۳۵. فصل پانزدهم تصمیمگیری و هویّت شغلی
اگر هویت شغلی از یک موقعیت ممتاز در امر رضایت شغلی و بهره وری سازمانی برخوردار است، به نوبه خویش از خاستگاههایی نشأت میگیرد که باید به آنها نیز توجه شود. از جمله این خاستگاهها، حوزه تصمیمگیری است؛ گذشته از آن که به خودی خود، تصمیمگیری، یک مبحث روان شناختی برجسته ای به شمار میآید که نیاز به بررسیهای تخصصی بیشتری دارد؛ امّا پیوند تصمیمگیری با هویت شغلی از طریق فرآیند مشاوره به منزله یک موضوع بسیار جدید در روان شناسی سازمان، بسیار کم مورد بررسی قرار گرفته است.
مشاوران شغلی بی تردید از جایگاه منحصر به فردی در توسعه سازمان و جریان مدیریت برخوردارند؛ امّا به نوبه خود نیازمند تقویت و بهسازی هویت شغلی خویشند که ثمرات درخشان آن در ارتقای فعالیتهای سازمانی و محیطهای شغلی و صنعتی بروز خواهد کرد.
لذا در این فصل بررسی ویژه ای در تصمیمگیری و هویت یابی شغلی با تأکید بر نقش مشاور، ارائه میگردد.
تصمیمگیری به منزله فرآیند و جریان انتخاب یک گزینه از میان چند گزینه، در متن و محور زندگی هر انسان صاحب اختیاری جای دارد. اگر فردی در چنین جریانی دچار آسیب شود، نیاز به همیاری برای تصمیمگیری خواهد داشت. قلمرو شغلی، یکی از مهمترین حوزههای تصمیمگیری را تشکیل میدهد. در این قلمرو، فرد در آستانه انتخاب کار مناسب قرار دارد. ولی تصمیمگیری برای گزینش یک کار و یا شغل شایسته، نیاز به وجود زمینه ای داردکه به آن «آمادگی برای تصمیم» میگوییم.
شخصی که از آمادگی کافی برای تصمیمگیری شغلی برخوردار نیست، در واقع در شرایط بی عزمی و یا تردید شغلی قرار دارد. مراد از آمادگی برای تصمیمگیری شغلی، مهیا بودن شرایط شناختی، نگرشی، شخصیتی، انگیزشی و حتی جسمانی ویژه است. وجود توانمندی ذهنی مناسب، از اطلاعات وآگاهیهای کافی، باور مثبت، خصایص روانی مساعد، تمایل و رغبت درونی و آمادگی بدنی، به مهیا بودن این شرایط، یاری میهند و آمادگی برای تصمیمگیری شغلی را تقویت میکنند.
نقش هویّت شغلی
یکی از عوامل بسیار مهم و حیاتی در پدیدآیی و شکل گیری آمادگی برای تصمیمگیری شغلی، وجود «هویت شغلی» روشن و نیرومند است؛ گرچه باید متذکّر شد که ساختار هویت شغلی هنوز از لحاظ مفهوم پردازی نیاز به بازنگری اساسی دارد: «اریکسون به عنوان پدر ساختار هویت شناخته شده است؛ اما تاکنون هیچ کس در دستوربندی سازه هویت توفیقی نداشته است. (پس ضرورت دارد تا ساختار هویت شغلی از لحاظ جنبههای تحولی و کاربردی مورد بازنگری قرار گیرد)»79.
با این حال، هویت شغلی رابطه و همبستگی قابل ملاحظه ای با تصمیمگیری شغلی نشان میدهد؛ چنان که مطالعات بیان میدارند:
«در یک پژوهش اثرات موقعیت هویت شغلی بر روی پیامدهای اقدام به تصمیمگیری شغلی در میان دانشجویان، مطالعه شد. شصت دانشجو مشمول یک فعالیت مشاوره شغلی گروهی بر اساس ساختار هویت شغلی «هالند» قرارگرفتند. شرکت کنندگان در این دوره مشاوره ای و دانشجویانی که واجد هویت عالی بودند، در مقایسه با گروه گواه دارای هویت پایین، تصمیمگیری بیشتری انجام دادند؛ اما نسبت به اعضای گروه ناهمگن، رضایت کمتری داشتند»83.
نظریه پردازان و پژوهشگران برای پدیدآیی و رشد هویت خود، مراحل ویژه ای را برشمردند. بر اساس یکی از رایجترین ساختارها، هویت شخصی بر اساس پنج مرحله رشد مییابد: اطمینان، خودمختاری، ابتکار، تلاش و هویت.
بررسیهای گسترده تر نشان میدهند که رابطه عناصر مؤثّر در رشد هویت، با آمادگی برای تصمیم، یکسان و برابر نیست؛ بلکه حتّی برخی از این عوامل، مستقل از آمادگی تصمیمگیری هستند: «در یک تحقیق، رابطه میان رشد هویّت خود و انواع عدم تصمیمگیری شغلی در میان چهارصد و بیست و سه دانشجوی روان شناسی (هجده تا بیست و شش ساله) از پنج دانشگاه و مدرسه عالی بررسی شد. این دانشجویان، هنوز تصمیم برای انتخاب شغل نداشتند. آنها بر اساس نمراتشان در «فهرست شغلی» به چهار گروه تقسیم شدند:
1) آماده برای تصمیمگیری
2)بی تصمیمی از لحاظ رشد
3)اضطراب انتخاب
4) بی تصمیم مزمن و کهنه
روشهای تحلیل پراش (واریانس) برای بررسی روابط هویّت در چهار گروه، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج، آشکار ساخت که نمرات گروه آماده برای تصمیمگیری به طرز معناداری برای عناصر اطمینان، تلاش و هویّت خود بالاتر از گروهی بود که در شرایط عدم تصمیمگیری برای شغل قرار داشتند. همچنین این گروه بالاترین نمره را در خودمختاری داشتند.
از لحاظ ابتکار، هیچگونه تفاوتی میان نمرات دو گروه آماده برای تصمیمگیری و بی تصمیم از لحاظ رشد، به دست نیامد»20.
نقش مشاوره در هویّت شغلی
پدیدآیی و شکل گیری هویّت شغلی به وجود عوامل مختلفی بستگی دارد و تحت تأثیر شرایط خاصّی است؛ خصایص و ویژگیهای خانواده، فضا و شرایط اجتماعی، و نیز نوع خودباوری فرد از جمله تعیین کنندههایی هستند که برخی از پژوهشها، خاطرنشان کرده اند:
«بر اساس یک کاوش، پیرامون تلاش و تقلّای دانشجویان «پورتوریکویی» برای کسب هویّت و نفوذ، یک مطالعه نژاد شناختانه انجام گرفت و آشکار شد که رابطه نیرومندی میان خانواده، جامعه و خودباوری به عنوان متغیّرهای تعدیلی در رشد یک برداشت شخصی از شغل، بهبود شغلی متعاقب آن و جریانهای تصمیمگیری وجود دارد»32.
بر این اساس تأثیر هر عاملی بر روی هویّت شغلی و رشد حرفه ای و نیز تصمیمگیری، بستگی به شرایط خانوادگی، اجتماعی و خودباوری فرد دارد.
بی تردید یکی از این عوامل بنیادین، مشاوره شغلی است. مشاوره و راهنمایی شغلی و حرفه ای را از دو طریق میتوان انجام داد: انفرادی و گروهی. در هردو شیوه، هدف آن است که هویّت شغلی فرد، تکوین یابد و تقویّت شود.
در روش گروهی، اسلوبهای گوناگونی به کار میرود. به شرط همگن بودن اعضا و محدودیت کمی آنها، با هدف گسترش و بهسازی و پرورش هویّت شغلی، تجارب پژوهشی متعدّد به کار رفته است: «در جهت رشد هویّت شغلی دانشجویان، یک اقدام مشاوره شغلی گروهی انجام یافت و از اعضا درخواست شد تا مقالاتی تحقیقی و پژوهشی پیرامون آگاهی از منابع، استفاده از منابع و مراجع در دسترس، نقشهای زندگی، ارزشها، خودآگاهی و اختیار فراهم آورند و سپس مباحثی را درباره مسأله بلوغ و هویّت حرفه ای منعقد ساختند و سرانجام طرحهای عملی برای کار بر اساس قابلیّتها و ضعفهای شناسایی شده خود، تنظیم نمودند»8.
بنابراین یک اقدام مشاوره گروهی فعّالانه در حوزه شغلی، اگر بتواند به دانش افزایی حرفه ای، جوان و نیز خودیابی وی کمک کند، هویّت شغلی اش را نیز بهبود میبخشد؛ چنان که شناخت واقع بینانه نقشهای زندگی و نظام ارزشی و نگرشی و حلّ و درک مسأله اختیار فردی و حدود خاصّ آن برای هر فرد، به رشد این هویّت یاری میدهد.
به نظرمی رسد که مشاوره شغلی از طریق تقویت خودباوری به بهسازی هویّت حرفه ای شخص میانجامد؛ همانگونه که پژوهش پیشین نیز به نقش تعدیلی خودباوری در هویّت شغلی، تأکید داشت.
با این توضیح، مشاوره و راهنمایی شغلی و حرفه ای (انفرادی و گروهی) یکی از مؤثّرترین و معتبرترین اسلوبها در پدیدآیی و بهسازی هویّت شغلی به شمار میآید.