۷۲. هویّت شغلی و ضرورت آن
هویّت شغلی و تخصصی فرد هسته مرکزی و کانون محوری بلوغ حرفه ای وی است. این هویّت، شرایط را برای پی ریزی خودباوری و خود ارجدهی و خودپایایی و مسئوولیت پذیری فرد درشغل فراهم میآورد.
از چشم انداز اجتماعی نیز بر این نکته واقفیم که سهم قابل ملاحظه ای از پویایی و اثر بخشی نیروی کار جامعه، به میزان مسؤولیّت پذیری و تعهد حرفه ای فرد بستگی دارد.
کاهش مسئوولیت پذیری شغلی در افراد جامعه از طریق نزول تعهد سازمانی کم و بیش باعث افزایش نرخ بیکاری میگردد و بیکاری، زمینه را برای مهاجرت امّاده میسازد. این امر شامل نخبگان جامعه نیز
میشود. بنابراین توجّه به هویّت شغلی و تخصصی افراد جامعه به حفظ نخبگان و حتّی جذب آنها منجر میشود.
«هویّت شغلی مرکب از چهار مولفه و عنصر بنیادین است: اهمیّت محتوایی، تعامل و حمایت اجتماعی، فعّالیّتهای مساعد و استغراق در کار»
هر چه اهمیّت یک حرفه و ارزش یک شغل برای فرد بیشتر باشد، هویّت شغلی اش نیرومند تر خواهد شد. علاوه بر آن، هویّت شغلی فرد به میزان تعامل، مراوده و روابط اجتماعی وی نیز بستگی دارد. روابط اجتماعی و تعامل موفّق و مؤثّر، به بهبود هویّت شغلی میانجامد، چنان که هر چه حمایت و پشتیبانی محیطیّ بیشتری از فرد به عمل آید، هویّت حرفه ای اش قویتر میگردد.
هویّت حرفه ای شخص ناشی از دو عامل دیگر نیز هست، فعّالیّتهای شغلی مساعد با مقتضیات آن پیشه هویّت شاغل را افزایش میدهد و استغراق در کار، اشاره به میزان شیفتگی و پیوند درونی فرد با حرفه اش دارد.
افرادی که در کار خود به سرعت غرق میشوند گویا از محیط و فضای اطرافشان منفک شده اند- دارای هویّت شغلی نیرومندی هستند.
طرحهای حرفه ای جوانان برای کسب یک هویّت شغلی بهتر و نیرومند است. آنها در جستجوی پیشه ای هستند که دارای ارزش و اهمیّت فوق العاده ای باشد، به آنها پیوند اجتماعی استواری بدهد و از پشتیبانی محیطیّ نیرومندی برخوردارشان سازد، در چنین شرایطیّ آنها با فعّالیّتهای مساعد، در کار خود مستغرق میشوند.
اشتغال آزمایشی و اصول آن
هر گونه شرایطیّ که فعّالیّتهای شایسته و مساعد را تحقّق بخشد، منجر به تقویّت هویّت شغلی میگردد. از این رو، وجود تمهیدات و بسترهای مناسب برای انجام اشتغال به طور آزمایشی در مدارس و مراکز آموزشی به تقویّت هویّت حرفه ای میانجامد. از سوی دیگر گزینش تخصصی در مقطع آموزش عالی نیز به این امر منجر میگردد.
«هویّت شغلی یکصد و سی و شش دانش آموز پسر و دویست و سی دانش آموز دختر دبیرستانی بررسی گردید. نتایج نشان داد کسانی که دارای شغل آزمایشی بودند، هویّت شغلی بالاتری از دانش آموزان بدون شغل آزمایشی داشتند.»
بنابر این اشتغال آزمایشی و گزینش تخصصی در مقطع آموزش عالی، دو ابزار اولیه تقویّت هویّت حرفه ای هستند. با تقویّت هویّت شغلی، خودباوری و خود ارجدهی اجتماعی افزایش مییابد و شرایط برای پایداری و تقبل مسئوولیت شغل فراهم میگردد. چنان که مطالعات وجود این پیوند را به خوبی آشکار میکنند:
«در کاوش عوامل رشد و پرورش مهارت شغلی برای زنان نخبه، به هفت عامل اساسی توجّه میشود:1) رشد قابلیّتهای فردی 2) کنترل احساسات و مهار عواطف 3) رشد خودمختاری 4) پی ریزی هویّت 5) آزادی و استقلال در روابط بین فردی 6) رشد هدف 7)رشد یکپارچگی و وحدت یافتگی استوار.»
«بررسی نقطه نظرات یکصد و هشت دختر جوان نخبه نشان داد که رضایت کلّی آنها از زندگی با هسته مرکزی خودنگری ابزاری در جهت خود ارجدهی اجتماعی تحقّق مییابد. نتایج تحلیلی شش ساله یک مطالعه طولی از نقش محوری خودنگری ابزاری برای اعتماد شغلی، خود ارجدهی اجتماعی و رضایت کلّی از زندگی حمایت کرد.»
به نظر میرسد که نظام آموزشی رسمی به ویژهٔ در مقاطع متوسّطه تحصیلی از طریق راهبرد «اشتغال آزمایشی» بیشترین تأثیر را در تقویّت هویّت حرفه ای دانش آموزان دارد.چنان که مطالعات نشان میدهند:
«اجرای یک برنامهٔ مقابله با ضعف تحصلی در میان هفده دانش آموز تیزهوش هشت تا سیزده ساله عوایق مثبتی داشت. دانش آموزان مزبور دچار ضعف تحصیلی بودند. این برنامهٔ، پنج تدبیر را در کانون توجّه خویش قرار داد:1) ارتباط با معلّم 2) راهبردهای خود نظم جویی 3) وارسی ماهیت ضعف تحصیلی توسط خود دانش آوز 4) تعامل با گروه همسال متجانس 5) کار درحوزه مورد علاقه.»
علاوه بر این، اشتغال آزمایشی مستلزم بهسازی نگرش تحصیلی در میان دانش آموزان است که این امرتلویحاً پیشرفت درسی ( به ویژهٔ در حوزه ریاضی) را در بر دارد.
« یک برنامهٔ تقویّت نگرش ریاضی در دختران تیزهوش پایههای چهارم تا هفتم تحصیلی شامل فعّالیّتهای مشکل گشایی، گزینشهای شغلی و حرفه ای مربوط به ریاضی و مباحث مربوط به خود ارجدهی، نتایج مثبت و مؤثّری را نشان داد.»
تحقّق راهبرد اشتغال آزمایشی، مبتنی بر پدید آیی و شکل گیری دو اصل بنیادین است:
الف) غنی سازی
ب) سازگاری
الف) غنی سازی: منظور از غنی سازی، تعمیق محتویات و مواد درسی موجود بر اساس بهره گیری از امکانات کمک آموزشی متنوّع و گسترده ( کارگاه، آزمایشگاه، کتابخانه و ...) است.
کوششهای غنی سازی مستلزم ایجاد دگرگونیهایی در فضای خانوادگی دانش آموزان است. این دگرگونیها کم و بیش تلاشهای غنی سازی تحصیلی را تکمیل و تقویّت میکند.
«بررسیها در این باره نشان میدهند که در چهار حوزه اساسی، تغییراتی رخ میدهد: 1) فعّالیّتهای خانوادگی مشترک 2) تغییراتی در ساختار خانواده 3)گسترش روابط خانه و مدرسه 4) تشویق خانوادگی استعداد.»
ساختار خانواده به گونه ای دستخوش و دگرگونی قرار میگیرد که مجموعه ای از فعّالیّتها و تلاشهای مشترک را در جهت تشویق استعداد فرزند انجام میدهد. این امر مستلزم همکاری تنگاتنگ با محیط آموزشی است. از این رو، روابط خانه و مدرسه در حد قابل ملاحظه ای گسترش مییابد.
ب) سازگاری محیطیّ: چنان که ذکر شد، هویّت شغلی نیرومند، مقتضی تعادل و حمایت اجتماعی است. نوجوانان و جوانانی که از پیوند شایسته و روابط مطلوبی با محیط انسانی خویش برخوردارند و از پشتیبانی منابع گوناگون اجتماعی بهره ورند، بی تردید هویّت شغلی نیرومندی نیز بروز میدهند. پس امّادگی شغلی آنها افزایش مییابد.از این رو، سازگاری محیطیّ شرایط را برای بهسازی امّادگی حرفه ای فراهم میکند.
از سوی دیگر، بخش مهمّی از خوشنودی فرد از زندگی اش به سازگاری و وجود فعّالیّتهای اجتماعی وابسته است:
« در یک مطالعه، رضایت از زندگی دویست و نود و هشت نخبه با میانگین سنّی بیست و هفت سال بررسی شد. پنج مقوله اساسی مربوط به کیفیت زندگی مورد مطالعه قرار گرفت: مطلوبیت جسمانی و مادی، روابط با دیگران، فعّالیّتهای اجتماعی، رشد و کامیابی فردی، سرگرمی و تفریح . این نخبگان درجه بالایی از اعتماد به نفس و رضایت از وضعیّت زندگی را نشان دادند.
درصد بالایی از آنها در کلّیه گروههای سنّی، سنّ کنونی خود را شادترین دوره زندگی خود به شمار میآورند. به طور کلّی در حدودهفتاد درصد نخبگان از زندگی خود راضی بودند. سی و چهار درصد در ارتباط با آینده جامعه خود خوش بین بودند. هشتاد و یک درصد در ارتباط با آینده فردی و خانواده خود خویش بینی داشتند. از جمله مهمّترین جنبههای مورد نظر افراد نخبه، سلامتی و امنیت فردی، یادگیری، خودشناسی و روابط با همسر بود. از کم اهمیّت ترین جنبهها، مشارکت در حکومت و امور دولتی بود.»
«به طور کلّی سازگاری هنگامی افزایش مییابد که خود آرمانی یک نخبه با واقعیتهای وجودی اش انطباق بیشتری یابد.»
هر گاه آنچه را که یک فرد نخبه میطلبد و به منزله یک نقطه مطلوب میجوید، با خصایص واقعی اش هماهنگ نباشد، برخی ناسازگاریهای فردی و اجتماعی رخ میدهد و این امر، شرایط را برای بهسازی هویّت شغلی و امّادگی حرفه ای، صعب و دشوار میسازد. امّا در چشم انداز تحصیلی، تحقّق سازگاری محیطیّ مقتضی وجود سه همنوایی کلّی است:
سازگاری با هیأت علمی:همنوایی با ویژگیهای اعضای هیأت علمی محیط آموزشی، نقطه آغازین سازگاری تحصلی است. معلّمان واجد شایستگیهای شخصیّتی، روابط اجتماعی دانش آموز را در محیط تحصیلی تسهیل میکنند. از سوی دیگر، کامیابی قویترین برنامهٔ غنی سازی آموزشی در گروه وجود این سازگاری است.
معلّمان منابع علمی معتبر و رسمی را در چارچوب کوششهای غنی سازی تشکیل میدهند. از این رو، سازگاری هرچه بیشتر دانش آموز با معلّم، اصل غنی سازی آموزشی را تحقّق میبخشد و به پیشرفت تحصیلی دانش آموز میانجامد: بنابراین:
«ارتباط با معلّم، یکی از تدابیر اساسی برای رفع ضعف تحصیلی محسوب شده است.»
سازگاری با مدرسه: درک، پذیرش، احترام نسبت به هنجارهای اساسی مدرسه و رعایت علمی این هنجارها، محور سازگاری آموزشگاهی است . ناسازگاری آموزشگاهی در هر سطحی، زمینه را برای ضعف تحصیلی مهیا میکند:
« در مطالعه بر روی یکصد و پنجاه و یک دانش آموز تیزهوش تحصیلی ( با هوشبهر 135) دختر و پسر و یکصد و سی دانش آموز عادی ( با هوشبهر 102) یافت شد که ضعف تحصیلی با ویژگیهای شخصیّتی، خودباوری پایین، و ناسازگاری آموزشگاهی و اجتماعی مرتبط است.»
سازگاری با همسالان:پیوند جویی و همزیستی رضایتبخش با همسالان و همکلاسها در محیط آموزشی، سهم عمده ای در سازگاری تحصیلی وپیشرفت تحصیلی دارد. به طور کلّی تیزهوشان از خودباوری اجتماعی قویترین برخوردارند و خود را در مهارتهای اجتماعی، لایقتر میدانند امّا از سوی دیگر، میزان سازگاری اجتماعی آنها با همسالان وابسته به سطح تفکیکی بودن محیطهای آموزشی آنهاست:
« در بررسی احساسات و نگرشهای تیزهوشان تازه وارد به دانشگاه در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش، تفاوتهایی یافت شد. در این برسری شصت و دو دانشجوی نخبه و یکصد و شصد و دو دانشجوی غیر تیزهوش مطالعه گردیدند. نتایج نشان داد که تیزهوشان خود را در روابط با دوستان، صمیمی تر میدانستند.»
«برداشت از صلاحیت، سازگاری اجتماعی و روابط همسالی کودکان تیزهوش در برنامهٔ تفکیکی با برنامهٔ عادی (غیر تفکیکی) مقایسه شد. شصت دانش آموز تیزهوش نه تا یازده ساله مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که دانش آموزان تیزهوش تحت برنامهٔ عادی به طور وسیعتری قابلیّتهای شناختی و ادراکی را گزارش کردند. حال آن که تیزهوشان تفکیکی به طرز مثبت تری در صلاحیت و قابلیّت اجتماعی از سوی معلّمانشان نمره دهی شدند.»
«سیصد و پنجاه و چهار دانش آموز تیزهوش کانادایی از پایههای پنجم، هشتم و دهم تحصیلی در دو برنامهٔ کلاسهای خود مهارتی و کلاسهای یکپارچه) با یک گروه چهارصد و هشت نفری مقایسه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. هر دانش آموز مقیاس خود گزارش دهی متناسب را در ارتباط با لیاقت اجتماعی و احساسی نسبت به مدرسه را تکمیل کرد.
دانش آموزان تیزهوش برنامهٔ عادی، در هر سه کلاس نمرات بالاتری در خودباوری تحصیلی به دست آوردند و دانش آموزان تیزهوش در برنامهٔ خود مهارتی و گروه مقایسه نمرات خودباوری تحصیلی کمتری احراز کردند. تفاوتهای چشمگیر و برجسته ای میان گروهها برحسب جنسیّت، خودباوری اجتماعی، خودباوری جسمانی و نمره در لیاقت اجتماعی درپایههای هشتم و دهم تحصیلی حاصل شد.
کودکان تیزهوش در کلاسهایی که تفاوتهای وسیعی در هوشبهر میان تیزهوش و گروه مقایسه ای وجود داشت، کمتر اجتماعی بودند و آمیختگی داشتند. حال آن که هیچ تفاوت معناداری بر حسب نگرش نسبت به مدرسه، میان گروههای مطالعاتی یافت نشد. احساسات نسبت به مدرسه با افزایش سنّ، کمتر روند مثبتی نشان میداد.»
بنابراین محیط تفکیکی به سازگاری هر چه بیشتر دانش آموزان تیزهوش میانجامد و شرایط را برای پیشرفت تحصیلی فراهم میکند. علاوه بر آن این سازگاری آموزشی و محیط تفکیکی، مهارتهای اجتماعی اشتغال آزمایشی را بهبود میبخشد.
به نظر میرسد هر چه سازگاری همسالی دانش آموزان تیزهوش حتّی در محیطهای عادی (غیر تفکیکی) بیشتر شود، پا به پای آن مهارتهای شغلی مزبور نیز افزایش مییابد.