پرش به محتوای اصلی

اصالت و نوآوری: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

دو مفهوم «اصالت» و «نوآوری» در قلمرو خلّاقیّت و تیزهوشی بسیار به کار می‌روند و گاه یکی به جای دیگری می‌نشیند. با این همه، هر یک جایگاه ویژه‌ای در مطالعات خلّاقیّت، در برنامه‌های پرورش استعداد و در نظریهٔ نخبگی دارد. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را بر پایهٔ یافته‌ها و تعاریف موجود بررسی می‌کنیم و سپس همانندی‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را بیان می‌داریم.

الف ـ اصالت

«اصالت» در گسترهٔ خلّاقیّت یکی از ابعاد پاسخ خلّاقانه است که در کنار «سیّالی» و «انعطاف‌پذیری» مورد سنجش قرار می‌گیرد. در یک پژوهش، اثر اندازهٔ گروه بر سیّالی، انعطاف‌پذیری و اصالت پاسخ در برابر آزمونه‌های مشکل‌گشایی بررسی شد. نتایج نشان داد که گروه بالاتر از دوازده نفر، فراوری جمعی بیشتری برحسب کمّیّت (تعداد)، اصالت کیفی پاسخ‌ها و نیز حیطه‌های جدید بروز می‌دهد؛ امّا همان‌طور که گروه افزایش می‌یابد، سهم هر فرد کاسته می‌شود (رنزولی و همکاران، 1974).

اصالت با ویژگی‌های شخصیّتی نیز پیوند دارد. نمرات برون‌گردی بالا با انعطاف‌پذیری، سیّالی و «اصالت کلامی» همراهی دارد (شریفی، 1383؛ وایت، 1968)؛ امّا اثر برون‌گردی بر اصالت در خلّاقیّت، بستگی به روان‌نژندی دارد (چانگ و همکاران، 2015). افزون بر آن، بر پایهٔ پاره‌ای یافته‌ها اصالت و سیّالی عقیدتی افراد روان‌گسیخته با هنرمندان و افراد عادی تفاوتی ندارد (گلیکسوهن و همکاران، 2000-2001).

در میان تیزهوشان، ظرفیّت «اصالت» تا هشتاد و پنج درصد بیش از افراد متوسّط است و «اصالت عقیدتی» تیزهوشان در اندیشهٔ واگرا هماهنگی و تجانس بیشتری در مقایسه با افراد متوسّط از لحاظ هوشی دارد (کاظمی، 1371).

گذشته از این کاربرد، واژهٔ «اصالت» معنای دیگری نیز دارد: اصالت دادن به امری، یعنی آن را بنیادین و ارزشمند شمردن. در خطّ سیر تطوّر اندیشه در تاریخ غرب با دو مکتب بنیادین روبه‌رویم: «اصالت ذهن» و «اصالت حسّ». در پرورش ویژهٔ نخبگان نیز آنچه در هر دو نظام تفکیکی و غیرتفکیکی مبنای کار را تشکیل می‌دهد، «اصالت دادن به تفاوت‌های فردی» است؛ یعنی پذیرش سطحی مشخّص از «اصالت فردیّت» توسّط جامعه، تعیین‌کنندهٔ بقا و توسعهٔ آن جامعه است. همچنین یادگیری و تحصیل علم برای یک فرد تیزهوش حتّی از سنین پایین از «اصالت ذاتی» برخوردار است.

ب ـ نوآوری

«نوآوری» در آثار ما بیش از آن‌که بُعدی از پاسخ باشد، به منزلهٔ یک «مهارت» و نیز یک مؤلّفهٔ بنیادین نخبگی مطرح می‌شود. در مکتب تعاملی، «مهارت نوآوری» در کنار «هوش تحلیلی ـ سازمانی» و «هوش تجربی» یکی از سه توانایی‌ای است که برنامه‌های پرورش خلّاقیّت بر پایهٔ آن طرّاحی می‌شوند؛ مانند غنی‌سازی برای پرورش مهارت نوآوری در قالب مدرسهٔ تفکیکی، پایهٔ تفکیکی یا کلاس تفکیکی بر اساس زمینه‌ای که بالاترین برجستگی این نوع مهارت را دارد. در راهبرد تلفیق نیز غنی‌سازی فردی با بیشترین برجستگی فرد در مهارت نوآوری‌اش در درسی خاصّ در قالب «تحت نظارت راهنما»، «تحصیل همزمان» و «یادگیری غیرمستقیم» و غنی‌سازی مختلط با بیشترین برجستگی کلاس در مهارت نوآوری آن در قالب «درون‌کلاسی» و «همیاری» قابل اجراست.

از سوی دیگر، فضای سازمانی، گروهی و شغلی نقش بسیار مؤثّری در رشد نوآوری و توسعهٔ خلّاقیّت دارد (آمابایل، 1988؛ کورتزبرگ و آمابایل، 2001).

در نظریهٔ نخبگی، نوآوری جایگاهی تعیین‌کننده می‌یابد. هنگامی که «استعداد» و «موفقیّت» در یک زمینهٔ بسیار خاصّ در هم می‌آمیزد، «نبوغ» پدید می‌آید و هنگامی که «نبوغ» با «نوآوری» ترکیب می‌شود، «نخبگی» شکل می‌گیرد. از این رو نخبگی را می‌توان «نبوغ نوآورانه» یا «استعداد نوآورانهٔ موفقیّت‌آمیز» خواند. نشانه‌های نوآوری در این تعریف عبارت‌اند از: ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روش‌های تازه در زمینه‌های مختلف؛ ارائهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه‌حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد؛ و ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهره‌گیری از اندیشه و خلّاقیّت بر پایهٔ هوش و دانش.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

نخست، هر دو مفهوم در گسترهٔ خلّاقیّت جای می‌گیرند: اصالت بُعدی از پاسخ خلّاقانه و اندیشهٔ واگراست و نوآوری مهارتی است که پرورش آن به هدف پرورش خلّاقیّت دنبال می‌شود.

دوم، هر دو با تیزهوشی پیوند دارند. ظرفیّت اصالت در تیزهوشان به‌مراتب بیش از افراد متوسّط است و مهارت نوآوری نیز در برنامه‌های ویژهٔ تیزهوشان و دانش‌آموزان خلّاق، بر حسب بالاترین برجستگی فرد یا کلاس، مبنای غنی‌سازی قرار می‌گیرد.

سوم، هر دو از شرایط گروهی و محیطی اثر می‌پذیرند. اندازهٔ گروه بر اصالت کیفی پاسخ‌ها تأثیر می‌گذارد و فضای سازمانی، گروهی و شغلی در رشد نوآوری نقش مؤثّری دارد.

چهارم، هر دو بر فردیّت تکیه دارند. پرورش ویژهٔ نخبگان بر «اصالت فردیّت» و ارج‌گذاری به تفاوت‌های فردی استوار است و برنامه‌های پرورش مهارت نوآوری نیز بر پایهٔ «بیشترین برجستگی فرد» تنظیم می‌شوند. بدین ترتیب، اصالت به معنای ارزش‌گذاری بنیادین فردیّت، زمینهٔ پرورش نوآوری را فراهم می‌آورد.

د ـ تفاوت‌ها

نخست ـ جایگاه در نظریه: اصالت در مطالعات خلّاقیّت یک بُعد سنجش‌پذیر پاسخ است که همراه با سیّالی و انعطاف‌پذیری بررسی می‌شود؛ امّا نوآوری در مکتب تعاملی یکی از سه توانایی پایه در پرورش خلّاقیّت و در نظریهٔ نخبگی، مؤلّفه‌ای است که با ترکیب شدن با نبوغ، نخبگی را پدید می‌آورد.

دوم ـ خاستگاه: یافته‌های مربوط به اصالت بیشتر به ویژگی‌های فردی ارجاع دارند: برون‌گردی، روان‌نژندی و سطح هوشی. در مقابل، نوآوری بیشتر در پیوند با محیط مطرح می‌شود: فضای سازمانی، گروهی و شغلی و نیز برنامه‌های غنی‌سازی در قالب‌های تفکیکی و تلفیقی.

سوم ـ نشانه‌ها: نشانه‌های اصالت در سطح اندیشه و پاسخ ظاهر می‌شوند: اصالت عقیدتی، اصالت کلامی و اصالت کیفی پاسخ‌ها. نشانه‌های نوآوری در سطح فراورده و عمل‌اند: ابتکار چیزهای نو، ابداع روش‌های تازه، ارائهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار و ایجاد کار جدید برای بهبود زندگی.

چهارم ـ پیامدها: پیامد اصالت در تیزهوشان، هماهنگی و تجانس بیشتر اندیشهٔ واگراست. پیامد نوآوری فراتر می‌رود؛ زیرا در ترکیب با نبوغ، استعداد را به «استعداد نوآورانهٔ توأم با پیشرفت و سرآمدی» یعنی نخبگی بدل می‌سازد.

پنجم ـ گسترهٔ معنایی: واژهٔ اصالت افزون بر معنای روانشناختی خود، معنایی فلسفی و ارزشی نیز دارد: «اصالت ذهن»، «اصالت حسّ»، «اصالت فردیّت» و «اصالت ذاتی» یادگیری برای تیزهوش. نوآوری چنین گسترهٔ دوگانه‌ای ندارد و همواره به آفرینش امر تازه و سودمند ناظر است.

به طور کلّی، اصالت را می‌توان کیفیّت درونی اندیشه و پاسخ خلّاق دانست که با شخصیّت و هوش فرد گره خورده است؛ امّا نوآوری مهارتی پرورش‌پذیر و ثمربخش است که در بستر محیط آموزشی و سازمانی رشد می‌یابد و در ترکیب با نبوغ، به نخبگی می‌انجامد. پرورش ویژهٔ استعداد زمانی کامل خواهد بود که هم به اصالت فردیّت ارج نهد و هم مهارت نوآوری را بر پایهٔ بالاترین برجستگی فرد تقویت کند.

منبع

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفکیک در مکتب تعاملی» — تفکیک در مکتب تعاملی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّ‌مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق

هیجان اندیشه، «فضای همگن» — فضای همگن

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «سیری تاریخی در اندیشهٔ روانشناختی» — سیری تاریخی در اندیشه روانشناختی

هیجان اندیشه، «برانگیختگی درونی و روان‌گسستگی» — برانگیختگی درونی و روان گسستگی