۸۴. منابع
جیمز گالاگر، مهدی زاده و رضوانی . (1367)، آموزش کودکان تیزهوش، آستان قدس رضوی.
ناصرالدّین کاظمی حقیقی (1369)، بررسی تجربی بازخورد تحصیلی نوجوانان تیزهوش، رسالهٔ کارشناسی ارشد.
ژان پیاژه، محمود منصور، پریرخ دادستان .(1369)، تربیت ره به کجا میسپرد؟ انتشارات دانشگاه تهران.
محمود منصور، پریرخ دادستان،(1367)، دیدگاه پیاژه، ژرف.
دفتر مشاوره و راهنمایی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان. (1368 )، روانشناسی تیزهوش.
دفتر مشاوره و راهنمایی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان .(1369)، عواملموفّقیّت معلّمان.
ملاحظات اجتماعی تیزهوشی
جامعه و تیزهوش
مولف در این مقاله اساسی ترین مفاهیم روانشناختی و جامعه شناختی تیزهوش را بیان میدارد. تصور مردم از تیزهوش، مفهوم تیزهوشی و زمینههای آن، پراکندگی تیزهوشی در اجتماع، ضرورت اجتماعی کشف و پرورش عمومی، حوزههای اساسی اشتغال تیزهوشان، نقش تیزهوش در جامعه، پیامدهای اجتماعی عدم توجه به تیزهوش، انتظارات اجتماعی تیزهوش و سیاستگذاری برای تیزهوش. مولف این نکته را مورد تاکید قرار میدهد که جامعه در قبال تیزهوش، دو راه اساسی دارد:1) شناسایی و جذب و پرورش ویژه 2) عدم توجه لازم و سپس به بیان اساسی ترین سیاستهای مربوط به تیزهوش میپردازد.
تصور مردم از تیزهوش
هر گاه از عموم مردم سوال شود که تیزهوش و یا فرد نابغه کیست؟ معمولاً با این پاسخها مواجه میشویم:
انسانی غیر عادی ( فوق العاده) در زمینه هوش، فرد عاقل و خردمند، کسی که زیاد مطالعه میکند و دارای اطلاعات و معلومات گسترده و عمیقی است، یک کتابخانه متحرک، کسی که به خوبی میتواند مسائل مشکل ریاضی، فیزیک و علوم مختلف را حل کند، فردی که میتواند به اختراع، اکتشاف و خلاقیت در زمینههای گوناگون بپردازد؛ شخصی که همیشه بالاترین نمرات را در کلیه دروس کسب میکند، کسی که قادر است به هر سوالی در هر زمینه ای پاسخ درست دهد، کسی که دارای حافظه فوق العاده ای است و با یکبار دیدن چیزی و یا مطالعه کتابی، کلیه موضوعات و جزئیات آن را بیان میدارد، کسی که میتواند اعداد چند رقمی را به سرعت در یکدیگر ضرب کند و پاسخ صحیح را بگوید، کسی که قدرت اداره و رهبری گروهی از افراد را دارد و ...
هر گاه این تصورات و دیدگاههای عمومی را جمع بندی کنیم، یک فرد تیزهوش از دیدگاه عامه مردم اینگونه است: فردی که از یک خانواده مرفه برخاسته، از کلیه امکانات و تسهیلات زندگی برخوردار است تا جایی که توانسته به این درجه از شایستگیهای هوشی برسد . دارای حافظه نیرومند و هوش سرشاری است در کلیه زمینهها به عنوان یک حل المسایل به شمار میآید، همیشه و در همه جا موفق است، فردی که با جاه طلبی، غرور و تکبر خاص خود از جامعه فاصله میگیرد و خود را منزوی میسازد به دیگران با دیده تحقیر مینگرد، همه باید به او احترام بگذارند، او هیچگونه نیازی به دیگران ندارد و خود به خوبی میتواند کلیه مسایل تحصیلی، شغلی و امور زندگی خویش را حل و فصل نماید. کافی است در زمینه ای اراده کند تا سریعاً به موفقیت نایل شود، و به طور کلی در تمامی زمینهها، تافته ای جدا بافته است.
این آمیزه نگرشی، تصور کلی غالب مردم را درباره یک فرد تیزهوش تشکیل میدهد طبعاً این اعتقاد، پیامدهایی از جنبههای عاطفی، ارزشی، رفتاری خواهد داشت. به بیان دیگر، برداشت فوق، اقتضاد میکند که جامعه، انتظارات و توقعات ویژه، برخورد و رابطه ای خاص در قبال یک تیزهوش داشته باشد.
توقعات فوق العاده و فراوان، عدم پذیرش در اجتماع خود، جداسازی و تفکیک او، گاهی حسادت و کینه ورزی و تحقیر و سرزنش، بی اعتنایی و منزوی ساختن او، احساس نوعی ترس و وحشت از او، عدم اعتماد، سوء ظن، رد و منکوب ساختن اعمال و فعالیتهایش و به طور کلی ایجاد محیطی خصمانه، تهدید آمیز و طرد کننده، پیامد طبیعی نگرش جامعه نسبت به تیز هوش است.
وجود ابهامات دیگری، به تشدید نگرش فوق، دامن میزند:
هزینههای مالی جامعه مصروف دانش آموزان و افرادی میشود که در واقع نیاز کمی به کمک ویژه دارند.
آنها، بدون یاری دیگران میتوانند به مشاغل و حرفههای مثبت و مفید اجتماعی دست یابند.
یک تیزهوش، فردی است که در محیط تحصیلی خویش از رفاه کامل و تسهیلات آموزشی و پرورشی وسیع و فراوان برخوردار است.
تیزهوشان جامعه نیز مانند هر فرد دیگری در قبال منابع و امکانات اجتماعی مساوی ویکسان هستند، لذا نباید از امکانات و تسهیلات و امتیازات خاصی برخودار باشند زیرا در غیر این صورت با اصل مساوات و عدالت اجتماعی تباین خواهد داشت.
این افراد برجسته و نابغه، برای سایر مردم، تهدید کننده بوده و موقعیت اعتبار و پیشرفتهای افراد عادی را به مخاطره میاندازند و جای آنها را میگیرند.
از سوء تفاهمات اساسی که معمولاً در میان مردم درباره تیزهوش وجود دارد عدم تمایز دو مفهوم « عقل» و «هوش » میباشد.
بدین معنا که فرد تیزهوش به عنوان انسانی عاقل و خردمند انگاشته میشود که از لحاظ روانی، اخلاقی، نظام ارزشی، شخصی صاحب فضایل، شایستگی و پیرایستگی است. به طوری که سهولت میتواند زندگی طبیعی خویش را اداره کند و در مسیر و خط مشی زندگی خود دچار کمترین لغزش، خطا و مشکل اخلاقی، اعتقادی، رفتاری و ارزشی نمیشود. به عبارت دیگر، «هوش»، برای یک زندگی سالم و موفقیت آمیز، کافی است . شاید به نوعی این ابهام شدید حتی برای یک شخص تیزهوش نیز به چشم بخورد بدون اینکه خود به آن وقوف کامل داشته باشد: اتکا به توانمندیهای فوق العاده شخصی در تمامی امور و تعیین خط مشی زندگی بدون احساس نیاز به غیر خود.
بدون هیچ تردیدی، ضروری است که این نگرش اجتماعی نسبت به تیزهوش، اصلاح شود، وگرنه حداقل پیامد منفی برداشت مزبور، محرومیت شدید جامعه از تواناییها و قابلیتهای این قشر خاص خواهد بود. و از سوی دیگر به انزوای مخاطره آمیز و هلاکت آور فاجعه انگیزی برای فرد تیزهوش میانجامد.
مفهوم تیزهوشی و زمینههای آن
با توجه به سوء تفاهمات جامعه درباره تیزهوش، ضروری است بیان کوتاهی درباره مفهوم هوش، تیزهوشی و زمینههای گوناگون تیزهوشی داشته باشیم.
روان شناسان و نظریه پردازان علیرغم تعاریف گوناگون از هوش، در این نکته که هوش « توانایی شناخت» است، اجماع و تفاهم اساسی دارند. به بیان دیگر، کلیه تعاریف موجود، دیدگاهها و حتی سازههای روان سنجی به عنوان ملاک سنجش و تدوین آزمونهای هوشی، در این مفهوم یعنی « توانایی شناخت» وجه اشتراک دارند. بر این اساس، تیزهوش، کسی است که از قابلیت درک و شناخت فوق العاده ای برخوردار است.
هوش به عنوان ابزار شناخت، یادگیری و درک مانند هر ابزار و وسیله دیگری مستلزم هیچگونه جهت گیری خاص (منفی یا مثبت) از لحاظ اخلاقی، ارزشی و اعتقادی و شخصیتی نیست. معهذا بایستی در همین جا تاکید کنیم که تیزهوشی به عنوان یک اصطلاح، شامل حیطه ای گسترده از ابعاد شخصیتی، روانی و رفتاری و انگیزشی و ذهنی و حرکتی ویژه ای است که در یک شخص تیزهوش وجود دارد . یعنی تیزهوشی به عنوان یک اصطلاح (و نه یک واژه) مورد نظر است. به تعبیر دیگر، یک فرد تیزهوش نه تنها از لحاظ تواناییهای شناختی و ذهنی، برجستگی دارد بلکه از شخصیت، نیازها، عقاید و الگوهای رفتاری و حتی خصایص جسمی وحرکتی ویژه ای برخوردار است که او را از افراد غیر تیزهوش متمایز میسازد.
ویژگیهای مزبور، حتی در افراد تیزهوش و در سطوح مختلف هوشی نیز دارای تفاوت است. یعنی در مقوله وسیع تیزهوشی، طبقه بندی شخصیتی و تفاوتهای فردی مشهود است. این طبقهها را میتوان به عنوان زمینههای تیزهوشی به شمار آورد. اساسی ترین زمینههای تیزهوشی را میتوان اینگونه برشمرد:
قدرت رهبری
توانایی و مهارت اجتماعی
قدرت ارتباطات و قابلیت کلامی
موفقیت تحصیلی و پیشرفت کلی در یادگیری
خلاقیت و آفرینندگی (هنر- فن – ادبیات و علوم ریاضی)
تواناییهای برجسته جسمی و حرکتی
این زمینهها در حوزه تیزهوشان آنچنان متنوع و گسترده هستند که اصولاً میتوان بیان داشت: تفاوتهای تیزهوشان از شباهتهای آنها بیشتر است. حتی گستره تفاوتهای فردی میان تیزهوشان در یک زمینه نیز به نحو بارزی، مشهود است. مثلاً در زمینه خلاقیت هنری و یا قدرت رهبری انواع فرعی تر نیز وجود دارد که قابل طبقه بندی علمی روان شناختی است.
سخن کوتاه اینکه، تیزهوش دارای شخصیتی ویژه خود بوده و در میان افراد تیزهوش نیز انواع و گونههای فراوان و متنوعی وجود دارد.