پرش به محتوای اصلی

۲. الف) انواع بر حسب منبع

۳ دقیقه مطالعه

1) آمادگی طبیعی؛ انواع و گونه‌هایی از هوش وجود دارد که از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی سرشته شده و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم میآورد؛ چنان که در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. به این نوع هوش «قریحه» اطلاق شود.

2)طعام، نوعی ویژه از هوش موسوم به «ذهن» می‌تواند تحت تأثیر تغذیه قرار گیرد و اصطلاحاً «صفای ذهن» تکوین آید.«ذهن» در برابر «سفاهت» قرار می‌گیرد.

3) ورزیدگی در کار، مهارت و ورزیدگی می‌تواند منجر به پدیدآیی نوعی خاص از هوش شود و چه بسا مراتب ما دون هوش را ورزیده کند. این نوع هوش «حذاقت» نامیده شود.

4) خرد، یک منبع و سرچشمهٔ مهم برای انواعی از هوش به شمار آید. چنانچه دریافت و خردورزی، همراه با ظرافت طبع باشد،«فهم» نام می‌گیرد. لذا هوش ابزار اندیشه، وسیلهٔ تفکّر و آلت فهم و دقّت بویژه فهم ادب و وقوف نسبت به حفظ حق، بشمار آید.

«فهم» در برابر «غباوت» قرار می‌گیرد

هرگاه دریافت خالص و ناب هرچیزی مورد نظر باشد،«لُبّ» اطلاق شود. آن هوشی که بر اساس خرد به دریافت پیچیدگیهای امور امکان دهد،«حِجی» نامیده شود.

و سرانجام هوشی که بر پایهٔ خرد از بدیها باز میدارد،«نُهی» نام می‌گیرد.

5) «ایمان» یک منبع و سرچشمه بزرگ برای هوش بشمار می‌آید. بر این اساس انواعی از هوش وجود دارد.

گونه ای هوش که بر بنیاد ایمان، امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را دهد و بینش فراهم آورد، «فطنت» است.

این هوش در کنار کیاست و حذر کردن قرار می‌گیرد.

یادگیری و درک گفته‌ها و تمایز آنها از پوسته‌های قالب و کنار گذاشتن صورتها برای درک و، فهم زبان، فهم چیزی از بانگش، دقّت و فهم در شنیدن حکایت، فهم و درک معانی و نکته دانی با «فطنت» قوام یابد.

نوعی از هوش، که با نشأت گیری از ایمان همراه با سرعت فطنت، دریافت و فهم باشد و در قلب و فؤاد جای گیرد، بدان «ذکاوت» اطلاق گردد. به ذکاوت است که دشواریهای گفته‌ها و سخنان عالیه المضامین دریافت و حمل شود اما برخی مراتب ما دون (نظیر دهاء و نکراء) می‌تواند آفت آن باشد.

نوعی دیگر از هوش که از ایمان نشأت میگیرد و همراه با پرهیزکاری، حق پذیری، و دوراندیشی است و صاحبش را همواره به نقد حال خویش و خودیابی وامیدارد، «کیاست» است.

گونه ای دیگر از هوش ایمانی که تیزبینی دهد و به تعبیر دیگر، به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد، «فراست» نام می‌گیرد.و این تعبیر دیگری از بینش در ادبیات کهن است که به راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، اشاره دارد.

6 ) امرپذیری حق

دریافت و هوش خاصی وجود دارد که از خاستگاه «حق» و «حق پذیری» آغاز شود. اصطلاح «نباهت» بدین معناست. این نوع هوش به مثابهٔ یکی از قوای نفس ناطقه سبب بیداری هوشیارانه و آگاهانه و دوری از غفلت میشود و از طریق اندیشه می‌تواند دل را در برگیرد و با انجام اوامر شرع مقدّس پدید می‌آید. در ادبیّات از آن تعبیر به بیداری و شتاب در اجرای امر شده است. چنان که بیداری یکی از متداولترین معانی هوش در ادبیّات ماست.