۲۲. خلّاقیّت و واکنشهای هیجانی
نگارنده در یک پژوهش گسترده، رابطهٔ واکنشهای هیجانی و خلّاقیّت را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که به طور کلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش از طریق واکنشهای هیجانی آنها پیش بینی میشود؛ یعنی «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش»، بستر بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش را تشکیل میدهد. (کاظمی، 1389)
امّا پیش بینی کنندگی واکنشهای هیجانی برای خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش بستگی به سه عامل دارد: افتراق جنسیّتی، ملاحظات تحوّلی، نقش هوش (بهرهٔ هوشی و سطح تیزهوشی).
لذا دستاوردهای اساسی این پژوهش در سه دستهٔ فوق قرار میگیرد و سپس بروز تعاملی آن بررسی میشود.
افتراق جنسیّتی به طور کلّی «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش»، بستر بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابهٔ خلّاقیّت هم پسران تیزهوش (با میانگین بهرهٔ هوشی 139) و هم دختران تیزهوش (با میانگین بهرهٔ هوشی 137) یازده تا پانزده ساله میشود و این بروز، تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی در دامنهٔ 115 تا 180، نیست؛ ضمن آنکه تفاوتهایی قابل ملاحظه میان دختران و پسران از حیث سطوح بهرهٔ هوشی و پایههای تحصیلی، وجود دارد.
امّا بررسی تفصیلی بروز خلّاقیّت در گسترهٔ واکنشهای هیجانی و پهنهٔ هوش، در سطوح بهرهٔ هوشی و پایههای تحصیلی، نشان میدهد که شباهتها و تفاوتهایی قابل ملاحظه میان دختران و پسران وجود دارد. شباهتهای میان پسران و دختران تیزهوش شامل این نکات میشود:
در یازده سالگی، بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابهٔ خلاّقیّت، فرآیندی مستقلّ از «احساس بدبختی، حالت پریشانی و اضطراب» است و این بروز، تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی در دامنهٔ 115 تا 180، نیست.
در دوازده سالگی، «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش»، بستر بروز خلّاقیّت را تشکیل میدهد.
در دامنهٔ بهرهٔ هوشی 115 تا 120، بروز خلّاقیّت، فرآیندی مستقلّ از«احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» است و نیز تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی نیست.
در دامنهٔ بهرهٔ هوشی 134 تا 136، «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش»، بستر بروز خلّاقیّت را تشکیل میدهد.
در دامنهٔ بهرهٔ هوشی 134 تا 148، بروز خلّاقیّت، فرآیندی مستقلّ از نوسانهای بهرهٔ هوشی است.
در دامنهٔ بهرهٔ هوشی 152 تا 170، بروز خلّاقیّت، فرآیندی مستقلّ از «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» است.
امّا تفاوتهای میان پسران و دختران تیزهوش، مربوط به شرایط سنّی و هوشی ذیل است:
در دوازده سالگی بروز خلّاقیّت پسران تیزهوش بستگی به «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» دارد و تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی است. بنابراین خلّاقیّت پسران بستگی به واکنشهای هیجانی و هوش دارد؛ حال آنکه خلّاقیّت دختران تیزهوش فقط وابسته به واکنشهای هیجانی است.
در سیزدهسالگی، بروز خلّاقیّت پسران تیزهوش (بر خلاف دختران تیزهوش) بستگی به «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» دارد.
در چهارده و پانزدهسالگی و نیز دامنههای بهرهٔ هوشی 131 تا 133 و 143 تا 144، بروز خلّاقیّت دختران (بر خلاف پسران) بستگی به «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» دارد.
در طیف بهرهٔ هوشی 152 تا 170، بروز خلّاقیّت پسران (بر خلاف دختران) بستگی به نوسانهای بهرهٔ هوشی دارد.
نوسانهای بهرهٔ هوشی در دامنهٔ 115 تا 170، هیچ کمکی به بروز خلّاقیّت دختران نمیکند؛ بلکه حتّی عامل عمومی هوش در طیف بهرهٔ هوشی 124 تا 128 از خلّاقیّت دختران میکاهد؛ حال آنکه بروز خلّاقیّت پسران در طیف بهرهٔ هوشی 152 تا 180 تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی است.
ملاحظات تحوّلی بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در گسترهٔ هیجان نشان میدهد که در یازده سالگی واکنشهای هیجانی، پیشبینیکنندهٔ خلّاقیّت نیست؛ امّا در دوازده تا پانزده سالگی، خلّاقیّت را پیشبینی میکند؛ یعنی «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب»، مانع «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» نوجوانان تیزهوش یازده ساله نمیشود؛ حال آنکه خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش دوازده تا پانزده ساله در بستر «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» رخ میدهد.
نقش هوش به طور کلّی واکنشهای هیجانی پیشبینیکنندهٔ خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در سطوح تیزهوشی خفیف (بهرهٔ هوشی 115 تا 129) نیمهشدید (بهرهٔ هوشی 130 تا 144) و شدید (بهرهٔ هوشی 145 تا 159) است.
بنابراین، در سطوح تیزهوشی خفیف تا شدید، «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب»، کم و بیش مانع خلّاقیّت نوجوانان میشود و بروز خلّاقیّت در گسترهٔ سطوح تیزهوشی خفیف تا شدید، تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی نیست؛ امّا تجلّی خلّاقیّت در سطح تیزهوشی استثنایی تابع نوسانهای بهرهٔ هوشی است و «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» ممکن است از بروز خلّاقیّت این نوجوانان بازداری نکند.
نکتهٔ دیگر آنکه بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در گسترهٔ واکنشهای هیجانی در طیفهای گوناگون بهرهٔ هوشی دارای تفاوتهای قابل ملاحظهای است که از نظم معیّنی پیروی نمیکند. به بیان دیگر، بروز خلّاقیّت در میان نوجوانان تیزهوش در طیفهای بهرهٔ هوشی 115 تا 120 و 132 تا 144 (به ویژه 138 تا 140) در بستر واکنشهای هیجانی رخ میدهد؛ امّا در طیفهای بهرهٔ هوشی 124 تا 131 و 153 تا 180، مستقلّ از واکنشهای هیجانی است.
بستگی بروز هیجانی خلّاقیّت به تعامل نتیجهٔ کلّی آنکه تجلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش بر بنیاد هیجان، بستگی به سطح تیزهوشی، بهرهٔ هوشی، پایهٔ تحصیلی و تعامل جنسیّت با پایهٔ تحصیلی و تعامل جنسیّت با بهرهٔ هوشی دارد. خلّاقیّت در گسترهٔ هیجان برای نوجوانان دوازده تا پانزدهساله در سطح تیزهوشی نیمهشدید و بهرهٔ هوشی 115تا 120 برجستگی دارد.
بروز خلّاقیّت بر پایهٔ هیجان در میان نوجوانان تیزهوش در طیفهای بهرهٔ هوشی 115 تا 120 و 132 تا 144 (به ویژه 138 تا 140) و پسران تیزهوش دوازده و سیزده ساله و پسران تیزهوش در طیف بهرهٔ هوشی 134 تا 142 و دختران تیزهوش دوازده ساله، چهارده و پانزده ساله و دختران تیزهوش در طیف بهرهٔ هوشی 131 تا 144 برجستگی خاصّی دارد.
به نظر میرسد بیشترین بازداری از بروز خلاّقیّت در بستر واکنشهای هیجانی به دختران چهارده و پانزده ساله و پسران سیزده ساله در سطح تیزهوشی نیمهشدید و در طیف بهرهٔ هوشی 138 تا 140 اختصاص دارد.
بنابراین واکنشهای هیجانی مفید برای بروز خلّاقیّت به ویژه در میان نوجوانان مزبور چنین است:
«احساس خوشبختی و رضایت از سرنوشت همراه با ثبات خُلقی و آرامش و تمرکز ذهنی به گونهای که شخص به چیزهای کوچک اهمیّت ندهد و افکار بیفایده و مزاحم را در ذهن نگه ندارد و این امور بیاهمیّت هرگز موجب پریشانیاش نگردد؛ اگر حوادث غیر منتظرهای رخ دهد، وظیفهٔ تازهای پیش آید، موقعیّتی تغییر کند یا با انتقادی روبهرو گردد، دچار ناراحتی، پریشانی و اضطراب نشود و به آرامی با آنها رویارویی کند و وقایع را نیز به سادگی بپذیرد. در این شرایط، انجام کار مورد علاقه، به نظرش ممکن میرسد و برای تغییر چیزهایی که بر وفق مرادش نیست، میاندیشد. حالات هیجانیاش نیز استوار است و به دشواری بروز میکند؛ به ویژه از آرامش و متانت کلامی برخوردار است».
از سوی دیگر، استقلال خلّاقیّت از واکنشهای هیجانی به نوجوانان تیزهوش در قلمرو بهرهٔ هوشی 124 تا 131 و 153 تا 180 و پسران تیزهوش پایههای یازده، چهارده و پانزده ساله و پسران تیزهوش در سطوح بهرهٔ هوشی 115تا 133 و 143 تا 180 و دختران تیزهوش یازده و سیزده ساله و دختران تیزهوش در سطوح بهرهٔ هوشی 124تا 128 و 147 تا 170 مربوط میشود.
به نظر میرسد به ویژه در میان نوجوانان یازده ساله در طیف بهرهٔ هوشی 147 تا 152، استقلال خلاّقیّت از واکنشهای هیجانی، برجستهتر است. به بیان دیگر ممکن است این واکنشهای هیجانی مانع بروز خلّاقیّت نوجوانان مزبور نشوند:
«احساس بدبختی و نارضایتی از سرنوشت همراه با خردهگیری سبب اشتغال فکری میشود؛ به گونهای که شخص به چیزهای کوچک اهمیّت میدهد و درباره امور بیاهمیّت دچار شکّ و تردید میشود و یا دایماً یک فکر کاملاً بیفایده و مزاحم را در ذهن نگه میدارد؛ تا جایی که این امور بیاهمیّت موجب پریشانی شخص میگردد. از انتقاد کم و بیش تند، دچار رنجش عمیق میشود و از گوشزد با لحنی تمسخرآمیز یا نامهربان زود دلنگران میگردد. اگر حوادث غیر منتظرهای رخ دهد یا وظیفهٔ تازهای پیش آید و یا موقعیّتی تغییر کند، این وقایع به سادگی پذیرفته نمیشوند و ناراحتی، پریشانی و اضطراب، شخص را در بر میگیرد و با حرکاتی مانند از جا پریدن، دستپاچگی، رنگپریدگی و یا سرخ شدن، بروز میکند. این تأثّر و ناراحتی در حدّی است که انجام کار مورد علاقه نیز غیر ممکن به نظر میرسد و حتّی اندیشهای نیز برای تغییر چیزهایی که بر وفق مراد نیست، صورت نمیگیرد. با این حال، بدون دلیل، حالات هیجانی دستخوش تغییر متناوب میشوند و به آسانی بروز میکنند. در این میان بویژه هیجان کلامی (در قالب تند و گرم و با شتاب و صدای بلند صحبتکردن) جلوهٔ آشکارتری دارد».(کاظمی، 1389)