حل مسأله
تعریف
حلّ مسأله به معنای تشخیص و کاربرد دانش و مهارتهایی است که یادگیرنده را به پاسخ درست در موقعیت یا رسیدن به هدف مورد نظر میرساند. در بحث مؤلّفههای نوآوری، حلّ مسأله به معنای ارائهٔ طرحی سودمند برای نخستین بار است که راهحلّی تازه، آسان و مؤثّر برای مسائل دشوار باشد.
نگارنده: دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی
شرح موضوعی
فرد تیزهوش ریاضی در حلّ مسألهای خاصّ بیش از افراد متوسّط از لحاظ هوشی آگاهیها و اطّلاعات بنیادی و مقدّماتی دارد. این معلومات قبلی میتواند در نظامی منسجم قرار گیرد و به او در حلّ مسائل ریاضی یاری دهد. در جای دیگر، «نیروی روانی» به احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه، بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان اشاره دارد.
تعریف انگلیسی
Problem solving means identifying and applying the knowledge and skills that lead a learner to the correct response in a situation or to a desired goal. Among the components of innovation, it means presenting, for the first time, a useful plan that offers a new, easy, and effective solution to difficult problems.
منابع
- هیجان اندیشه، «48. نیروی روانی، پویایی روانی، بیتابی و خلاقیت» https://www.eot.ir/کتب/هیجان-اندیشه/نیروی-روانی-پویایی-روانی-بیتابی-و-خلاقیت-1067 — Definition as identifying and applying knowledge and skills leading to correct response
- مقالات، «مفاهیم بنیادین در قلمرو تیزهوشی» https://www.eot.ir/مقالات/مفاهیم-بنیادین-در-قلمرو-تیزهوشی-1961 — Innovation component: first-time useful plan giving new, effective solution
- استعداد و تیزهوشی، «61. تیزهوشی ریاضی» https://www.eot.ir/کتب/استعداد-و-تیزهوشی/تیزهوشی-ریاضی-1155 — Mathematically gifted: prior organized knowledge aids problem solving
- استعداد ریاضی، «1. تیزهوشی ریاضی» https://www.eot.ir/کتب/استعداد-ریاضی/تیزهوشی-ریاضی-1523 — Same passage on gifted individuals and prior knowledge in solving