پرش به محتوای اصلی

نبوغ و آفرینندگی: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

در مباحث مربوط به استعدادهای درخشان، دو مفهوم «نبوغ» و «آفرینندگی» بسیار به کار می‌روند و گاهی چنان به هم نزدیک انگاشته می‌شوند که مرز میان آن‌ها از نظر دور می‌ماند. هر دو مفهوم با استعداد، هوش و نخبگی پیوند دارند؛ امّا خاستگاه، نشانه‌ها و جایگاه هر یک در نظریه متفاوت است. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را تعریف می‌کنیم، سپس همانندی‌ها و پیوندهای آن‌ها را برمی‌شماریم و آنگاه به تفاوت‌هایشان می‌پردازیم.

الف ـ نبوغ

مفهوم «نبوغ» در «پارادایم تلویحی نخبگی» جایگاه روشنی دارد. این پارادایم بر پایهٔ برداشت متخصّصان حوزهٔ استعدادهای درخشان ایران و عموم مردم دربارهٔ مفهوم «نخبگی» پی‌ریزی شد. در مرحلهٔ نخست، پنجاه نفر کارشناس و پنجاه نفر از افراد عامّه بررسی شدند و از پاسخ‌های آنان فهرستی شامل بیست گزاره به دست آمد. در میان این گزاره‌ها، تعابیری چون «استعداد همراه با نبوغ»، «داشتن نبوغ در هر زمینه‌ای» و «موفقیّت بسیار زیاد از روی نبوغ» به چشم می‌خورد. سپس یک نمونهٔ چهارصدنفری و آنگاه یک نمونهٔ پانصدنفری از ساکنان بالای ۲۵ سال شهر تهران بررسی شدند و از طریق تحلیل عاملی با سایر مفاهیم بنیادین یعنی «استعداد»، «نوآوری» و «نبوغ»، این تعریف نهایی حاصل آمد:

«نخبگی به معنای استعداد همراه با نبوغ نوآورانه است.»

در شرح این انگاره باید بیان داشت که هنگامی که «استعداد» و «موفقیّت» در یک زمینهٔ بسیار خاصّ در هم می‌آمیزد، «نبوغ» پدید می‌آید. پس نبوغ حاصل ترکیب‌یافتگی استعداد و موفقیّت در یک زمینهٔ بسیار خاصّ است و هنگامی که نبوغ با «نوآوری» ترکیب شود، «نخبگی» شکل می‌گیرد.

ب ـ آفرینندگی

چنانچه مجهولی پس از حلّ مسأله کشف شود و همانند درک و شناخت موقعیّت به منزلهٔ عنصری از خلّاقیت به شمار آید، می‌توان پذیرفت که یادگیری ناشی از تفکّر، نوعی آفرینندگی است. با این تبیین، آفرینندگی را می‌توان بُعدی از ابعاد روانی کلّیهٔ افراد آدمی تلقّی نمود.

آفرینندگی امری اکتسابی است و امکان پرورش آن کم و بیش در همهٔ افراد آدمی میسّر است. اگر این آفرینندگی حتّی با هرگونه حلّ مسأله‌ای تحقّق یابد، پس محور و کانون اساسی آفرینندگی، مواجهه و رویارویی با مسأله است و روبه‌رو شدن با مشکلات و مجهولات چیزی جز طرح پرسش نیست.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

بررسی متون نشان می‌دهد که نبوغ و آفرینندگی از چند جهت با یکدیگر همانندی و پیوند دارند:

1 ـ هر دو بر پایه‌ای همگانی استوارند. همهٔ انسان‌ها از استعداد، که زمینهٔ بنیادین نخبگی و عنصر سازندهٔ نبوغ است، برخوردارند؛ آفرینندگی نیز بُعدی از ابعاد روانی کلّیهٔ افراد آدمی است.

2 ـ هر دو با هوش پیوند دارند. با افزایش هوش در جامعهٔ تیزهوشان و نزدیک شدن به حوزهٔ نبوغ، رابطهٔ خودباوری با هوش افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، آنچه فرد خلّاق را از دیگران متمایز می‌سازد، از جمله، هوشبهر آستانه‌ای خاصّ است.

3 ـ هر دو با خودباوری در ارتباط‌اند. عالی‌ترین خودباوری تحصیلی را پسران نوجوانی نشان می‌دهند که دارای نبوغ تحصیلی هستند و از حمایت غنی و نیرومند فردگرایانه برخوردارند. در مقابل، می‌دانیم که خودباوری نیرومند، تقویت تفکّر واگرا و آفرینندگی را در پی خواهد داشت.

4 ـ هر دو در مفهوم نخبگی به هم می‌رسند. نبوغ با نوآوری ترکیب می‌شود تا نخبگی پدید آید و در گزاره‌های نهایی نخبگی، تعابیری چون «توانایی کارهای مؤثّر با استفاده از هوش و خلّاقیت و پشتکار بالا» و «ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهره‌گیری از اندیشه و خلّاقیت بر پایهٔ هوش و دانش» آمده است.

د ـ تفاوت‌ها

با وجود این پیوندها، نبوغ و آفرینندگی در چند حوزهٔ اساسی از یکدیگر متمایز می‌شوند.

نخست ـ خاستگاه: نبوغ از درهم‌آمیختگی استعداد و موفقیّت در زمینه‌ای بسیار خاصّ سرچشمه می‌گیرد؛ حال آن‌که آفرینندگی از تفکّر و حلّ مسأله برمی‌خیزد و امری اکتسابی است که با رویارویی با مسأله و طرح پرسش پرورش می‌یابد.

دوم ـ گستره: نبوغ به یک زمینهٔ بسیار خاصّ محدود است و فرد را از دیگران متمایز می‌سازد؛ امّا آفرینندگی بُعدی همگانی است و تفکّر همیشه به آفرینندگی می‌انجامد.

سوم ـ نشانه‌ها: نشانهٔ نبوغ موفقیّت است و موفقیّت خود مشتمل بر «پیشرفت تحصیلی» و «سرآمدی» است. با این همه، ممکن است کودکی از نبوغ سرشار برخوردار باشد، امّا در روند تحوّل شناختی نارسایی بروز دهد و ظاهراً عقب‌مانده‌تر از همسالان عادی به نظر برسد. این نارسایی از نبوغ وی چیزی نمی‌کاهد؛ گرچه چنین مواردی بسیار استثنایی و نادرند. در مقابل، نشانهٔ آفرینندگی کشف مجهول پس از حلّ مسأله و درک و شناخت موقعیّت است.

چهارم ـ پیامدها: چه بسا فرد دارای هوش برجسته و نبوغ فراوان، گاهی دچار خودپنداری شود و واقعیّت خویش را نشناسد و در نتیجه به برخی گمان‌ها و پندارهای باطل دربارهٔ خود آلوده گردد. در این هنگام، تیزهوشی و حتّی نبوغ فوق‌العاده نیز به تنهایی توان نجات و رهایی وی را نخواهد داشت:

«مَنْ عَرَفَ قَدْرَ نَفْسِهِ لَمْ یُهِنْها بِالْفانِیاتِ»

«هر که اندازهٔ خودش را شناخت، خود را با امور نابودشدنی، خوار و کوچک ننمود.»

امّا پیامدهای آفرینندگی بیشتر به زمینه‌های پرورش آن بازمی‌گردد. اگر بلوغ حرفه‌ای تحقّق و حاکمیّت یابد، حتّی از اوان تحصیلات متوسّطه و سال‌های نوجوانی کم و بیش به تقویت و رشد آفرینندگی و خلّاقیت می‌انجامد؛ همچنین نگرش ریاضی از مشخّصه‌های اساسی آفرینندگی و خلّاقیت است.

پنجم ـ جایگاه در نظریه: نبوغ در «پارادایم تلویحی نخبگی» حلقه‌ای میانی است؛ یعنی از ترکیب استعداد و موفقیّت پدید می‌آید و با افزوده شدن نوآوری به نخبگی می‌رسد. از این رو، از نخبگی می‌توان با تعابیر «نبوغ نوآورانه»، «استعداد نوآورانهٔ موفقیّت‌آمیز» و «استعداد نوآورانهٔ توأم با پیشرفت و سرآمدی» یاد کرد. در مقابل، آفرینندگی باید از «خلّاقیت» به منزلهٔ نوعی تیزهوشی بازشناخته شود. خلّاقیت به عنوان نوعی تیزهوشی، با آفرینندگی به منزلهٔ یکی از ابعاد روانی افراد آدمی، مباینت ذاتی دارد؛ چنان‌که در صیغهٔ مبالغهٔ لفظی نیز بارز است. فرد خلّاق علاوه بر هوشبهر آستانه‌ای خاصّ، به گذار کامیابانه از سایر مراحل و سطوح خلّاقیت دست می‌یابد و این امر برای فرد غیرخلّاق میسّر نیست.

جمع‌بندی

به طور کلّی، نبوغ و آفرینندگی هر دو بر زمینه‌ای همگانی بنا شده‌اند و با هوش، خودباوری و نخبگی پیوند دارند؛ امّا نبوغ ثمرهٔ آمیختگی استعداد و موفقیّت در زمینه‌ای بسیار خاصّ است و با نوآوری به نخبگی می‌انجامد، حال آن‌که آفرینندگی بُعدی اکتسابی از روان همهٔ آدمیان است که از تفکّر و رویارویی با مسأله برمی‌خیزد. بدیهی است که شناخت این تمایز، هم در تشخیص نوابغی که گاه در پس نارسایی‌های ظاهری پنهان می‌مانند و هم در پرورش آفرینندگی از راه طرح پرسش و تقویت بلوغ حرفه‌ای، اهمّیّتی اساسی دارد.

منبع

نخبه‌شناسی، «پارادایم تلویحی نخبگی» — پارادایم تلویحی نخبگی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تعامل تفکیکی برای پرورش تیزهوشی تحصیلی» — تعامل تفکیکی برای پرورش تیزهوشی تحصیلی

استعداد و تیزهوشی، «جمع‌بندی» — جمع بندی

استعداد و تیزهوشی، «استنباط» — استنباط

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «فصل ششم» — فصل ششم