«شیفتگی برای تجربه» به این معناست که فرد با همهٔ وجود و با مشغولیّت سرسختانه به یک مسأله، در پی آن است که از آن سر درآورد؛ ولو آن مسأله تجربهکردنی نباشد. چنین فردی برای تجربهٔ دانستههایش ناآرامی نشان میدهد. شیفتگی، کششی درونی است که فرد را تا روشن شدن مسأله رها نمیکند. این مفهوم یکی از عناصر بنیادی «هیجان اندیشه» به شمار میآید و در کنار کنجکاوی و احساس نیرومندی شدید، بخشی از پایههای عاطفی و شناختی خلّاقیّت را تشکیل میدهد. در اینجا نخست جایگاه شیفتگی را در ساختار «سرسختی شناختی» بررسی میکنیم، سپس شیوهٔ سنجش آن را شرح میدهیم و سرانجام پیوند آن را با خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ مورد بحث قرار میدهیم.
الف ـ جایگاه شیفتگی در سرسختی شناختی
شیفتگی برای تجربه بهتنهایی معنا نمییابد؛ بلکه یکی از چهار مؤلّفهٔ «سرسختی شناختی» است. «سرسختی شناختی» شامل «شیفتگی برای تجربه»، «سرسختی برای کشف بزرگ»، «احساس نیرومندی شدید» و «آمادگی برای کنجکاوی» است.
«سرسختی شناختی» بدین معناست که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقهاش تحریک میشود. وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه به آن مسأله میپردازد. در هنگام اشتغال به حلّ مسأله، هر قدر هم بزرگ باشد، احساس نیرومندی شدید دارد، دچار درماندگی نمیشود و گذشت زمان را احساس نمیکند. وی در پی آن است که از مسأله سر درآورد، حقیقت را کشف کند و امور را روشن نماید.
بدین ترتیب، فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ، بهویژه کاری نو و تازه، همهٔ زندگی وی را فرا میگیرد. اندیشهٔ کنجکاوانهٔ هیجانانگیز و دردسرآفرین نیز چنین است. وی این کنجکاویهای هیجانانگیز و ماجراجویانه را، ولو خطرناک، با لذّت و سرسختی از طریق تجربهٔ دانستههایش دنبال میکند. برای این تجربه نیز ناآرامی نشان میدهد؛ ولو آن مسأله تجربهکردنی نباشد.
با مقایسهٔ این تعریف با تعریف شیفتگی برای تجربه آشکار میشود که شیفتگی، هستهٔ عاطفی سرسختی شناختی است. کنجکاوی، مسأله را برمیانگیزد و احساس نیرومندی، توان پیگیری آن را فراهم میسازد. اما شیفتگی است که فرد را با همهٔ وجود به مسأله پیوند میدهد و ناآرامی برای تجربه را در وی پدید میآورد.
ب ـ شیفتگی در گسترهٔ «پویایی» و سنجش آن
سرسختی شناختی خود یکی از دو خردهمقیاس «پویایی» است و خردهمقیاس دیگر «جنب و جوش هیجانی» است. «پویایی» به معنای احساس نیرومندی شدید همراه با شیفتگی در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک کشف بزرگ هیجانانگیز است. پس شیفتگی در خود تعریف پویایی حضور دارد و از ارکان آن به شمار میرود.
در برابر پویایی، «بیتابی» قرار دارد. بیتابی اشاره به بیمناکی، گرفتاری درونی و بیقراری ناشی از گردش اندیشه دارد. این حالت با تظاهرهای بدنی همراه است و فرد احساس میکند برای فعّالیّت تحت فشار قرار دارد. بدیهی است که ناآرامی ناشی از شیفتگی با بیقراری ناشی از بیتابی تفاوت دارد. ناآرامی نخست از کشش به سوی تجربه و کشف برمیخیزد و ناآرامی دوم از بیمناکی و احساس تحت فشاری.
برای سنجش این مفاهیم، آزمون دوازدهعاملی «پویایی - بیتابی» تهیه شده است. این آزمون پنجاه و دو پرسش دارد. مقیاس «پویایی» دارای بیست و هفت پرسش است و شش عامل را میسنجد: جنب و جوش، کنجکاوی، احساس نیرومندی شدید، کشف بزرگ، شوخطبعی و شیفتگی برای تجربه. مقیاس «بیتابی» نیز بیست و پنج سؤال دارد و بیقراری، گرفتاری درونی، تظاهرهای اندیشه، بیمناکی، گردش اندیشه و احساس تحت فشاری را میسنجد.
ضریب اعتبار (آلفای کرونباخ) مقیاس پویایی 90/0 و مقیاس بیتابی 92/0 است. این ضریب برای خردهمقیاس سرسختی شناختی، که شیفتگی برای تجربه را در بر میگیرد، 78/0 است. ضرایب همبستگی گشتاوری به عنوان شاخص روایی برای مقیاس پویایی میان 39/0 تا 74/0 در حدّ معنادار قرار دارد. خردهمقیاس سرسختی شناختی بهتنهایی 17 درصد آزمون را تبیین میکند.
ج ـ شیفتگی و خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش
پرسش اساسی این است که شیفتگی تا چه اندازه با خلّاقیّت پیوند دارد. نتایج پژوهش نشان داد که بهطور کلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ (اعم از دختر و پسر) با همهٔ شش مؤلّفهٔ مقیاس پویایی آزمون هیجان اندیشه همبستگی مثبت دارد. ضرایب همبستگی خلّاقیّت با عناصر پویایی میان 24/0 تا 47/0 متغیّر است و بیشترین ضریب همبستگی مثبت به احساس نیرومندی تعلّق دارد (47/0).
در مقابل، خلّاقیّت با چهار عنصر بیتابی همبستگی منفی دارد و بیشترین ضریب منفی به بیمناکی مربوط است (34/0-). همبستگی خلّاقیّت این نوجوانان با پویایی بیش از بیتابی است (51/0 در مقابل 18/0-). به عبارت دیگر، شیفتگی و دیگر عناصر پویایی بستر بروز خلّاقیّت را فراهم میسازند؛ حال آنکه بیمناکی و گرفتاری درونی معمولاً از آن میکاهند.
د ـ نقش جنسیّت در پیوند شیفتگی و خلّاقیّت
بررسی جداگانهٔ دختران و پسران تصویر دقیقتری به دست داد. خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ با پویایی (56/0) همبستگی نشان میدهد. این خلّاقیّت بهویژه به جنب و جوش (46/0)، کنجکاوی (32/0)، احساس نیرومندی شدید (52/0)، بروز هیجان (25/0) و شیفتگی تجربی (51/0) بستگی دارد. عدم بیقراری، عدم گرفتاری درونی، عدم بیمناکی و عدم احساس تحت فشاری نیز در آن مؤثّرند. بنابراین در میان دختران، شیفتگی تجربی پس از احساس نیرومندی شدید یکی از نیرومندترین همبستههای خلّاقیّت است.
امّا در میان پسران وضع به گونهٔ دیگری است. خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد به «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه پیرامون یک کشف بزرگ هیجانانگیز» بستگی دارد. این خلّاقیّت از دیگر عوامل هیجان اندیشه مستقل است. این استقلال بدین معناست که وجود کنجکاوی و شیفتگی تجربی برای خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد لازم نیست. هیچیک از عوامل ششگانهٔ بیتابی نیز مانع خلّاقیّت آنها نمیشود. یعنی خلّاقیّت این پسران با وجود بیمناکی و گرفتاری درونی، و بدون کنجکاوی و شیفتگی تجربی نیز رخ میدهد.
بر این اساس، یافتههای پژوهشی که از رابطهٔ آشفتگیهای هیجانی و خلّاقیّت خبر میدهند، به خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد مربوط میشوند. از سوی دیگر، تحقیقاتی که آشفتگی هیجانی را مانع بروز خلّاقیّت میدانند، به خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد مرتبطاند.
روشن است که شیفتگی برای تجربه یکی از پایههای درهمآمیختهٔ شناختی، عاطفی و حرکتی خلّاقیّت است. «پارادایم ششوجهی خلّاقیّت» نیز همین پایهها را تبیین میکند و مفهوم «هیجان اندیشه» همبستهٔ یکپارچه و هماهنگ خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش قلمداد میشود. با این همه، نقش شیفتگی به جنسیّت بستگی دارد. این عامل در آفرینندگی دختران تیزهوش جایگاهی برجسته دارد و در آفرینندگی پسران تیزهوش، احساس نیرومندی شدید پیرامون یک کشف بزرگ جای آن را میگیرد. از این رو، پرورش شیفتگی برای تجربه در کنار کاستن از بیمناکی و احساس تحت فشاری، بهویژه در میان دختران مستعدّ، میتواند زمینهٔ شکوفایی خلّاقیّت آنان را فراهم سازد.
منبع
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «فهرستهای هیجان اندیشه» — فهرستهای هیجان اندیشه
هیجان اندیشه، «بحث و نتیجه گیری» — بحث و نتیجه گیری
خلّاقیّت، «بازتاب یک پژوهش در نظریّه» — بازتاب یک پژوهش در نظریه
هیجان اندیشه، «ه) ساختار درمانگری و پرورشی «کولانجلو»» — ه ساختار درمانگری و پرورشی کولانجلو