پرش به محتوای اصلی
ظرفیتهای روانی

حل مسأله

Problem solving
مدخل فرهنگنامه · نویسنده: دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی ۱ دقیقه مطالعه

تعریف

حلّ مسأله به معنای تشخیص و کاربرد دانش و مهارتهایی است که یادگیرنده را به پاسخ درست در موقعیت یا رسیدن به هدف مورد نظر می‌رساند. در بحث مؤلّفه‌های نوآوری، حلّ مسأله به معنای ارائهٔ طرحی سودمند برای نخستین بار است که راه‌حلّی تازه، آسان و مؤثّر برای مسائل دشوار باشد.

نگارنده: دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی

شرح موضوعی

فرد تیزهوش ریاضی در حلّ مسأله‌ای خاصّ بیش از افراد متوسّط از لحاظ هوشی آگاهیها و اطّلاعات بنیادی و مقدّماتی دارد. این معلومات قبلی می‌تواند در نظامی منسجم قرار گیرد و به او در حلّ مسائل ریاضی یاری دهد. در جای دیگر، «نیروی روانی» به احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه، بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان اشاره دارد.

تعریف انگلیسی

Problem solving means identifying and applying the knowledge and skills that lead a learner to the correct response in a situation or to a desired goal. Among the components of innovation, it means presenting, for the first time, a useful plan that offers a new, easy, and effective solution to difficult problems.

منابع