پرش به محتوای اصلی

هوش تجربی و کارآزمایی: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

در مباحث مکتب تعاملی، دو مفهوم «هوش تجربی» و «کارآزمایی» بارها در کنار یکدیگر به چشم می‌خورند. هر دو از ریشهٔ «تجربه» برخاسته‌اند و هر دو با خلّاقیّت پیوند دارند. با این همه، جایگاه آن‌ها در نظریه یکسان نیست. «هوش تجربی» یکی از توانایی‌های سه‌گانه در پرورش استعداد است. «کارآزمایی» از یک سو در زمرهٔ بنیادهای هیجان اندیشه قرار دارد و از سوی دیگر یکی از حیطه‌های تصمیم‌گیری به شمار می‌رود. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را توصیف می‌کنیم، سپس به همانندی‌ها و پیوندهای آن‌ها می‌پردازیم و سرانجام تفاوت‌هایشان را بررسی می‌کنیم.

الف ـ هوش تجربی

در آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «هوش تجربی» در کنار «هوش تحلیلی ـ سازمانی» و «مهارت نوآوری» یکی از سه توانایی بنیادی به شمار می‌آید. برنامه‌های ویژهٔ پرورش استعداد بر پایهٔ همین سه توانایی طراحی می‌شوند.

در راهبرد تفکیک، بر پایهٔ «مکتب تعاملی» و پس از طیّ مراحل سه‌گانه، برای پرورش خلّاقیّت نُه برنامهٔ ویژه قابل اجراست. در سه برنامه از آن‌ها، غنی‌سازی برای پرورش هوش تجربی در قالب مدرسهٔ تفکیکی، پایهٔ تفکیکی و کلاس تفکیکی انجام می‌گیرد. معیار انتخاب در این برنامه‌ها «زمینه‌ای است که بالاترین برجستگی این نوع هوش را دارد». در راهبرد جداسازی، بر پایهٔ «سیاست تعاملی پرورش استعداد»، غنی‌سازی در زمینه‌ای خاصّ (یک یا چند درس) بر مبنای هوش تجربی انجام می‌شود. این غنی‌سازی گاه به‌تنهایی صورت می‌گیرد و گاه به صورت ترکیبی همراه با هوش تحلیلی ـ سازمانی و مهارت نوآوری.

در راهبرد تلفیق نیز غنی‌سازی فردی بر پایهٔ «بیشترین برجستگی فرد در هوش تجربی‌اش در درسی خاصّ» تعریف شده است. این غنی‌سازی در قالب‌های «تحت نظارت راهنما»، «تحصیل همزمان» و «یادگیری غیرمستقیم» اجرا می‌شود. غنی‌سازی مختلط نیز «با بیشترین برجستگی کلاس در هوش تجربی آن» در قالب‌های «درون‌کلاسی» و «همیاری» انجام می‌گیرد.

گذشته از قلمرو آموزشی، هوش تجربی در نظریهٔ هیجان اندیشه نقش واسطه‌ای برجسته‌ای دارد. رابطهٔ «سرسختی شناختی» و «پایداری» نوجوانان با «خلّاقیّت» آن‌ها به «هوش تجربی» بستگی دارد. بنابراین اگر سرسختی شناختی موجب خلّاقیّت نوجوانان می‌شود، این اثر از مسیر هوش تجربی آن‌ها می‌گذرد. پایداری شخصیّتی نیز از همین مسیر به خلّاقیّت می‌انجامد. در هر دو حالت، ظرفیّت «یکپارچگی حسّی حرکتی برای شناخت» این رابطه را تسهیل می‌کند (باغبان، 1399).

به نظر می‌رسد از میان مؤلّفه‌های هیجان اندیشه، سرسختی شناختی پیش‌بین هوش تجربی است و نیروی روانی پیش‌بین هوش تحلیلی. در جمع‌بندی تحلیلی نیز آمده است که «نیروی روانی» توأم با «سرسختی شناختی»، «هوش تجربی» را پیش‌بینی می‌کند.

ب ـ کارآزمایی

«کارآزمایی» در دو قلمرو اصلی مطرح شده است. نخست در حوزهٔ خلّاقیّت، و دوم در فرایند تصمیم‌گیری و مشاوره.

در قلمرو خلّاقیّت، کارآزمایی یکی از بنیادهای هشت‌گانهٔ هیجان اندیشه است. این بنیادها عبارت‌اند از: آمادگی فردی، بهره‌گیری محیطی، بازخورد، کارآزمایی، جنبش، اندیشه، عاطفه و پایداری. در واقع هیچ رویداد خلّاقانه‌ای رخ نمی‌دهد، مگر آن‌که از این بنیادها و پایه‌ها متأثّر باشد.

در قلمرو راهنمایی و مشاوره، راهنمایی به کسب آگاهی برای تصمیم‌گیری اشاره دارد. مشاوره نیز فرایند یاری دادن به فرد برای نیل به تصمیم‌گیری مستقل است. تصمیم‌گیری خود بر پنج حیطه استوار است: دانش تخصّصی، کارآزمایی، ظرفیّت تحلیلی، انگیزش درونی و خصایص شخصیّت. در این میان، فرایند تصمیم‌گیری ماهیتی تجربی دارد. تجربه و کارآزمایی ستون اخذ تصمیم است و تقریباً هیچ تصمیم نیرومند و معتبری از تجربه مستغنی نیست.

افزون بر آن، در مبحث نوسودمندی تحصیلی، «اندوختهٔ کارآزمایی و تجربه» حلقه‌ای از فرایند شناختی شمرده می‌شود. «کنجکاوی» ابتدا اندیشه را برمی‌انگیزاند و سپس به سوی تجربه سوق می‌یابد و این چنین است که «کاوشگری» شکل می‌گیرد. به موازات جریان تجربی و کاوشگری، سیر اندیشه همچنان تداوم دارد. سرانجام این فرایند شناختی، با اندوختهٔ کارآزمایی و تجربه، بار دیگر نیازمند اندیشیدن است. ظرفیّت «واپس‌روی ژرفنایی» این امکان را فراهم می‌کند و سپس «فرایند ثانوی اندیشه» برای بازگردانی به سهولت انجام می‌گیرد.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

بررسی متون یادشده نشان می‌دهد که هوش تجربی و کارآزمایی در چند زمینه به یکدیگر نزدیک‌اند:

1 ـ هر دو بر عنصر «تجربه» استوارند. یکی به صورت نوعی هوش در کنار هوش تحلیلی ـ سازمانی آمده است و دیگری به صورت تجربه و کارآزمایی که ستون اخذ تصمیم است.

2 ـ هر دو با خلّاقیّت پیوند دارند. هوش تجربی مسیری است که سرسختی شناختی و پایداری از آن به خلّاقیّت می‌رسند. کارآزمایی نیز یکی از بنیادهای هشت‌گانه‌ای است که هیچ رویداد خلّاقانه‌ای بدون تأثیر آن رخ نمی‌دهد.

3 ـ هر دو در کنار یک همتای تحلیلی قرار می‌گیرند. هوش تجربی همواره در کنار «هوش تحلیلی ـ سازمانی» می‌آید. کارآزمایی نیز در میان حیطه‌های تصمیم‌گیری در کنار «ظرفیّت تحلیلی» قرار دارد؛ ظرفیّتی که به دو توانایی «توالی‌یابی» و «ترکیب‌دهی» اشاره دارد.

4 ـ هر دو ماهیتی تعاملی دارند. هوش تجربی در تعامل با مؤلّفه‌های هیجان اندیشه و ویژگی‌های شخصیّت عمل می‌کند. کارآزمایی نیز از اندیشه جدا نیست، زیرا «در فرایند شناختی، عنصر تجربه از مؤلّفهٔ اندیشه قابل تفکیک نیست». فرایند تجربه همچنین در تعامل با محیط، به‌ویژه فضای آزاد برای خودشکوفایی، قرار می‌گیرد. این همانندی با این استنباط کلّی هماهنگ است که یافته‌ها برای چندمین بار بر ماهیّت تعاملی خلّاقیّت تأکید می‌کنند.

د ـ تفاوت‌ها

با وجود این پیوندها، دو مفهوم یادشده از جهات زیر با یکدیگر تفاوت دارند:

1 ـ جایگاه در نظریه: هوش تجربی یک «توانایی» است و به همراه هوش تحلیلی ـ سازمانی و مهارت نوآوری، سه‌گانهٔ پرورش استعداد را می‌سازد. کارآزمایی اما یک «بنیاد» از بنیادهای هشت‌گانهٔ هیجان اندیشه و یک «حیطه» از حیطه‌های پنج‌گانهٔ تصمیم‌گیری است.

2 ـ خاستگاه و پیش‌بین‌ها: هوش تجربی از مؤلّفه‌های هیجان اندیشه، به‌ویژه سرسختی شناختی همراه با نیروی روانی، پیش‌بینی می‌شود. کارآزمایی از رهگذر کنجکاوی و کاوشگری شکل می‌گیرد و به صورت «اندوختهٔ کارآزمایی و تجربه» گرد می‌آید.

3 ـ نشانه‌ها: هوش تجربی با ظرفیّت «یکپارچگی حسّی حرکتی برای شناخت» شناخته می‌شود و این ظرفیّت رابطهٔ سرسختی شناختی و پایداری شخصیّتی با خلّاقیّت را تسهیل می‌کند. نشانهٔ کارآزمایی بیش از هر چیز اعتبار و نیرومندی تصمیم است، زیرا تقریباً هیچ تصمیم معتبری از تجربه مستغنی نیست.

4 ـ پیامدها و کارکرد: پیامد اصلی هوش تجربی نقش واسطه‌ای آن در خلّاقیّت است. هوش تجربی همچنین معیاری برای طراحی برنامه‌های غنی‌سازی در راهبردهای تفکیک، جداسازی و تلفیق به شمار می‌رود. کارآزمایی در فرایند شناختی بار دیگر به اندیشیدن، واپس‌روی ژرفنایی و فرایند ثانوی اندیشه می‌انجامد. در مشاوره نیز شرط اخذ تصمیم نیرومند است.

5 ـ قلمرو کاربرد: هوش تجربی بیشتر در قلمرو آموزش و پرورش استعداد و در پژوهش‌های مربوط به هیجان اندیشه و خلّاقیّت نوجوانان مطرح شده است. کارآزمایی افزون بر حوزهٔ خلّاقیّت، در قلمرو راهنمایی و مشاوره نیز جایگاهی بنیادی دارد.

به این ترتیب، هوش تجربی و کارآزمایی دو چهرهٔ پیوسته اما متمایز از عنصر تجربه در مکتب تعاملی‌اند. هوش تجربی توانایی‌ای است که باید شناسایی شود و از طریق غنی‌سازی پرورش یابد. کارآزمایی بنیادی است که در جریان کنجکاوی و کاوشگری اندوخته می‌شود و پشتوانهٔ خلّاقیّت و تصمیم‌گیری معتبر قرار می‌گیرد. تعامل این دو با اندیشه، هیجان اندیشه و محیط، بار دیگر ماهیّت تعاملی خلّاقیّت را آشکار می‌سازد.

منبع

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفکیک در مکتب تعاملی» — تفکیک در مکتب تعاملی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّ‌مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق

هیجان اندیشه، «نیروی روانی، پویایی روانی، بیتابی و خلاقیت» — نیروی روانی پویایی روانی بیتابی و خلاقیت

هیجان اندیشه، «بررسی تحلیلی» — بررسی تحلیلی

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «راهنمایی و مشاوره» — راهنمایی و مشاوره