پرش به محتوای اصلی

۷۱. منابع

۵ دقیقه مطالعه

1- Ablard, Karen E. & Parker, Wayne D. (1997). Parent's achievement goals and perfectionism in their academically talented children. Journal of Youth & Adolescence, 26(6); 651-667.

2- Moon, Sidney M. (1995). The effecls of an enrichment program on the families of participants: A multiple-case study. Gifted Child Quarterly. 39 (4), 198- 208.

3- Robinson, Nancy M.;Weinberg, Richard A.; Redden, David; Ramey Sharon L.et al. (1998) Family factors associated with high academic competence among former Head Start children. Gifted Child Quarterly. 42 (3), 118- 156.

4- Stewart, W. & Barling , J. (1996). Fathers Work experiences effect childrens behaviors via job-related affect and parenting behaviors. Journal of Organizational Behavior, 17(3), 221-232.

عوامل پیشرفت تحصیلی در مدرسه

چنان که می‌دانیم مدرسه از دو طریق می‌تواند برموفّقیّت یک طرح آموزشی و پرورشی تأثیر بگذارد.

الف ) تامین منابع انسانی مناسب

وجود منابع انسانی متناسب با ویژگیهای تیزهوشی و تنوّع آن از عوامل تعیین کننده کامیابی یک طرح اختصاصی است .«معلّم» و «مشاور ویژه» اساسی ترین منابع انسانی مزبور را تشکیل می‌دهند.علی رغم ضرورت آموزش و تعلیم اقتضایی( بر مبنای تیزهوشی، جنسیّت و پایه تحصیلی) که معلّمانی با ویژگیهای متفاوت را ایجاب می‌نماید، امر مشاوره و راهنمایی کمتر تحت تأثیر عوامل مزبور قرار می‌گیرد.

به طور کلّی وجود اشتراک قابل ملاحظه ای میان مشاوران و معلّمان ویژه، به چشم می‌خورد:

  • مشاور و معلّم، مهمّترین ارکان موفّقیّت یک برنامه ویژه هستند؛

  • حوزه‌های رفتاری و شخصیّتی در ویژگیهای مطلوب هر دو عامل، اولویت نشان می‌دهند؛

  • توجّه و اهمیّت تیزهوشان به توانمندی و قابلیّت مشاوره و راهنمایی معلّمان، گویای وجود پیوند مستحکم دیگری با مشاوران است.

ب) گسترش برنامه‌های ویژه

برنامه‌های سنّتی نظیر «غنی سازی» و «تسریع تحصیلی» بدون توجّه به تفاوتهای فردی و تنوّع تیزهوشی، اثر بخشی نخواهند داشت. وجود حدّاقل سه نوع نظام روانی ویژه در قلمرو تیزهوشی یعنی نخبگی تحصیلی، خلّاقیّت و رهبری، ناکارآمدی برنامه‌های سنّتی و ضرورت تمهید برنامه‌های اقتضایی را نشان می‌دهد.

علاوه بر آن، بر نقش «غنی سازی آموزشی» بر خودباوری تحصیلی تأکید شده است. این نقش به طور تلویحی از تأثیر غنی سازی بر هویّت بخشی دانش آموزان حکایت می‌کند.

بنابر این محور تأثیر گذاری مدرسه، هویّت و بهسازی آن در میان دانش آموزان است.

نقش هویّت

از نیازهای عمده و اساسی نخبگان و به ویژهٔ جوانان نخبه، نیل به یک هویّت محیطیّ قوی و نیرومند است. بی تردید وجود یک هویّت پایدار و نیرومند از شاخصهای اولیه بهداشت روانی است و هر گاه هویّت فرد، دستخوش تزلزل، بحران و یا ابهام شود، سلامت روانی وی را به هم می‌ریزد.

هویّت یابی محیطیّ گونه‌های مختلفی دارد: هوشی، جنسیّتی، تحصیلی، شغلی، اجتماعی، زناشویی، خانوادگی، فرهنگی، نژادی و قومی.

از نقطه نظر سنّی و تحوّلی، دوره جوانی تقریباً آغاز مقطع تعادل یافتگی هویّت و بهره گیری از آن است. پس نقش و تأثیر هویّت در جوان، امری بنیادی تر است و می‌تواند میزان سازگاری محیطیّ وی را رقم زند.

جوانان معمولاً به دو نوع هویّت یابی بسیار مهمّ می‌اندیشند: هویّت یابی خانوادگی و هویّت یابی شغلی. نوع خانوادگی آن به نوبه خویش در برگیرنده هویّت زناشویی و والدینی است.

از پرسشهای اساسی در این قلمرو، به ویژهٔ برای جوانان نخبه آن است که آیا دو هویّت خانوادگی و شغلی جمع پذیرند یا با یکدیگر متعارضند؟

معمولاً جوانان نخبه مانند هر جوان دیگری در پی جمع پذیری این هویّتهای گوناگون بر می‌آیند و شاید این توانایی را بیش از سایر جوانان در خود بیابند؛ امّا نیل به همهٔ این نقشهای گوناگون در سطحی نیرومند و معتبر همزمان بسیار و دشوار است.

«برداشتهای دانشجویان از توانایی و گرایش به همترازی و موازنه فعّالیّت شغلی، خانوادگی و جنسی بررسی شد. دویست و هشتاد و شش دانشجوی زن و دویست و نه دانشجوی مرد، یک پرسشنامه بیست هشت موردی را تکمیل کردند که اطّلاعات امّاری، در زمینه طرحهای شغلی، اهمیّت فرزند داری و فعّالیّت جنسی را می‌سنّجد. نود و سه درصد مردان و تقریباً هشتاد و شش درصد زنان، طرح نوعی همترازسازی میان شغل و خانواده را می‌ریختند. اهمیّت دهی به داشتن یک شغل همراه با تمایل به داشتن فرزند هم برای مردان و هم برای زنان به طور مثبتی وجود داشت.»

جوانان در کنار کسب هویّت شغلی به هویّت یابی خانوادگی خود نیز توجّه می‌کنند. این توجّه به ویژهٔ در سالهای تحصیلی آموزش عالی، برجسته تر می‌شود. آنها باور دارند که فعّالیّتهای خانوادگی و شغلی، قابل جمع می‌باشند و توازن پذیرند.

به نظر می‌رسد که زنان جوان کمتر قائل به توازن پذیری دو نقش شغلی و خانوادگی هستند و بیش از مردان به تعارض این دو هویّت باور دارند؛ ولی ظاهراً این تفاوت جنسیّتی، معنادار نیست؛ یعنی جوانان( در هردو جنسیّت ) تصور می‌کنند که میتوان از یک نقش شغلی استوار و رضایت بخش برخوردار بود و در ضمن ازدواج کرد، تشکیل خانواده داد، فرزند دار شد و به وظایف و تعهدات خانوادگی خود عمل نمود.

چنین باورها و طرحهایی گویای وجود انگیزه ای نیرومند در جوانان است که می‌توان از آن به عنوان « انگیزه هویّت یابی محیطیّ» یاد کرد. چنین انگیزه ای ظاهراً تحت تأثیر عامل جنسیّت قرار نمی‌گیرد و شامل همهٔ مردان و زنان جوان می‌شود.

از سوی دیگر مطالعات نشان می‌دهند که نیل به اهداف زندگی در میان مردان نخبه و مستعدّ بیش از زنان است. هنگامی که وضعیّت رضایت زندگی نخبگان در دوره کهنسالی و در دهه هشتم زندگی بررسی می‌شود، نشان می‌دهند که زنان نخبه از این حیث احساس رضایت و خوشنودی کمتری می‌کنند:

«برداشت از هدف یابی و رضایت از زندگی در هفتاد سالگی نخبگان و رابطه آن با اهداف زندگی در سی سالگی، در میان یکصد و چهل و چهار نخبه بررسی شد. نتایج بررسی نشان داد که مردان بیش از زنان نخبه، در هفتاد سالگی به اهدافی رسیده بودند که در سی سالگی در سر می‌پروراندند.»

بر این اساس، می‌توان دریافت کرد که مردان نخبه در جمع پذیری نقشهای محیطیّ گوناگون موفّقترند و بیش از زنان نخبه می‌توانند از عهده نقشهای مختلف محیطیّ برآیند؛ حال آن که توانایی زنان نخبه در نیل به هویّتهای گوناگون، مسلم و محرز نیست. از این رو، پیگیری نقشهای متعارض از سوی زنان، باعث نارضایتی و ناخوشنودی از زندگی می‌شود.