۱۸. خلّاقیّت
هماویختگی و یکپارچگی دامنههای شخصیّتی (آمادگی فردی)، شناختی(اندیشه و تجربه)، عاطفی، حرکتی و اجتماعی خلّاقیّت به تفصیل مورد برّرسی واقع شده است.
این تعامل یکپارچه بر چهار بنیاد استوار شده است:
الف) «رهایی ناهشیارانهٔ درونی»زمینه ساز«گشوده رویی» در قبال مؤلّفههای تجربه از جمله کنجکاوی و کاوشگری است
«اندیشهٔ خاصّ» فرد خلّاق با خصیصهٔ بسیار مهم «رهایی درونی» و شرح صدر ویژه، همراهی دارد. «رهایی درونی» زمینه را برای «گشوده رویی در قبال تجربه» فراهم میکند. همان گونه که شرایط را برای «تخیّل»نیز پدید میآورد. تخیّل ممکن است تعیین کنندهٔ جریان تجربی و «کاوشگری» خاصّی باشد.
ب) آگاهی ناشی از تجربه به تکوین فرآیند اندیشه یاری میدهد.
دریافت حسّی مسایل»، «تیزحسّی» و «جست وجوگری حسّی» زمینهٔ تحقّق «آگاهی» را برای فرد خلّاق فراهم میآورد و آگاهی نیز میتواند بستر «ترکیب دهی» برای «واپس روی ژرفنایی» در قلمرو اندیشه به شمار آید.
ج) اندیشه و تجربه از طریق کنجکاوی به یکدیگر پیوند میخورند.
افزون بر آن، «کنجکاوی» نیز ممکن است به مثابهٔ یک حلقهٔ میان اندیشه و تجربه محسوب شود. به نظر میرسد «کنجکاوی»، ابتدا اندیشه را برمیانگیزاند و سپس به سوی تجربه سوق مییابد این چنین است که «کاوشگری» شکل میگیرد. به موازات جریان تجربی و کاوشگری، سیر اندیشه همچنان تداوم دارد و سرانجام این فرآیندِ شناختی با اندوختهٔ کارآزمایی و تجربه بار دیگر نیازمند اندیشیدن است و ظرفیّت «واپس روی ژرفنایی» امکان آن را میدهد و سپس «فرآیند ثانوی اندیشه» برای بازگردانی به سهولت انجام میگیرد. بنابراین، در فرآیندِ شناختی، عنصر تجربه از مؤلّفهٔ اندیشه، قابل تفکیک نیست. لذا در پژوهشها به هماهنگی میان «کاوشگری»، «کنجکاوی» و «خلّاقیت» توجّه شده است.
د) فرآیند تجربه در تعامل با محیط (به ویژه فضای آزاد برای خودشکوفایی) قرار میگیرد.
محیط شایستهٔ خلّاقیت، محیط همگنی (با اندازهٔ مناسب گروه) است که به شخصی شدن هرچه بیشتر فضا یاری دهد. افزون بر آن، موقعیتی را برای تحقّق بینش نسبت به خود اعطا میکند که امکان ارزشیابی تواناییهای خلّاقّانه در سطح بالا را فراهم آورد و سرانجام به فرد احساس آزادی و احترام را میبخشد تا موجب رضایت و آرامش وی در محیط شود. این گونه است که هماهنگی میان فرد و محیط و همکاری آن برای خودشکوفایی فرد تحقّق مییابد. بنابراین دامنهٔ شناختی خلّاقیت از دو سو استواری مییابد:
1) «رهایی ناهشیارانهٔ درونی» برای کنجکاوی کاوشگرانه ای که آگاهی تجربی لازمهٔ اندیشه را فراهم میآورد.
2) وجود فضای آزاد برای خودشکوفایی در محیط.
به نظر میرسد آنچه در کانون دامنهٔ شناختی خلّاقیت واقع است، یک «کنجکاوی کاوشگرانهٔ رهاست که با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را فراهم آورد و به خودشکوفایی» منجر شود.
بنابراین ویژگی «کنجکاوی» به مثابهٔ تبلوری از هماویختگی عاطفی و شناختی خلّاقیت از یک طرف با پایههای انگیزشی خلّاقیّت درهم آمیخته و از دیگرسو با «تجربه پذیری» و «کاوشگری» پیوند دارد.
از این رو، در هماویختگی جامع دامنههای روانی خلاقیت میتوان بیان داشت: «انگیزهٔ یکپارچه و نیرومند حاصل از کنجکاوی کاوشگرانه به مثابهٔ یک نیروی روانی بالقوّه انفجاری برای فعّالیّتهای ارتجالی، برانگیخته میشود و با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را پدید میآورد و منجر به خودشکوفایی میگردد و این گونه خلّاقیّت در آدمی جلوه میکند». (کاظمی، 1389)
بر اساس آنچه «نظام سهگانهٔ تیزهوشی» دلالت دارد، «آفرینندگی» (شامل همهٔ سه عاملش) و دو عامل «سازماندهی» یعنی «مفهومیابی» و «رهکاریابی تحلیلی» و نیز یکی از عوامل «پیشرفتگی» یعنی «نوآوری» جلوههای اساسی خلّاقیّت قلمداد میشوند.
از این رو، برایندهای خلّاقیّت بر پایهٔ «نظام سهگانهٔ تیزهوشی»، با نُه جلوهٔ اساسی بروز مییابند.
نگارنده در جست و جوی شاخههای اساسی انواع خلّاقیّت، یافتههای مربوط به این 9 حیطه را در نمونهٔ پانصد نفری آن (با 25 سال به بالا و ساکن در شهر تهران)با تحلیل عاملی اکتشافی مورد مطالعه مجدّد قرار داد. یادآوری میشود که نظرها در مقیاس لیکرت با درجات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد) و 5(بسیار زیاد) ارایه شده بود. ضریب اعتبار بر اساس آلفای کرونباخ معادل 843/0 بود.
تحلیل عاملی اکتشافی نتایج حاصل با چرخش واریماکس به وجود دو شاخهٔ اساسی با واریانس پنجاه و شش درصد انجامید. قلمرو الف، سی و سه درصد و ب، بیست و سه درصد. ضریب «کرویّت بارتلت» نیز درسطح بسیار بالایی به دست آمد. (کی ام او معادل 903/0)
یافتهها آشکار کرد که شاخههای اساسی مجموعاً پنج جلوهٔ خلّاقیّت را در دو طبقهٔ ذیل در بر میگیرند:
الف) آفرینندگی
خوشهٔ آفرینندگی مشتمل بر سه جلوهٔ خلّاقیّت است:
1)نظریه پردازی یعنی توانایی پدیدآوری چیز بدیع، اندیشهٔ نوو یا نظر جدید
این جلوه از خلّاقیّت به پدیدآوری و به وجود آوردن چیزهای تازه، بدیع و جدید، توانایی پدیدآوری فکر و اندیشهٔ جدید و نو، استفاده از اندیشه برای ارایهٔ نظرهای جدید و متنوّع، و نیز نوآوری در کارها، افکار یا عقاید اشاره دارد.
2) نوآوری ارایهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار یا ابتکار چیزهای نو که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار در جهت بهبود زندگی باشد.
این جلوه از خلّاقیّت به ارایهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد، ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روشهای تازه در زمینههای مختلف و ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیت بر پایهٔ هوش و دانش، اشاره دارد.
3) استنباط یعنی نگاه همه جانبه برای استنباط مفهوم جدید از ترکیب مفاهیم آموخته شده
این جلوه از خلّاقیّت به سعی در خوب نگاه کردن و ایجاد چیز جدید، داشتن فکر و اندیشهٔ باز برای نگاه کردن به همهٔ جوانب و نیز استنباط مفهوم جدید از ترکیب مفاهیم آموخته شده با تکیه بر هوش اشاره دارد.