پرش به محتوای اصلی

۹. تنوّع تیزهوشی خلّاقانه

۴ دقیقه مطالعه

تیزهوشی به مفهوم توانایی و استعداد خدادادی بالا در هوش که با ضریب هوشی و فعالیت برجسته‌تر از سنّ بروز می‌یابد و در هر طبقه‌ای‌ از جامعه‌ وجود دارد و دارای تنوّع است، مبنای خلّاقیت را در دو جلوه تشکیل می‌دهد:الف) استنباط نو، ب) حل مسأله

به تعبیر دیگر تیزهوشی به مفهومی که بیان گردید، پایهٔ استنباط نو و اکتشاف برای حلّ مسأله، اختراع و نوآوری محسوب می‌شود.

در پاسخ به سؤال نخست

1) آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود دارد؟

بر اساس یافته‌های تحقیق میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود ندارد. امّا بر حسب خصوصیات جنسیتی تفاوت معناداری وجود دارد و زنان به طرز قابل ملاحظه ای بیش از مردان، تعاریف یادشده را برای مفاهیم دوازده گانه نخبگی می‌پذیرند. حال آنکه میزان پذیرش تعاریف مزبور بستگی به سطوح تحصیلی و طبقات سنّی ندارد. نمونهٔ مورد بررسی در گسترهٔ سنی شانزده سال تا کهنسالی و سطح تحصیلات دیپلم تا دکتری به طور یکسان این تعاریف را برای مفاهیم بنیادین می‌پذیرند.

بنا براین در پاسخ به سؤال نخست تحقیق باید بیان داشت که بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم فقط بر حسب خصوصیات جنسیتی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود دارد.

چنان که ذکر شد، مقایسه برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد جز در یکی از تعاریف «استعداد» به معنای «توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم»‌، در سایر حیطه‌ها توافق عامّهٔ مردم با این تعاریف در سطح قابل ملاحظه و معناداری بیشتراست. این تفاوت شامل مفهوم تیزهوشی و تعریف دوم استعداد به معنای توانایی‌ ویژه(توانایی‌ بالا در بروز قابلیتهای‌ شخصی‌، توانایی‌ ویژه‌ بالقوّه در انجام‌ کاری‌ با دستیابی‌ به‌ مهارت‌ یا دانش‌، و توانایی‌ یا مهارت‌ ذاتی‌ خاص‌ در یک‌ زمینه بیش از دیگران) نیز می‌شود. بنابراین در میزان موافقت با تعریف استعداد به معنای توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم‌، هیچ تفاوتی میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان وجود ندارد.

در پاسخ به این سؤال: آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

چنان که در پیشینه بیان شد نظریه‌های اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل اجماع دارند:

الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط که بالقوّهٔ‌ و غیراکتسابی است

ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه

ج) دربرگیری استعداد

د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن

ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی

و) پرورش پذیری پدیدهٔ تیزهوشی

بنابراین، بر پایهٔ اجماع مبانی نظری، «تیزهوشی»، یک توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد غیراکتسابی بالاتر از سطح متوسّط و پرورش‌پذیر است که از یک عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه نشأت می‌گیرد؛ با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و دارای انواعی است یا امکان دارد از چندگانگی در بروز برخوردار باشد.

امّا تعریف اجماعی عُرفی از تیزهوشی و استعداد چنان که بیان شد:

«تیزهوشی» یک استعداد خدادادی خاصّ با تأکید بر خلّاقیت (اعم از نقش بنیادین برای تیزهوشی یا امکان جمع پذیری با آن) است که از طریق عملکرد یا انجام کار بروز می‌کند.

و «استعداد» یک توانایی در شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاص است.

بنابراین «تیزهوشی» از دیدگاه عُرفی، یک توانایی هوشی خدادادی خاصّ است که با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد.و شامل استعداد به معنای شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاصّ می‌شود

چنان که ذکر شد، میزان تطابق این دو تعریف از سوی داوران در مقیاس «لیکرت» 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد)، 5 (بسیار زیاد)، نشان داد که نمرهٔ توافق 9/3 است.

بنابراین برداشت عرفی عامّه با تعریف حاصل از مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد در سطح قابل ملاحظه‌ای تطابق دارد.