۳۲. بازتاب یک پژوهش در نظریّه
نگارنده به بررسی رابطهٔ هیجان اندیشه و خلّاقیّت در میان دختران و پسران تیزهوش و مستعدّ مبادرت نمود.
در این بررسی مراد از خلّاقیّت این چهار عامل اصلی است: 1) «سیّالی» یعنی استعداد تولید عقاید فراوان 2) «اصالت» یعنی استعداد تولید عقاید بدیع، غیر عادی و تازه، 3) «انعطاف پذیری» یعنی استعداد تولید عقاید و یا روشهای بسیار گوناگون و 4) «بسط» یعنی استعداد توجّه به جزئیات.(عابدی، 1372)
جامعهٔ مورد بررسی شامل دانش آموزان تیزهوش و مستعدّ دورهٔ راهنمایی بود. به شیوهٔ نمونه برداری خوشه ای صد و چهل و چهار دانش آموز (هفتاد و دو دختر و هفتاد و دو پسراز پایههای اوّل تاسوّم) از دو مرکز از میان مراکز آموزشی استعدادهای درخشان شهر تهران انتخاب شدند.
«آزمون سنجش خلّاقیّت» و آزمون دوازده عاملی «هیجان اندیشه» ابزارهای پژوهش را تشکیل میدادند.
آزمون سنجش خلّاقیّت» ساختهٔ دکتر جمال عابدی یکی از ابزارهای معتبر تشخیص خلّاقیّت به شمار میآید. این آزمون شصت سؤالی، چهار مقولهٔ اساسی خلّاقیّت یعنی «سیّالی»، «اصالت»، «انعطاف پذیری» و «بسط» را میسنجد.
آن گونه که دکتر عابدی گزارش میدهد: برای بررسی روایی آزمون سنجش خلّاقیّت دو روش کاملاً متفاوت به کار رفته است. در ابتدا از روش کلاسیک همبستگی گشتاوری بین این آزمون و آزمونهای ملاک استفاده شد و سپس روش تحلیل عوامل تأییدی به کار گرفته شد. از آزمون« تورنس» به عنوان شاخص روایی همزمان استفاده شد. ضریب همبستگی بین نمرهٔ کل آزمون تورنس با نسخهٔ نخست(75 سؤالی) این آزمون معادل 46/0 بود. ضرایب پایایی آزمون شصت سؤالی بر اساس روش همسانی درونی برای «سیّالی»، 75/0 «اصالت»، 67/0 «انعطاف پذیری»، 61/0و «بسط»، 61/0 گزارش شده است. سپس از روش مؤلّفههای اصلی برای برآورد میزان هماهنگی مواد آزمون در هر بخش استفاده شده است. موادّ آزمون در هر چهار بخش، همبستگی نسبتاً بالایی (بین 55/0تا 85/0) با اوّلین متغیّر نهفته، نشان داده است. وزنهای عاملی موادّ آزمون در هر بخش با اوّلین متغیّر نهفته در حدّ بسیار بالایی (مساوی یا بزرگتر از65/0) به دست آمده است. هر مادّهٔ این آزمون سه گزینه دارد .گزینهها نشان دهندهٔ میزان خلّاقیّت از کم به زیاد است که به ترتیب نمره ای از 1 تا 3 میگیرد.(عابدی، 1372)
جداول الف، ب و ج، نتایج ضرایب همبستگی میان آزمون هیجان اندیشه و آزمون سنجش خلّاقیّت را در مجموع و به تفکیک جنسیّت نشان میدهند:
جدول الف - ضرایب همبستگی «آزمون سنجش خلّاقیّت»با هیجان اندیشه (مجموع دختران و پسران)
| مقیاس پویایی | 51/. | شیفتگی تجربی | 38 /. |
|---|---|---|---|
| جنب وجوش | 38/. | مقیاس بیتابی | 18/.- |
| کنجکاوی | 27/. | بیقراری | 17/.- |
| احساس نیرومندی | 47/. | گرفتاری درونی | 19/.- |
| کشف بزرگ | 24/. | بیمناکی | 34/.- |
| بروز هیجان | 25/. | احساس تحت فشاری | 27/.- |
نتایج نشان داد که به طور کلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ (اعم از دختر وپسر) با همه شش مؤلّفهٔ مقیاس پویایی آزمون هیجان اندیشه همبستگی مثبت و با چهار عنصر مقیاس بیتابی همبستگی منفی دارد؛ امّا از دو مؤلفّه بیتابی(گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه) مستقلّ است. ضرایب همبستگی خلّاقیّت با عناصر پویایی میان 24/0تا47/0متغیّراست. بیشترین ضریب همبستگی مثبت با احساس نیرومندی است.(47/0) از سوی دیگر ضرایب همبستگی خلّاقیّت با چهار عنصر بیتابی در طیف 17/0-تا34/0-قرار دارد. بیشترین ضریب همبستگی منفی به بیمناکی تعلّق دارد(34/0-). همبستگی خلّاقیّت این نوجوانان با پویایی بیش از بیتابی است(51/0در مقابل 18/0-).
جز ضرایب همبستگی بیتابی، بیقراری و گرفتاری درونی که در سطح 05/0 معنادار بود، بقیهٔ ضرایب در سطح 01/0 معناداری نشان داد.
جدول ب-ضرایب همبستگی «آزمون سنجش خلّاقیّت» با هیجان اندیشهٔ دختران
| جنب و جوش | کنجکاوی | احساس نیرومندی شدید | بروز هیجان | شیفتگی تجربی | بیقراری | گرفتاری درونی | بیمناکی | احساس تنهایی | مقیاس پویایی | مقیاس بیتابی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 46/. | 32/. | 52/. | 25/. | 51/. | 28/.- | 35/.- | 47/.- | 46/.- | 56/. | 31/.- |
خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ با پویایی (56/0) و عدم بیتابی (31/0) همبستگی نشان میدهد.
خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ به ویژه به جنب و جوش (46/0) کنجکاوی (32/0) احساس نیرومندی شدید (52/0) بروز هیجان(25/0) شیفتگی تجربی (52/0) عدم بیقراری (28/0) عدم گرفتاری درونی(35/0) عدم بیمناکی(47/0) و عدم احساس تحت فشاری(46/0) بستگی دارد و امری مستقل از کشف بزرگ، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه است.
جز ضرایب همبستگی بروز هیجان و بیقراری که در سطح 05/0 معنادار بود، بقیهٔ ضرایب در سطح 01/0 معناداری نشان داد.
جدول ج- ضرایب همبستگی «آزمون سنجش خلّاقیّت» با هیجان اندیشه (پسران)
| جنب و جوش | احساس نیرومندی شدید | کشف بزرگ | بروز هیجان | مقیاس پویایی |
|---|---|---|---|---|
| 30/. | 40/. | 31/. | 27/. | 44/. |
خلّاقیت پسران نوجوان تیزهوش و مستعدّ فقط با مقیاس پویایی (44/0) همبستگی معنادار نشان میدهد.
خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعدّ به ویژه به جنب و جوش (30/0) احساس نیرومندی شدید (40/0) کشف بزرگ(31/0) و بروز هیجان(27/0)مربوط است و امری مستقلّ از کنجکاوی، شیفتگی تجربی، بیقراری، گرفتاری درونی، بیمناکی، احساس تحت فشار بودن، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه محسوب میشود.
ویژگی مشترک هر دو جنسیّت، همبستگی خلّاقیّت نوجوانان با مقیاس پویایی آزمون هیجان اندیشه است و این امر درمیان دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ برجستگی بیشتری دارد.(56/0 در برابر 44/0) در هر دو جنسیّت، خلّاقیّت با جنب وجوش، احساس نیرومندی شدید و شوخ طبعی و بروزسادهٔ هیجان همبستگی نشان میدهد .
جز ضریب همبستگی بروز هیجان که در سطح 05/0 معنادار بود، بقیهٔ ضرایب در سطح 01/0 معناداری نشان داد.
اگر بپذیریم که خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ اعم از دختر و پسر به پویایی و عدم بیتابی و به ویژه به جنب وجوش طلبی، احساس نیرومندی و شوخ طبعی و بروز سادهٔ هیجان بستگی دارد، بدین معناست که به خصوص به جنب و جوش بیقرارانهٔ مشهود، لذّت از ماجراجویی و هیجان، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و جنب و جوش، خوشایندی فعّالیّتهای ورزشی متنوّع، وسعت سرگرمیهای مورد علاقه، یادگیری دقیق فعّالیتهای بدنی، برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی، انجام راحت حرکات ورزشی، تحریک کنندگی هر مسألهٔ مبهم و هر قدر هم بزرگ برای کنجکاوی بدون درمانده شدن، احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه و جذّاب بویژه تازه و نو، عدم احساس گذشت زمان، هنگام اشتغال به حلّ مسأله، شوخ طبعی مشهود و بروز سادهٔ هیجانها همراه با نا آرامی برای تجربه، با خلّاقیّت آنها رابطه دارد.
از این رو، تفکّر خلّاق نوجوانان تیزهوش و مستعدّ به «احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک کشف بزرگ هیجان انگیز بستگی دارد؛ مشروط برآنکه دچار«بیمناکی، بیقراری، گرفتاری درونی و احساس تحت فشاری» نشوند.
استقلال خلّاقیّت این نوجوانان از گردش اندیشه و تظاهرهای اندیشه به این معناست که گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی آن نه برای خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ لازم است و نه مانع آن میشود. به عبارت دیگر در برخی موارد، اندیشه گردی و تظاهرهای بدنی آن با خلّاقیّت این نوجوانان جمع میشود و در بعضی شرایط از خلّاقیّت آنها باز میدارد. پژوهشهای آینده باید این موارد جامع و بازدارنده را روشن کند.
بنابراین یافتههای این پژوهش تأیید کنندهٔ نتایج دستاوردهایی است که بر وجود رابطهٔ میان کنجکاوی، تجربه گرایی، تحرّک (و جنب وجوش)، خودباوری و ویژگیهای هیجانی (از جمله برخی نارساییهای هیجانی ) با خلّاقیت تأکید میورزند. (تنوپیر، 2000؛ سسیل و همکاران، 1985؛ مک کورد، 2000؛ ماو و ماو، 1970؛ آبونین، 1981؛ دادک و همکاران، 1991؛ آلبرت، 1996؛ گدو، 1996؛ کوگان، 2002؛ باشاو و وایت، 1971؛ دادز، 1978؛ گوان، 1978؛ لادووایز، 1985؛ بروکمایر، 1987؛ ماهون و همکاران، 1996؛ سوریانو دو آلنکار، 1993؛ شیولی و همکاران، 1971؛ شمپ و چفرز، 1982؛ فیست، 1999)
علاوه بر آن رابطهٔ خلّاقیّت دختران تیزهوش و مستعدّ با کنجکاوی به این معناست که هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی آنها تحریک کننده است. آنها برای کنجکاویهای شخصی سرسختی نشان میدهند؛ حتّی اگر این کنجکاویها خطرناک باشد؛ زیرا این کنجکاویها همراه با لذّت و خوشحالی ماجراجوانه و هیجان انگیز است. کنجکاوی آنها دردسر آفرین است و اندیشههای هیجان انگیز در همهٔ زندگیشان فراگیری دارد.
همبستگی تفکّر خلّاق دختران تیزهوش و مستعدّ با تجربه گرایی اشاره به آن دارد که آنها جنب و جوش بارز و ناآرامی سرسختانه ای برای تجربه بروز میدهند، بدون آن که در هنگام حلّ مسأله احساس گذشت زمان کنند. حتّی اگر تجربه کردنی نباشد ولی باید از آن سردرآورد. از سوی دیگر، بیقراری ذهنی، دلمشغولی پایدار، احساس فرسودگی، ناامیدی، سرگشتگی، دلشورگی، دلنگرانی دائمی، فراموشی کلافه کننده، فرسودگی، شکّ و تردید، خستگی و ناتوانی پایدار، احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید و احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت، مانع و بازدارنده خلّاقیّت دختران تیزهوش و مستعدّ است.
بنابراین خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد به «احساس نیرومندی شدید برای تجربه کنجکاوانه و فعّال هیجان انگیز بستگی دارد؛ مشروط برآنکه دچاربیقراری، بیمناکی، گرفتاری درونی و احساس تحت فشاری» نشوند.
استقلال خلّاقیّت این دختران از کشف بزرگ، گردش اندیشه و تظاهرهای آن به این معناست که در برخی موارد خلّاقیّت این دختران بدون وجود کشف بزرگ و همراه با اندیشه گردی و تظاهرهای آن رخ میدهد و در بعضی شرایط اندیشه گردی و تظاهرهای آن، مانع خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش میشود. پردهٔ ابهام را مطالعات دیگری باید کنار بزند.
از این رو، وجود تعارض در یافتههای مربوط به همبستگی خلّاقیّت با «احساس تنهایی»،(ماهون و همکاران، 1996)، میتواند با نتایج این پژوهش تبیین میشود. به نظر میرسد رابطهٔ خلّاقیّت نوجوان تیزهوش و مستعدّ با احساس تنهایی بستگی به تفاوت جنسیّتی دارد.
امّا خلّاقیّت پسران تیزهوش و مستعدّ به اندیشهٔ انجام یک کار بزرگ تازه و نو برای کشف حقیقت و روشنی، توأم باحالت هیجانی بستگی دارد. فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ در زندگی، بویژه نو و تازه همراه با سرسختی برای روشن شدن و کشف حقیقت، میتواند با خلّاقیّت آنها رابطه داشته باشد. خلّاقیّت آنها بستگی به بیتابی ندارد؛ یعنی خلّاقیّت پسران تیزهوش و مستعدّ میتواند با بیقراری ذهنی، دلمشغولی پایدار، احساس فرسودگی، ناامیدی، سرگشتگی، دلشورگی، دلنگرانی دائمی، نگرانی، فراموشی کلافه کننده، فرسودگی، شکّ و تردید، خستگی و ناتوانی پایدار، احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید، احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت و جنب و جوش جمع شود.
از این رو استنباط میشود که خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعدّ به «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه پیرامون یک کشف بزرگ هیجان انگیز» بستگی دارد. بر این اساس خلّاقیّت پسران نوجوان مستعدّ و تیزهوش از هشت عامل «هیجان اندیشه» مستقلّ است و این استقلال بدین معناست که وجود کنجکاوی و شیفتگی تجربی برای خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد لازم نیست و از سوی دیگر هیچ کدام از عوامل ششگانهٔ بیتابی مانع خلّاقیّت آنها نمیشود. یعنی خلّاقیّت این پسران با وجود بیمناکی، گرفتاری درونی، بیقراری، احساس تحت فشاری، اندیشه گردی و تظاهرهای اندیشه و بدون وجود کنجکاوی و شیفتگی تجربی نیز رخ میدهد.
بنابراین به نظر میرسد یافتههای پژوهشی که دلالت بر وجود رابطهٔ میان آشفتگیهای هیجانی و خلّاقیّت دارد(گلاد، 1997؛.بچتولد، 1980؛ روی، 1996؛ ردفیرن و استور، 1992؛ اشترنبرگ و تاردیف، 1989؛ اسمیت و کارلسون، 1987؛ سندبلوم، 1997؛ بچتولد، 1980 ماهون و همکاران، 1996؛ ریچارد و کینی، 1990؛ والکر و همکاران، 1995)، به خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعدّ مربوط میشود.
از سوی دیگر نتایج تحقیقاتی که آشفتگی هیجانی و نارساییهای عاطفی را مانع از بروز خلّاقیّت میدانند (ماهون و همکاران، 1996؛ وایت، 1968؛ پارنز، 1971؛ کائو و پاسکال، 1974)، به خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ مرتبط است.
بنابراین «نظریهٔ هیجان اندیشه» تبیین کنندهٔ پایههای درهمآویخته شناختی، عاطفی و حرکتی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش است. به عبارت دیگر مفهوم «هیجان اندیشه »همبستهٔ یکپارچه و هماهنگ خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش قلمداد میشود و این امر بستگی به جنسیّت دارد.