«بالندگی» به معنای «پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهترین بودن است؛ به گونهای که اطرافیان به دیدگاههای فرد ارزش قائل میشوند». به بیان دیگر، فرد بالنده در مسیر زندگی خود ایستا و راکد نیست؛ بلکه با هدفی روشن، کارآمدی خویش را به کار میگیرد تا به بهترین جایگاه دست یابد و در نتیجه، دیدگاههایش از سوی محیط پیرامون ارزشگذاری میشود.
بر پایهٔ این تعریف، سه عنصر اساسی در مفهوم «بالندگی» به چشم میخورد: نخست «پویایی فردی»، دوم «کارآمدی هدفمندانه» و سوم «ارزشگذاری اطرافیان به دیدگاههای فرد». این سه عنصر از یکدیگر جدا نیستند؛ پویایی بدون هدف به کارآمدی نمیانجامد و کارآمدی هدفمندانه نیز هنگامی کامل میشود که بازتاب آن در محیط، یعنی ارزشی که دیگران برای دیدگاههای فرد قائل میشوند، آشکار گردد.
در اینجا ابتدا جایگاه «بالندگی» را در قلمرو «ارجمندی» بررسی میکنیم، سپس به خاستگاه شخصیتی آن میپردازیم و در پایان، یافتههای پژوهشی و پیامدهای آن را در رضایت از زندگی و آرامش روان مورد بررسی قرار میدهیم:
الف ـ جایگاه بالندگی در قلمرو ارجمندی
«بالندگی» یکی از چهار مؤلفهٔ «قلمرو ارجمندی» است. این قلمرو در برگیرندهٔ چهار مؤلفهٔ «درست زیستی»، «بالندگی»، «وجاهت» و «خودکامیابی» است:
1 ـ «درست زیستی»: «احساس سرزندگی و آرامش روانی مبتنی بر دستیابی به معنای زندگی که سبب رضایت از زندگی میشود»؛
2 ـ «بالندگی»: «پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهترین بودن، به گونهای که اطرافیان به دیدگاههای فرد ارزش قائل میشوند»؛
3 ـ «وجاهت»: «عقاید مبتنی بر معنویّت فرد مورد توجّه قرار میگیرد و از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود، به گونهای که در هنگام دشواریها احساس تنهایی نخواهد داشت»؛
4 ـ «خودکامیابی»: «دستیابی به پیشرفت در موفّقیّت منتظره بدون احساس وابستگی به دیگران در زندگی».
پس «ارجمندی» به منزلهٔ یکی از مهمترین قلمروهای رضایت از زندگی اشاره دارد به: «احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت، به گونهای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار میگیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار میسازد».
در این تعریف، سهم «بالندگی» بهخوبی آشکار است؛ «پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه» همان عاملی است که راه «موفّقیّت و پیشرفت منتظره» را هموار میکند. بدین ترتیب «بالندگی» در قلمرو ارجمندی نقش رکن رشد و حرکت را بر عهده دارد؛ در حالی که «درست زیستی» به سرزندگی و معنا، «وجاهت» به توجّه به عقاید معنوی و «خودکامیابی» به پیشرفت بدون وابستگی اشاره دارند.
ب ـ سنجیدگی: خاستگاه شخصیتی بالندگی
«بالندگی» در خلأ پدید نمیآید؛ بلکه ریشه در خصائص شخصیتی فرد دارد. در «شخصیت خردورزی تحلیلی» دو جنبهٔ «خردورزی» یعنی «سنجیدگی» و «چیرگی هیجانی» برجسته است.
«سنجیدگی» به معنای «سنجش همهٔ جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه بر اساس عقل و منطق و هوش و درک» است. این خصیصه به تأمین چهار انتظار مهم کمک میکند: «بالندگی»، «فردیّت»، «پشتیبانی» و «درست زیستی». بنابراین «بالندگی» در شمار انتظاراتی قرار دارد که «سنجیدگی» زمینهٔ تأمین آن را فراهم میسازد.
در مقابل، «چیرگی هیجانی» به معنای پرهیز از «تأثّر انتخابها از احساس و دیگران و اثرگذاری هیجانها در تشخیص خوبی از بدی» است و به تأمین سه انتظار «استواری»، «وجاهت» و «خودکامیابی» یاری میدهد.
روشن است که فردی که پیش از تصمیمگیری همهٔ جوانب را میسنجد و بهترین راه را بر پایهٔ عقل و منطق برمیگزیند، از کارآمدی هدفمندانهٔ بیشتری برخوردار خواهد بود؛ و چنین کارآمدیای جوهرهٔ «بالندگی» را تشکیل میدهد.
ج ـ بالندگی در گسترهٔ پژوهش
در مطالعهٔ «روستایی» (1399) رابطهٔ «شخصیت خردورزی تحلیلی» با «رضایت از زندگی» در یک نمونهٔ یکصد و چهل و شش نفری بررسی شد. شصت و هشت درصد آزمودنیها زن، شصت و چهار درصد مجرد و پنجاه و شش درصد دارای تحصیلات کارشناسی بودند.
یافتهها نشان داد که «سنجیدگی» و «چیرگی هیجانی» موجب «درست زیستی»، «بالندگی» و «استواری روانی» شده و در پی آن، اضطراب و افسردگی را کاهش میدهند.
همچنین آشکار شد که «تعالی»، «بالندگی»، «درست زیستی»، «استواری» و «فردیّت» به کاهش افسردگی میانجامند. افزون بر این، «تعالی»، «بالندگی» و «خودکامیابی» بیشترین مؤلفههایی بودند که بر اساس خصائص شخصیتی پیشبینی شدند. «چیرگی هیجانی»، «سنجیدگی» و «کوشایی» نیز مؤثّرترین پیشبینها برای رضایت از زندگی قلمداد گردیدند.
د ـ پیامدهای بالندگی: رضایت از زندگی و آرامش روان
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که خصائص شخصیتی «خردورزی تحلیلی»، بالاخص «سنجیدگی» و «چیرگی هیجانی»، با تمهید «خودکامیابی»، احساس «تعالی» و «بالندگی»، زمینهٔ رضایت از زندگی را فراهم میآورند.
روند این تأثیر چنین است: «سنجیدگی» و پرهیز از «انتخاب هیجانی» موجب میشود تا «احساس موفقیّت ناشی از کسب جایگاه شایسته در زندگی، بدون احساس وابستگی به دیگران پدید آید و فرد با هدف پیشرفت جایگاهش به پویایی، رقابتجویی و کارآمدی بپردازد؛ در نتیجه با ارزشگذاری اطرافیان به دیدگاههایش به شهرت شخصی خشنودآوری دست خواهد یافت».
در این توصیف، هر سه عنصر «بالندگی» حضور دارند: «پویایی»، «کارآمدی» و «ارزشگذاری اطرافیان به دیدگاههای فرد». افزون بر این، «رقابتجویی» و «شهرت شخصی خشنودآور» نیز به منزلهٔ جلوههای آن آشکار میشوند.
این پیوند در تعریف اجمالی «رضایت از زندگی» نیز دیده میشود: «احساس سرزندگی و آرامش روانی ناشی از برخورداری فرد از حمایت راهنما و معنویّت برای درست زیستی در هنگام رویارویی با سختیها و بهرهمندی از همراهی فرد مناسب، احترام و همکاری اطرافیان، استقلال و آزادی کافی، که با استقرار در جایگاهی شایسته، نقشی پویا، متنفذ و رقابتجویانه در محیط دریافت میکند». «نقش پویا، متنفذ و رقابتجویانه» در این تعریف، همان بازتاب «بالندگی» در رضایت از زندگی است.
بهطور کلی، «بالندگی» از «سنجیدگی» برمیخیزد، در کنار «درست زیستی»، «وجاهت» و «خودکامیابی» قلمرو «ارجمندی» را میسازد و از این طریق، هم به کاهش افسردگی میانجامد و هم زمینهٔ رضایت از زندگی و آرامش روان را فراهم میآورد. بدین ترتیب، فرد بالنده با پویایی و کارآمدی هدفمندانه، جایگاه شایستهٔ خود را مییابد و ارزشی که اطرافیان برای دیدگاههایش قائل میشوند، سرزندگی و خشنودی او را دوچندان خواهد کرد.
منبع
هیجان اندیشه، «نقش تعاملی شخصیّت خردورزی تحلیلی و رضایت از زندگی در آرامش روان» — نقش تعاملی شخصیت خردورزی تحلیلی و رضایت از زندگی در آرامش روان
روانشناسی انتظار، «ب) قلمرو ارجمندی» — ب قلمرو ارجمندی