پرش به محتوای اصلی

۲۳. ج) انگیزهٔ نوآوری و پدیدآوری

۵ دقیقه مطالعه

حیطهٔ انگیزشی و عاطفی به خصیصهٔ «نوآوری» نیز مربوط می‌شود. فرد خلاق ترجیح می‌دهد که رفتارهای غیر مرسومی از خود بروز دهد.(کاظمی 1393)

«نوآوری با یک «گونهٔ شخصیتی» خاص پیوند می‌یابد.(گلداسمیت، 1984) جهتگیری نوآورانه به منزلهٔ یک عنصر مهم در خلّاقیت یک نظریهٔ شخصیتی خلّاق را به خود اختصاص داده است این بعد در سوی دیگر خصیصهٔ«سازش دهندگی» قرار می‌گیرد .(کلر و هالند، 1978)

«نوآوری» یک خصیصهٔ شخصیّتی است که از پیوستار (زیاد تا کم) برخوردار است.(جارکوک و زلینا، 1993) بنابراین نوآوری و ترجیح رفتارهای غیر مرسوم باید از یک ریشه ژرف و ویژهٔ شخصیتی برخوردار باشد که از آن به عنوان«هماویختگی نامرسوم شخصیت»97یاد کرده اند. بررسی فعالیتهای مکتوب و شخصیت زنان نویسنده داستانهای خیالی نشان داد که خلاقیت آنها با یک «هماویختگی نامرسوم شخصیت» توأم است.(هلسون، 1973)

پس «نوآوری» یک خصیصهٔ شخصیتی است که در یک پیوستاری (از کم تا زیاد) جای می‌گیرد.(میدگلی و داولینگ، 1978)

بر پایهٔ دستاوردهای مطالعاتی دو ملاک اساسی برای نوآوری و ابتکار وجود دارد: 1) «غیر عادی بودن» در گروهی که مورد مطالعه قرار میگیرد. 2) تا حدّی «سازگار بودن با واقعیت».(بارون، 1955)

فرد خلاق، به طور ذاتی از فرایند پدید آوری و خلق، لذت می‌برد.(سایکزنتمیهالی، 1996)

بر اساس یک تک بررسی دوازده ساله استنباط می‌شود که گرایش به پدیداوری عقاید ابتکاری تر موجب فراوری چشم اندازهای بصری اصیلتر می‌گردد. از این رو گرایش به فراوری چشم انداز بصری اصیل، شاخص پیش بینی خلاقیت است.(تورنس، 1972)

د) انگیزهٔ تفرّد و استقلال

اساساً استقلال و خودمختاری یکی از نیازهای تیزهوشان قلمداد می‌شود. (فرانکس و دولان، 1982؛ فری، 1993؛ استروپ، 2002) لذا نیاز به استقلال و خود جهت دهی از ویژگیهای مربوط به آموزش تیزهوشان محسوب می‌گردد.(ترفینگر، 1982) در پژوهشی مبتنی بر «فهرست سازش دهی _نوآوری کرتون» و یک مقیاس مربوط به انگیزهٔ تفرد یافت شد که نوآوران در مقایسه با سازشدهندگان نمرات بالاتری در «انگیزهٔ تفرّد» به دست آوردند (اسکینر، 1996) و در برخی پژوهشها، نیاز به وجود و هستی خود در کنار سایر خصایص مورد تأکید قرار گرفته است.(کلر و هالند، 1978)

ه) گرایشهای زیبایی شناختی

فرد خلاق به پدیده‌ها و تجارب زیبایی شناختی، ارزش و ارج خاصی می‌گذارد.(کاظمی، 1393)

تحلیل خصایص شخصیتی «انیشتین» و «هنری پوانکاره»آشکار نمود که «جنبه‌های زیبایی شناختی » از ویژگیهای آنها بود(میلر، 1992)

در بررسی ارتباط قضاوت زیبایی شناختی با ویژگیهای شخصیت آشکار شد که زمینه و سابقهٔ هنری با قضاوت و ترجیح زیبایی شناختی مرتبط است علی رغم آن که ویژگیهای قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی شخصیتی را ارایه میدهد. (چایلد، 1965)

و) رشد طلبی

به طورکلی پیشرفت اجتماعی، از انتظارات اجتماعی دختران نوجوان تیزهوش قلمداد می‌شود.(کاظمی و مقدّم، 1373) و بعضی مطالعات گویای آن است که گرایش نیرومند به تعالی و رشد طلبی یک ویژگی مهمّ در میان افراد خلّاق به شمار می‌آید. (والبرگ و همکاران، 1979؛ کلر و هالند، 1978)

ز) علایق و گرایشهای گسترده

گر چه از سرگرمیهای خاصی برخوردار است امّا گرایشها و خواسته‌های وسیع و پراکنده ای دارد. به مطالعه و بررسی در امور و حوزه‌های متنوّع و پراکنده و عمومی تمایل نشان می‌دهد(کاظمی، 1393)

ح) انگیزهٔ فعالیتهای ارتجالی

نیاز به ارتجال در یک عملکرد از ویژگیهای هنرپیشگان خلاق به شمار می‌آید). نمیرو، 1997)

ط) پیچیدگیها و جمع بندی

بعضی از پژوهشها گویای آن است که گرایش نیرومند به تعالی و رشدطلبی یک ویژگی مهمّ در میان افراد خلّاق قلمداد می‌شود.(کلر و هالند، 1978؛ والبرگ و همکاران، 1979) در حالی که بر اساس پاره‌ای دیگر از پژوهشها، میان پیشرفت‌طلبی و تسلّط‌جویی با گزینش فعّالیّتهای خلّاقانه رابطه‌ای وجود ندارد.(کابانوف و باتگر، 1991؛ فارل، 1976) افراد بسیار خلّاق، اصولاً از لحاظ انگیزهٔ پیشرفت‌طلبی با دیگران تفاوتی ندارند و حتّی نیاز به «رشد» نیز بروز نمی‌دهند. (ماستن، 1989؛ لت و پول، 1979)

بنابراین انگیزه‌های مربوط به خلّاقیّت را می‌توان این گونه جمع بندی کرد: شیفتگی برای روشنی امور با پافشاری بر تجربهٔ کنجکاویها و ارتجال در کارکرد که مستلزم فعّالیّت متفرّدانه است و منجر به کشف و نوآوری می‌شود.

هیجان

انگیزهٔ خاصّ افراد خلّاق، بستر ویژه‌ای را برای حالات هیجانی ویژه فراهم می‌آورد. از این رو، ظهور خلّاقیّت در قلمرو هیجان در گسترهٔ عاطفی، قابل کاوش است. نتیجه آن که واکنشهای هیجانی درآویخته با جلوه‌های حرکتی و جنب‌وجوش‌آمیز، از خاستگاههای انگیزشی سرچشمه می‌گیرد.

فرد خلّاق هیجانهای خود را به راحتی بروز می‌دهد و احساسهای بسیار عمیقی دارد.

فرآیندهای عاطفی در تعامل یکپارچه با تواناییهای شناختی و خصایص شخصیّتی فراگیر، به تحقّق خلّاقیّت منجرّ می‌گردند.(راس، 1999)

حتی پایه‌های مغزی و زیستی هیجان که با خلاقیت مرتبط است نیز مورد تأکید واقع شده است. (لوی، 1983؛ هر، 1981)

جنبه‌های هیجانی خلّاقیّت به طور کلّی شامل حسّاسیّت هیجانی، آسان‌بیانگری، شوخ‌طبعی، درگیری هیجانی، افسردگی، روان‌آزردگی، برانگیختگی درونی و روان‌گسستگی می‌شود.

حسّاسیّت هیجانی

هنگامی که یک فرد به ظرفیت بالاتری برای «احساس» نایل آید، امکان تحقق قابلیت انسانی خلاقیت حاصل میاید.علاوه بر آن «حسّاسیت»98یکی از سه زمینهٔ اساسی برای پی ریزی فرایند اندیشهٔ افراد برجسته در خودشکوفایی است.(پارنز، 1971)

«حسّاسیّت هیجانی»99یک نشانهٔ ویژه از شخصیّت خلّاق به شمار می‌آید.(بچتولد، 1980) به طور کلّی ابزارهای تشخیصی معتبری چون «آزمون شانزده عاملی کاتل» تفاوتهای مهمّی از لحاظ حسّاسیّتهای هیجانی و اختلالات خلقی نشان می‌دهد. این مطالعات به ویژه در میان هنرمندان خلّاق برجستگی خاصّی دارد.(رای، 1996)

محقّقان همچنین بر وجود تجربهٔ هیجانهای عمیق در میان افراد خلّاق تأکید می‌ورزند.(اشترنبرگ و تاردیف، 1989)

هنگامی که فرد خلّاق به مقابله با موانع شناختی می‌پردازد، سطح بالایی از «هماهنگی هیجانی»100را بروز می‌دهد.(رادفورد، 2004) به زعم برخی پژوهشگران روش شناختی واگرای «داغ» یک پاسخ آزادتر و برانگیخته‌تر نسبت به محرّکی است که هیجان بیشتری را می‌طلبد.(اسپاتز، 1972)

برخی پژوهشگران نیز به اهمیّت هیجان طیّ دورهٔ نوجوانی و همراهی میان «بروز هیجانی» و خلّاقیّت توجّه کرده‌اند.(هافمان و هاوزر، 1994)