پرش به محتوای اصلی

۳. ب) انواع بر حسب حیطه

۳ دقیقه مطالعه

هوش را می‌توان بر حسب قلمرو دریافت و درک دسته بندی نمود. حوزه‌های شنیداری، دیداری، گزیدگی مطالب و پیچیدگیهای امور گونه‌هایی از این قلمروهایند.

1) سمعی و شنیداری، نوعی هوش که امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را میدهد،«فطنت» نام میگیرد و چنانچه بیان شد، متعلّق آن معمولاً قلمرو کلام و سخن است: دریافت حقیقت کلام و معنی گفتار و ممکن است با فراموشی دچار خدشه شود و تلازمی با فزونی دانش ندارد. اگر به قلمرو کلام عالیه المضامین مربوط شود، بدان «ذکاوت» اطلاق گردد.

2) بصری و دیداری، نوعی هوش که امکان دریافت حقایق مبصرات و دیدنیهارا دهد،« فراست» نامیده شود وبه عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیده ای پنهان از روی نشانه هایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبه ای از هوش به شمار آید که به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد.

لذا در بسیاری ازمتون ادبی، هوش به مفهوم راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، استعمال شده است.

3) قلمروی که به دریافت گزیده، ناب و خالص هر پدیده ای مربوط میگردد و بدان «لُبّ» گفته میشود.

«حکمت نادره» میتواند تعبیر دیگری از آن باشد.

4) برای دریافت پیچیدگی امور و پدیده‌ها هوش ویژه ای وجود دارد که «حِجی» نام می‌گیرد.

به «حِجی» است که حقیقت پدیده‌ها از روی نشانه هاشان، پی برده شود و، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیده‌ها، دریافت شود و، و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به کشف نایل آید و رازهای امور و پدیده‌ها دریافت گردد. و حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید.

ج) انواع هوش بر حسب مراتب

هوش برحسب مراتب و درجات با تأکید بر غایت نگری نیز قابل تقسیم بندی است.

1) نیرنگ پذیری، مرتبه ای از هوش وجود دارد که با شیطنت و نیرنگ درمی آمیزد. برای این مرتبه از هوش دو اصطلاح ذکر شده است: «نَکراء» و «دهاء»

بنابراین هوش چنان که تبدیل پذیر است، امری پریدنی نیز است. اساسی ترین آفت و مانعش، شهوت باشد که همچون خمر و باده، مستی و غفلت دهد.

2) بازدارندگی، در مراتب عالیتر نوعی هوش یافت شود که از بدیها و زشتیها و نکوهیده‌ها ممانعت نماید و بازدارد. دو تعبیر مهم برای این مرتبه وجود دارد: «عقل» و «نُهی». لذا سنجیدگی گفتار، پاک کنندگی از آلایشها و پرهیز از یاوه کوشی از آثارش است و نهی پذیری و برحذر بودن از پیرایشها تحقّق یابد.

«عقل» در برابر «حمق» قرار می‌گیرد. «حمق» از آز و حرص سرچشمه گیرد و به مفهوم گسترده در برگیرندهٔ همراهی غفلت، دوری از حق، پیمان شکنی، بی پرهیزکاری، نادانی، بی تمییزی، رهزنی، آیین دزدی، ارزش خود ندانستن، جرأت ورزیدن بر اجل، و آن آتش و رنجی است درمان ناپذیر که سزاوار خاموشی نسبت به وی، گریختن ازوست.

افزون بر آن بر پایهٔ مضامین ادبیات انواعی از هوش چون تکوینی و عرفی نیز وجود دارد.

مجموعهٔ این هوشها و دریافتها، به صاحب خویش «پایندگی»، «صواب» و «فتح ازلی» عطا نماید.