «اندیشه واگرا» نیز استفاده می‌شود.(کارسون، 1999)30«اندیشه واگرا» با خلّاقیّت رابطه تنگاتنگی دارد.(وایت، 1968؛ کابانوف و باتگر، 1991؛ ترستون و رانکو، 1999)31«اندیشه واگرا» از ویژگیهای افراد خلّاق است که سبب فرآوری خلّاقانه می‌شود.(نیکولز، 1972)32و در کنار شخصیّت، می‌تواند به عنوان شاخص ظرفیّت خلّاقانه به شمار آید.(دیویس، 1989)33

فرد خلّاق قادر است ارزشها، عقاید و باورهای متعارض را در خود، یکپارچه سازد و آنها را در مسیر عملی خاصّی همگرا و منسجم کند.(کارسون، 1999؛ ترفینگر، 2004)

مطالعه مقایسه‌ای فرآیند آغازین با ظرفیّت خلّاقانه در دو گروه سنّی متفاوت در میان هنرمندان خلّاق نشان داد که هنرمندان بالغ و پخته به این علّت از توانایی بیشتر در فرآوری خلّاقانه برخوردارند که قادرترند تا «واپس‌روی ژرفتر»34انجام دهند. علاوه بر آن، برای بازگردانی «فرآیند ثانوی اندیشه»35سهولت بیشتری را ابراز می‌دارند.(دادک و چمبرلند، 1984)36

همچنین در توصیف روشِ شناختی فرد خلّاق ذکر می‌شود که وی راه‌حلّهای نامفهوم غیرعادی یا ابتکاری را برای مسائل به کار می‌گیرد. فرآیند خلّاقیّت، مقتضی انجام یک کاوشگری فعّالانه برای بررسی شکافهای میان دانش، مسأله‌یابی و تلاش مدبّرانه برای شکستن موانع و محدودیّتهای موجود در حیطه شخصی است.(اشترنبرگ و تاردیف، 1989) بنابراین رفتارهای مقابله‌ای متنوّعی در رویارویی با مسایل نو به کار می‌رود که به ویژه درخور افراد خودشکوفا و دارای بهداشت روانی است.(پارنز، 1971)

پنج ویژگی اندیشه فرد خلّاق در یک ساختار هماهنگ قرار می‌گیرند. از سویی «راحت‌درونی» در پیوند با «واپس‌روی ژرفتر» قرار می‌گیرد. از این رو «گشودگی» همراه با «دلیری برای بررسی عقاید» در میان افراد خلّاق مورد تأکید بعضی پژوهشگران واقع شده است.(ترفینگر، 2004) از دیگر سو «باراندن بر ذهن»37ممکن است به منزله یک برآیند تعاملیِ «راحت‌درونی»، «ارتجال کلامی درونی» و «واگرایی اندیشه» قلمداد شود. لذا مطالعات حاکی از آن است که «باراندن بر ذهن» باعث افزایش قابل ملاحظه‌ای در کمیّت و کیفیّت نظرها و عقاید می‌شود.(میدو و پارنز، 1959)38و سرانجام اگر بپذیریم موفّقیّت هر برنامه پرورشی خلّاقیّت که به گسترش سیّالی و انعطاف‌پذیری کلامی منجر می‌شود، بستگی به بهسازی ترجیحهای مربوط به روشِ شناختی در «رویارویی با پیچیدگی» دارد و این برنامه‌ها بر «دریافت حسّی مسایل»، «عقیده‌یابی» و «بازشناسی مسایل واقعی» تأکید می‌ورزند،(رنه و رنه، 1971) بدین معناست که پنج ویژگی یاد شده در موفّقیّت برنامه مزبور تعامل داشته‌اند.