پرش به محتوای اصلی

۶۹. پیشرفت تحصیلی

۵ دقیقه مطالعه

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی تیزهوشان

موفّقیّت تحصیلی و درس دانش آموزان تیزهوش به عوامل مختلف فردی، خانوادگی، آموزشگاهی و اجتماعی بستگی دارد. یکی از این عوامل اساسی به خانواده مربوط می‌شود. درباره نقش و تأثیر عامل خانواده در امر پیشرفت تحصیلی فرزندان مستعدّ و تیزهوش، مطالب بسیار زیادی بیان شده است؛ امّا مطالعات اخیر، از زوایای تازه ای به این عامل توجّه کرده اند و برخی از زوایای قبلی را تأکید نموده اند.

دستاوردهای پژوهشی

در این جا به ذکر یافته‌های پژوهشهای جدید می‌پردازیم و سپس دلالتهای این تحقیقات را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

«پژوهشگران بخش مطالعات آموزش و پرورش دانشگاه پوردو در ایالت ایلی نویز (آمریکا) به بررسی آثار یک برنامه تحصیلی غنی سازی بر روی خانواده‌های دانش آموزان تیزهوش پرداختند. دانش آموزان مورد مطالعه در یک دوره سه ساله آموزشی غنی سازی شرکت کرده بودند و این برنامه در مقطع تحصیلی ابتدایی انجام گردید. پرسشنامه‌ها و مصاحبه‌هایی با خانواده صورت گرفت و در نتیجه آشکار شد که چهار تأثیر عمده از سوی برنامه آموزشی غنی سازی بر روی خانواده‌ها شکل گرفته بود:

  1. ساختار خانواده دچار دگرگونیها و تحوّلاتی شده بود.

  1. روابط و پیوندهای میان خانواده و مدرسه بهبود یافته بود.

  2. فعّالیّتهای مشارکت جویانه خانواده، گسترش و توسعه نشان می‌داد.

  3. در خانواده نوعی شرایط و وضعیّت تشویق کننده برای استعداد فراهم گردیده بود. (مون،1995)

«محققّان یک مرکز مطالعاتی دانشگاهی وابسته به دانشگاه ایالتی «واشنگتن» در شهر «سیاتل» که مربوط به بررسی جوانان باهوش و توانمند از لحاظ تحصیلی است، به بررسی عوامل خانوادگی مرتبط با کفایت تحصیلی کودکان پرداختند. در این بررسی صد و پنجاه و چهار کودک با پیشرفت تحصیلی در عالیترین سطح از میان پنج هزار و یکصد و چهل و دو دانش آموز غیر معلول مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی دقیق وضعیّت خانوادگی این دانش آموزان نشان داد که در این خانواده‌ها ویژگیهای زیر وجود دارد:

  1. تحصیلات والدین و اعضای خانواده بالاتر است؛

  1. از لحاظ اقتصادی و مالی از وضعیّت بهتری برخوردارند؛

  2. تعداد فرزندان این خانواده‌ها، کمتر است،

  3. این فرزندان حالت افسردگی کمتری نشان می‌دهند؛

  4. روش برخورد والدین و شیوه‌های پرورش آنها، مسؤولانه، پاسخ دهنده و انعطاف پذیر است؛

  5. دانش آموزان مزبور در برخورد با والدین و معلّمان خود از مهارت اجتماعی بیشتری برخوردارند.»(رابینسون و همکاران، 1998)

«تأثیر تجارب شغلی پدران (از حیث گستره تصمیمگیری، مقتضیات شغلی، عدم امنیت شغلی و تعارض درون نقشی) بر روی رفتارهای فرزندان(ایفای نقش، کمرویی و کفایت تحصیلی) از طریق آثار این تجارب بر بازتاب شغلی (رضایت حرفه ای، حالات خلقی منفی مربوط به شغل و تنیدگی حرفه ای) و رفتارهای پرورشی فرزند( تنبیه، طرد و رفتارهای مستبدّانه) در میان صد و هشتاد و نه پدر( با میانگین سنّی 5/38) مطالعه شد. معلّمان نیز رفتارهای کودکان را درجه بندی کردند. یافته‌ها نشان داد که تجارب شغلی پدران به طور تمایز یافته ای بر روی رفتارهای فرزندانشان تأثیر می‌گذارد و روند این تأثیر از طریق نتایج تجارب شغلی بر روی بازتابهای شغلی و رفتارهای تربیتی انجام می‌گیرد.

نتایج این پژوهش تأیید کرد که تجربه شغلی یک متغیّر خطیر در فهم پیوند میان شغل و خانواده است.» (استیوارت و بالرینگ، 1996)

«در مطالعه دیگری اهداف پیشرفت گرایانه والدین و کمالگرایی کودکان مستعدّ تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. صد و بیست و هفت پدر و مادر و فرزندان آنها در پایه هشتم یک مقیاس چند بعدی کمالگرایی را تکمیل کردند. اهداف پیشرفت گرایانه والدین این کودکان مستعدّ تحصیلی بر دو نوع بود:

  1. تمرکز بر عملکرد و کارکرد در سطح بسیار بالا و عالی

  1. یادگیری هر چه بیشتر برای فهم

اغلب والدین اهداف پیشرفت گرایانه در قلمرو یادگیری برای فهم را گزارش می‌کردند.

والدینی که دارای اهداف کمالگرایی در عملکرد فرزندان بودند، معمولاً برخی کژکنشی‌ها را در رفتار کودکانشان گزارش می‌نمودند. در میان آنها توجّه شدیدی نسبت به اشتباهات فرزندان دیده می‌شد.» (آبلارد و همکاران، 1997)

یافته‌های مطالعات فوق به خوبی نشان می‌دهند که به طور کلّی یک خانواده از طریق سه حیطه اساسی و قلمرو بنیادی بر پیشرفت درسی وموفّقیّت تحصیلی فرزندان تأثیر می‌گذارد:

الف- ساختار فرهنگی و اقتصادی بالا

خانواده‌های دانش آموزان پیشرفتهٔ تحصیلی و موفّق در موادّ درسی، از یک بافت فرهنگی درخشانی برخوردارند؛ یعنی سطح تحصیلات رسمی در این خانواده‌ها بالاتر است و معمولاً دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. چنین شرایطیّ، بستر مناسبی برای بهبود وضعیّت تحصیلی و درسی فرزندان فراهم می‌آورد و آنها را نسبت به انجام فعّالیّت و تلاش و کوشش بیشتر درسی، تشویق می‌کند.

علاوه بر آن، سطح تحصیلات بالاتر والدین، به کمکهای درسی نسبت به فرزندان امکان بیشتری می‌دهد؛ حال آن که خانواده‌های کم سواد، آمادگیهای کمتری در کمک و همیاری درسی فرزندانشان دارند.

گذشته از عامل فرهنگی، در ساختار شالوده خانوادگی دانش آموزان موفّق و پیشرفته تحصیلی، برخورداری اقتصادی و مالی بیشتری مشهود است. وجود امکانات مادی و مالی مناسب، شرایط درس خواندن و تحصیل بیشتر را در میان فرزندان فراهم می‌سازد؛ زیرا تحصیل در سطوح عالیتر، نیازمند وجود تجهیزات و وسایل کمک آموزشی بیشتری است.

ب- مشارکت والدین در تشویق استعداد

در خانواده‌های مزبور، بیش از سایر خانواده‌ها به شناسایی استعدادهای شناخته شده اقدام می‌گردد و بیشتر از آن خانواده‌ها، چنین استعدادهای کشف شده، مورد تشویق و ترغیب قرار می‌گیرند. به طور کلّی به منزله یک اصل بنیادی، تشویق و پاداش بیش از تنبیه و مجازات انجام می‌شود.

بدیهی است که هر چه بیشتر، استعداد (به ویژه استعداد تحصیلی) فرزندان تشویق گردد، پیشرفت درسی و تحصیلی فرزندان افزایش می‌یابد.

این خانواده‌ها نه تنها به تشویق استعدادهای خاصّ فرزندشان می‌پردازند، بلکه در امر پرورش و آموزش آن، شرکت و همیاری فعّالی دارند. پس مشارکت آنها در امور مدرسه فرزندشان بیشتر است. این امر شرایط مساعدتری برای پیشرفت درسی و موفّقیّت تحصیلی فرزند مهیّا می‌سازد.