۵. فصل دوم: جایگاه خلّاقیّت در روانشناسی تعاملی
در تاریخ مطالعات در پی درک و فهم «روان آدمی» و به تعبیر ساده تر «فرایندهای روانی» همواره مفاهیمی پدید آمده و شکل گرفته اند که پنداشته شده ماهیّت این فرایندها را روشن و آشکار ساخته اند.
این مجموعه کوششها و تلاشها، به مثابهٔ «بررسی علمی» تلقّی میشوند؛ حال آن که هر محقّق و پژوهشگر ورزیده و منصفی در روشنگری دستاوردهایش برای «روان آدمی» در قالب سیل عظیمی از «مفاهیم»، «گزاره ها» و «قضایا» دچار تردید است. در میدان و عرصهٔ کاربرد نیز ضعف و عجز مفاهیم و قضایای ابهام آلود، در آزمونی واقعی، هر چه بیشتر نمودار میشود.
بی تردید یکی از ریشههای چنین وضعیّتی، تأکید و پافشاری تنگ نظرانه و عبث بر شناخت ناب و منفکّ یک پدیده روانی از سایر پدیده هاست که از آن به عنوان «مکتب عنصرگرایی» یاد میکنیم. در واقع «ساختار پژوهی عنصرگرایانه» وجههٔ همّت این چشم انداز است.
در برابر چنین رویکردی، «مکتب تعاملی روانشناسی» یا به بیان دیگر، «روانشناسی تعاملی» جای میگیرد.
«روانشناسی تعاملی» به زعم نگارنده، به مجموعه انگارهها، نظریّات و دیدگاههایی اشاره دارد که برای آشکاری ماهیّت هر پدیدهٔ روانی صرفاً آن را در تعامل با نظام روانی بررسی میکنند. نظام روانی، به معنای یکپارچگی هماهنگ حیطههای شخصیتی، عاطفی، شناختی، نگرشی، کنشی و زیستی است. در گسترهٔ این نظام، هر پدیده و یا مفهوم روانشناختی، هویّت مییابد.
مفاهیم مهمّی چون هوش، تیزهوشی، استعداد، یادگیری بویژه از جمله پدیدههایی به شمار آیند که در این فصل به بررسی تعاملی آنها میپردازیم.
نظام سهگانهٔ تیزهوشی
به طور کلّی نظریّههای جاری تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» میتوان در دو چشمانداز بررسی نمود: الف) عاملی، ب) ترکیبی.
محدودیّت قابل ملاحظهٔ چشمانداز عاملی در طبقهبندیهای ارایه شده است . دستهبندیها در این چشمانداز، دستخوش نوعی اختلاط و درهم آمیختگی میان ظرفیّت عمومی با مظروف تیزهوشی شده است؛ حوزههایی نظیر زبان، موسیقی، ریاضی، جنبشی (حرکتی)، اجتماعی، طبیعی، به مثابهٔ مظروف و محتوا محسوب میشوند که در کنار تیزهوشی عمومی، فضایی، منطقی و خلّاقیّت طبقهبندی شدهاند. در واقعِ امر، بسیاری از افراد تیزهوش یافت میشوند که در زمینهٔ اجتماعی از خلّاقیّت برخوردارند و یا در زمینهٔ کلامی از ظرفیّت منطقی بهرهمندند .
لذا بررسی روانسنجانهٔ ابزارهای نظریهٔ «هوش چندگانه» (با نظارت صاحب نظریه) در تحلیل عاملی تأییدی، وجود هشت هوش از نُه هوش را با تغییراتی در گویهها نشان داد، امّا فقط ضرایب چهار هوش (جنبشی، وجودی، بین فردی و کلامی) از اعتبار کافی برخوردار بود.(مک کلالان و کُنتی، 2008)
چنان که ذکر شد، هر چهار پدیدهٔ مزبور در واقع انواع زمینههای استعدادی (محتوا) قلمداد میشوند. از این رو، دستهبندیهای ارایه شده در چشمانداز عاملی دچار آشفتگی مفهومی است.
امّا محدودیّت نظری چشمانداز ترکیبی اوّلاً در آن است که به ارایهٔ ظرفیّتهای عمومی اکتفا کرده؛ بدون آنکه اشارهای به مظروف یا محتوای تیزهوشی نماید. به همین سبب چشم انداز مزبور یک رویآورد عاملی نام نگرفته است.
محدودیّت نظری دوم، پافشاری در شرط «خلّاقیّت» برای احراز «تیزهوشی» است. حال آنکه جمعیّت انبوهی از افراد دارای ظرفیّتهای شناختی برجسته وجود دارند که از خلّاقیّت بالایی برخوردار نیستند.
دستاوردهای قابل توجّهی دلالت بر آن دارند که بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش، کامل و پایدار نیست. به بیان دیگر در یک تراز از ظرفیّت هوشی، بروز قابل ملاحظهای وجود دارد، حال آنکه در سطحی دیگر، راه آنها از یکدیگر جدا میشود. (کیتانو و کایربی، 1986)
بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش بر اساس «نظریّهٔ آستانهای» به وجود سطح خاصّ بستگی دارد و مبیّن آن است که این بروز فقط در بهرهٔ هوشی پایینتر از 120 رخ میدهد.(هتریک و همکاران، 1966، فاکس بوچامپ و همکاران، 1993)
حتّی بررسی نظریّهٔ آستانهای بر پایهٔ «هوش چندگانه» در میان دانشآموزان ابتدایی نشان داد که همبستگی خلّاقیّت به ترتیب با هوش بصری- فضایی، طبیعی، بدنی- جنبشی و زبانی بیشتر است.(پریتو و سانچز، 2005)
بنابراین با تأکید بر شرط خلّاقیّت در احراز، « حلقهٔ تیزهوشی» بسیار تنگ خواهد شد و انبوهی از برجستگان، از گسترهٔ تیزهوشی حذف شده و نادیده گرفته میشوند.
توصیف مفهومی مکتب
نگارنده در یک پژوهش سه ساله، مبانی نظری نخبگی را بررسی کرد. بر اساس بررسی مبانی نظری نخبگی، سی و دو عامل از صد و بیست گویه به دست آمدند و سرانجام در سه مقیاس، جایدهی شدند. به طور کلّی این مقیاسها در دو حیطهٔ اساسی روانشناختی و پرورشی قرار میگرفتند. (کاظمی و همکاران، 1389)
در پی آن، برای کشف یک ساختار جامع از ماهیّت روانشناختی تیزهوشی، سه مقیاس مزبور با دید و نگرش روانشناختی مورد بازبینی قرار گرفتند. بر این اساس، فهرستی مرکّب از مفاهیم روانشناختی شامل تیزهوشی، هوش، استعداد، خلّاقیّت، نوآوری، پیشرفت تحصیلی حاصل گردید که در مجموع هجده عامل زیر را تشکیل میدادند.
1) هوش به معنای فهم خلّاقانه
2) هوش به معنای فهم موشکافانه
3) هوش به معنای تحلیل کارآورانه
4) هوش به معنای موهبت خدادادی خاص
5)تیزهوشی به معنای سرعت شناخت و عملکرد
6)تیزهوشی به معنای اشتمال و تنوّع
7)تیزهوشی به معنای گیرایی استثنایی
8)تیزهوشی به معنای هوش برجسته
9)تیزهوشی به معنای توانایی برجستهٔ خلّاقّانهٔ وظیفهمندانه
10) خلّاقیّت به معنای طرح نو (بر پایهٔ توانایی و نگاه متفاوت)
11) خلّاقیّت به معنای نواستنباطی بر پایهٔ هوش و باز بودن( در نواندیشی و نگاه)
12) خلّاقیّت به معنای قدرت مولّد حلّ مسأله
13) خلّاقیّت به معنای نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی
14) خلّاقیّت به معنای پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی
15) پیشرفت تحصیلی به معنای توانایی موفّقیّت در یادگیری
16) پیشرفت تحصیلی به معنای افزایش سطح آگاهی معتبر
17) استعداد به معنای توانایی شناخت و طبقهبندی مفاهیم
18)استعداد به معنای توانایی ویژه همراه با مهارت