استقرار
تعریف
«استقرار» به معنای قرارگیری در جایگاه شایسته است که بر پایهٔ برخورداری از کارآمدی شخصی و وجود یک راهنما در مسیر زندگی درست و هدفمندانه شکل میگیرد. این قرارگیری با حمایت و همکاری اطرافیان در هنگام رویارویی با سختیهای زندگی همراه است و با پرهیز از جاهطلبی، مقایسهٔ خود با دیگران و رقابتجویی همراه میشود.
نگارنده: دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی
شرح موضوعی
«استقرار» در کانون «پایداری روانی» جای دارد. «پایداری» یکی از سه قلمرو «تعادل روان» است و به مفهوم «حاکمیّت نظم در جایگاهیابی و رهیابی پشتیبانیشده برای پیشرفت» آمده است. «تعادل روان» برایند تعاملی «نظریه هیجان اندیشه»، «نظریه تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیت» است. در یک جمعبندی، «پایداری» افزون بر استقرار، «انتظام» را نیز در بر میگیرد که شامل وقتشناسی، انضباط، کوشایی در نگهداری وسایل شخصی، پشتکار در یادگیری و سختکوشی در انجام کارهاست.
تعریف انگلیسی
"Establishment" (esteqrār) means being placed in a worthy standing, based on personal efficacy and having a guide on the path of a right, purposeful life. It is accompanied by the support and cooperation of those around one when facing life's hardships, and by avoiding ambition, comparing oneself with others and rivalry.
منابع
- روانشناسی فرهنگی، «5. معنویّت و تعادل روان» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-فرهنگی/معنویت-و-تعادل-روان-1354 — Definition of esteqrār and its place at the core of stability
- روانشناسی انتظار، «6. رضایت از زندگی» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-انتظار/رضایت-از-زندگی-1508 — Same definition; stability as a domain of psychological balance
- مقالات، «انگارهٔ تعادل روان» https://www.eot.ir/مقالات/انگاره-تعادل-روان-1857 — Same definition; pāydāri combined with entezām components