پرش به محتوای اصلی

۴. همگنی انعطافی

۶ دقیقه مطالعه

همگنی انعطافی به فضای دانش آموزی اشاره دارد که تفکیک نسبی از یک سو تا گروهبندی تمام وقت منقبض از سوی دیگر را دربرمی‌گیرد. به طور کلّی از حیث طرحهای محتوایی دو دسته بزرگ از فضای همگن وجود دارد: فضای همگن انقباضی تسریعی و فضای همگن غنی ساخته.

فضای همگن انقباضی تسریعی

خودهمگن‌سازی با برنامهٔ تسریع را به سه شیوه می‌توان به‌کار برد: (1) کلاسهای خودهمگن‌ساز موضوعی برای یک مادّهٔ درسی خاصّ؛ (2) کلاسهای خودهمگن‌ساز فراگیر برای موادّ درسی متعدّد در برنامهٔ درسی؛ (3) کلاسهای خودهمگن‌ساز یکپارچه برای کلیهٔ موادّ درسی (کلاس جامع).

در کلاس جامع، همهٔ موادّ درسی و آموزشی به طور وحدت‌یافته، ترکیبی و هماهنگ جمع‌بندی می‌شوند و بدون نیاز به عرضهٔ‌ اطّلاعات و محتویات اضافی و تکمیلی، یکپارچگی موادّ درسی تحقّق می‌یابد. به عنوان مثال، محتویات علوم محض با ریاضیات آمیخته می‌شود و آمیزهٔ مزبور با مطالب کتب درسی زبان و ادبیات فارسی و دانش‌ اجتماعی عجین می‌گردد.

منظور از چنین کلاسهایی، وجود شرایط آموزشی است که یک کلاس به خودی خود و به گونهٔ ذاتی و درون‌زا، سطح بالا و برتر خود را به طور همگن برای کلیهٔ دانش‌آموزان حفظ می‌کند و تداوم می‌بخشد. دانش‌آموزان ضعیفتر از سطح مزبور مستمرّاً به کلاسهای عادی انتقال می‌یابند.

در سیاست کلاسهای همگن برای پرورش استعداد برتر تحصیلی نیز از برنامهٔ تسریع بهره‌برداری می‌شود که به خودی خود به گونه‌ای پویا، سطح برتر تحصیلی خویش را حفظ می‌کند و دانش‌آموزان بسیار قوی در تیزهوشی تحصیلی را نگه می‌دارد.

برنامهٔ تسریعی در پرورش تیزهوشان تحصیلی مستلزم طیّ سه مرحله است:

الف) تشخیص شناسایی و احراز تیزهوشی پیشرفتگی و یا تحصیلی یکی از مهمّترین و سریعترین قلمروهای تشخیص تیزهوشی محسوب می‌شود. عموم مردم در برجسته شناختن و تیزهوش دانستن دانش‌آموزان پیشرفتهٔ‌ تحصیلی تفاهم و توافق دارند. مفهوم تیزهوشی پیشرفتگی یا تحصیلی نسبتاً روشن است؛ سوء تعابیر ارزشی و فرهنگی وجود ندارد؛ این تیزهوشی نخستین قلمرو در میان قلمروهای سه‌گانه بود که کشف و شناسایی گردید و جایگاه ممتاز و منحصر به فرد خویش را در عرصهٔ تیزهوشی کسب کرد. تیزهوشان پیشرفته کمتر دچار اختلال تحصیلی و نارسایی در امر توجّه می‌گردند و حتّی شناسایی آنها در اقلیّتهای گوناگون نیز بسیار آسان و سریع است.

بر این اساس، شناسایی تیزهوشی تحصیلی برای آموزش ویژه در کلاسهای همگن بر پایهٔ چهار شاخص بنیادی آغاز می‌شود: (1) خودباوری تحصیلی نیرومند؛ (2) رقابت‌طلبی شدید در یادگیری؛ (3) آمادگی روانی کافی برای پیشرفت تحصیلی برتر؛ (4) سازگاری آموزشی ویژه در کلاسهای مزبور.

ب) آموزش کلاسهای خودهمگن‌سازی مستلزم فشردگی یا انقباض دورهٔ‌ تحصیلی است؛ بخش قابل ملاحظه‌ای از محتویات رسمی آموزشی به سرعت تحت تسلّط و چیرگی دانش‌آموز قرار می‌گیرد و حذف می‌شود و جای خود را به‌ فعّالیّتهای یادگیری متناسبتر می‌دهد.

این تدبیر آموزشی حدّاقل به دو علّت نیازمند وجود معلّمان ویژه است: (1) وجود دانش‌آموزان بسیار توانمند در تیزهوشی تحصیلی؛ (2) آموزش ویژهٔ‌ فوق‌العاده پویا و سخت.

این امکان وجود دارد که به نحو اقتضایی از جهش برخی کودکان بسیار توانمند در این کلاسها بهره‌برداری شود.

در یک مطالعه، اثرات فشردگی دورهٔ تحصیلی بر روی نمرات پیشرفت تحصیلی یک نمونهٔ ملّی مرکّب از سیصد و سی و شش دانش‌آموز بسیار توانمند در کلاسهای دوم تا هشتم بررسی شد.

معلّمانی از سه گروه مداخله‌ای و گواه در این مطالعهٔ تجربی شرکت داشتند. آنها یک یا دو دانش‌آموز بسیار توانمند برگزیدند که پیش از آموزش از تسلّط کافی بر محتوا برخوردار بودند. شرایط چنین دانش‌آموزانی به گونه‌ای بود که امکان حذف تا پنجاه درصد محتویات نیز وجود داشت. پیشرفت تحصیلی قبل و بعد از اجرای آزمایشی با استفاده از«آزمون مهارتهای پایه‌ای آیوا» و یک مقیاس مربوط به یک پایهٔ تحصیلی بالاتر، بررسی گردید. نتایج نشان داد که نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی که دورهٔ ‌فشرده را طیّ کرده بودند با سایر دانش‌آموزانی که این دورهٔ‌ فشرده را نگذرانده بودند، تفاوتی نداشت.(رایس و همکاران، 1998)

گرچه بیشتر مربّیان معتقدند که سازگاری با دورهٔ تحصیلی باید برای دانش‌آموزان مسلّط بر حیطه انجام گیرد، امّا مطالعات پیشین آشکار ساخته‌اند که در اغلب کلاسهای عادی، سازگاریهای واقعی ناچیزی وجود دارد یا اصلاً یافت نمی‌شود.

فشردگی دورهٔ تحصیلی یکی از سازگاریهایی است که برای نیازهای دانش‌آموزان با توانایی فوق‌العاده پیشنهاد شده است و مطالعهٔ‌ مزبور، شواهد و مدارک مستند این بهره‌گیری را نشان می‌دهد. نتایج این مطالعه، تردیدهای مربّیان و دست‌اندرکاران را در این مورد کاهش می‌دهد؛ تردیدهایی که مربوط به سازگاریهای دوره و موادّ تحصیلی برای نمرات آزمون می‌شود. این مطالعه آشکار می‌کند که معلّمان می‌توانند فشردگی دوره را با دانش‌آموزان توانمند انجام دهد؛ بدون آن‌که از نمرات آزمونهای میزان شده در سطح کشوری بیم داشته باشند. بر این اساس ممکن است که تا چهل یا پنجاه درصد محتویات آموزشی عادی برای دانش‌آموزان چیره و مسلّط، حذف شود. (رایس و همکاران، 1998)

باید دانست که اثربخشی تحصیلی دورهٔ انقباضی بستگی به موضوع درسی دارد. اثربخشی 83/0 برای ریاضیات و اثربخشی 26/0 برای مطالعات اجتماعی حاصل شد. (راجرز، 1992)

تجربهٔ یک کلاس خودهمگن تمام وقت تفکیکی برای دانش آموزان با استعداد برتر در مقطع ابتدایی در مقایسه با یک گروه آزمایشی نشان داد که به طرز قابل ملاحظه‌ای توانایی تحلیلی دانش‌آموزان ارتقاء یافت؛ امّا تفاوتی در جنبه‌های ترکیبی و ارزشیابی رخ نداد. (ون تاسل باسکا، 1989)

مزایای کلاسهای خودهمگن تفکیکی به تفصیل مورد بررسی واقع شده است. از این حیث حمایت معلّمان و آماده سازی فضای مدرسه ضرورت دارد.(لمپینگ، 1981)

ج) پرورش از تنگناها و نارساییهای اساسی تسریع، حتّی برای تیزهوشان تحصیلی، وجود برخی مسائل عاطفی و هیجانی و بروز ناسازگاریهای اجتماعی است که به رشد محیطی آنها آسیب می‌رساند. بنابراین اجتناب‌ناپذیر است که به‌ موازات تسریع تحصیلی، تسریع در مهارتهای پرورشی نیز تحقّق پذیرد. بر این اساس کلاسهای یکپارچه‌سازی، مناسبترین تدبیر پرورشی محسوب می‌شود. هنگامی که آموزش یکپارچه می‌گردد، الزاماً به باروری هوش عملی و مهارتهای اساسی زندگی واقعی می‌انجامد؛ زیرا تجزیهٔ‌ موادّ درسی و آموزشی به تفکیک هرچه بیشتر پرورش از آموزش منجرّ شده است. بنابراین وحدت‌یافتگی آموزش و پرورش بستگی به وحدت‌یافتگی موادّ آموزشی دارد و این امر جز از طریق ریشه‌کنی عنصرگرایی در آموزش حاصل نمی‌گردد.

ثمرهٔ‌ این ریشه‌کنی و از سوی دیگر وحدت‌یافتگی، انسجام و هماهنگی و استلزام ذاتی ساختار تعلیم و تربیت است. بنابراین کلاسهای یکپارچه‌سازی موقعیّتی بسیار مناسب برای پرورش ظرفیّتهای شناختی عملی و مهارتهای زندگی نظیر تقویّت احساس مسؤولیّت و روحیهٔ‌ بردباری است.

کلاسهای خودهمگن، محیطی مناسب برای یادگیری هماوردطلبانه در میان دانش‌آموزان بسیار تیزهوش فراهم می‌کنند. این کلاس ویژه، طیّ نخستین سال فعّالیّت خویش در یک مدرسه از مناطق نیمهٔ غربی ایالات متّحده مورد کاوش و بررسی قرار گرفت. دانش‌آموزان شرکت‌کننده در این کلاس در پایه‌های چهارم و پنجم اشتغال داشتند. هوشبهر آنها بر اساس «آزمون‌ تجدیدنظر شدهٔ‌ اسلوسون» در طیف 148 تا 193 بود. نتایج بررسی با استفاده از مشاهدات، مصاحبه‌ها، مباحث مقایسه‌ای و یک مقیاس هدف‌محور جمع‌آوری گردید. نتایج مزبور روشن کرد که کلاسهای خود‌همگن، یک محیط یادگیری پویا به وجود آورده است؛ امّا واکنشهای افراد به این محیط رقابت‌آمیز بسیار پراکنده و متنوّع بود. چنین فضایی، واکنشهای هیجانی و اجتماعی متفاوتی طیّ سال‌ تحصیل فراهم ساخت. بر این اساس توصیه می‌شود که ارزشیابی برنامه در آینده باید بر سبب‌شناسی این واکنشها معطوف شود.(مون و همکاران، 2002)

عناصر یک برنامهٔ ویژه در کانادا را موارد زیر تشکیل می‌دهد: ساختار، ویژگیهای معلّم، آگاهسازی چندفرهنگی، غنی‌سازی، تشخیص و نخبه‌گرایی در داخل برنامه. تجربهٔ پنجسالهٔ «مدرسه در مدرسه»، اختصاصی کردن را مورد تأکید قرار می‌دهد؛ به گونه‌ای که موجب گسترش و تقویّت استعدادها و علائق می‌شود. مهمترین ویژگی تحصیلی این برنامه در تمرکز آن است؛ یعنی یک برنامهٔ انقباضی (تلخیص رشته‌ها به اقتضای کفایت بر اساس کنجکاوی دانش‌آموزان) شکل می‌گیرد.(منکه، 1990)