۶. فصل دوّم
منابع
غررالحکم
سوره 71- آیه 14
بحارالانوار، ج 61، صفحه 65
بحارالانوار، ج 17، صفحه 101
مثنوی معنوی؛ نسخهکلاله خاور؛ صفحات 52، 161، 262، 193،
لغتنامه دهخدا، (ذیل واژه هوش)
رجوع[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_006_image_01.png]
(روانشناسی تیزهوش، 35 تا 37) هیلگارد و همکاران (زمینه روانشناسی)
Kitano, (Gifted Edvcation, p 64)
رجوع[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_006_image_02.png]
مقالات نگارنده در شمارههای مختلف مجله استعدادهای درخشان.
الستطرف ج 2، صفحه 128
مقالات نگارنده در شمارههای مختلف مجلهاستعدادهای درخشان و رج
11-Horowitz & o'Brien, (1985), the Gifted and talented, pp. 339, 344-5, 345.
فصل دوّم
تعامل مشاوره و تشخیص
در قلمرو مبانی روانشناختی
«مطالعه راهبردی»
«مؤلف با چشماندازی بر یافتههای جدید در حوزههای مبانی، روانشناسی، تشخیص و مشاوره تیزهوشان به «مطالعه راهبردی» میپردازد – این عنوان برای نخستین بار توسط وی طرح میگردد. نتایج این مطالعه راهبردی در پنج محور قرار میگیرد:
(1) کماکان در حوزه مبانی و مفاهیم، ابهاماتی ارزشی و نظری وجود دارد.
(2) اساس یادگیری سریع و سرعت عمل فرد تیزهوش، در تفکر متمایز و خاصّی است.
(3) نگرش افراد خلاّق، تحت تأثیر جنسیت، تحول و فرهنگ تکوین مییابد.
(4) کاربرد روشهای چندگانه در تشخیص تیزهوش، امری ضروری است.
(5) ضرورت مشاوره ویژه برای مسائل خاصّ تیزهوشان، مشهود میباشد.
مؤلف در پایان، تعامل مشاوره و تشخیص را در گستره مبانی روانشناختی مورد تأکید قرار میدهد"
یافتههای جدید
مبانی مفهوم تیزهوشی واجد امتیازی ناروا برای تیزهوش است. دستگاه عصبی (CNS) میتواند به عنوان محور و کانونی از مفهومپردازی و تعریف قرار گیرد. این دستگاه، محیطی نیرومند برای یادگیری فراهم میآورد. مفهوم تیزهوشی، غیرکنشی شده است و باید تغییر یابد، سه امکان وجود دارد: 1- ترک این اصطلاح 2- استفاده از عملکرد به عنوان یک ملاک 3- ادامهروش جاری19
موانع بازشناسی و اعانت به تیزهوشان سیاهپوست: 1- عدم کفایت تعاریف نظریات و روشهای تشخیص 2- فقدان توجه ارزشمند به نقش فرهنگ در رشد تیزهوش 3- گسترش شکاف میان جنبههای تحقیقی و عملی، باید از روشهای چندگانه در تشخیص استفاده کرد.16
تشخیص باید مبنایی در تربیت باشد و تعاریف، امکان آن را فراهم آورند.10
هشت حیطه میتواند به تقویت توان تیزهوشی دختران اعانت بخشد: پرورش والدین، همسالان تیزهوش، ورود اولیه، تشخیص اولیه، خدماترسانی به معلّمان، برنامههای ویژه، مشاوره طی دوره، گردهمایی ویژهدختران تیزهوش.27
دو سئوال عمده پیرامون پرورش تیزهوشان، مطرح است: 1- چه نوع موقعیتهای تربیتی و اجتماعی برای بالفعل ساختن و انتقال تواناییهای بالقوه لازم است 2- چگونه تیزهوشی در تودههای محروم تشخیص و پرورش داده شود؟25
روانشناسیادراک بصری تیزهوشان پایه پنجم در تکالیف واقعی بیش از انتزاعی است11
روش مطالعه تیزهوشان نوجوان در پایههای هشتم، دهم، دوازدهم تحصیلی متمایز از افراد عادی است، مراحل این روش به ترتیب زیر است:
بازخوانی 2- استنباط [دلالتیابی] 3- تحلیل ساختار 4- توجّه [و پیشبینی] 5- ارزشیابی 6- ارتباط دادن به حیطه موضوع. در روش مطالعه افراد عادی ویژگیهای دیگری وجود دارد:
1- تلفظ شمرده شمرده کلمات 2- خلاصهگیری غیردقیق15
تیزهوشان از نوع پیشرفته تحصیلی (در فیزیک) بیش از افراد عادی، پاسخهای گوناگون و تفصیلی صحیح ارائه میدهند که غالباً به سوابق و پیشینههای مطالعاتی ارجاع داده میشود. ماهیت تفکر تیزهوشان متفاوت است و در حل مسائل از آگاهیهای قبلی قابل ملاحظهای برخوردارند.9
رابطه توانایی تجسم فضایی با سرعت عملکرد، بستگی به جنسیت دارد. 18
ابزارهای موضع نظارت در جامعه تیزهوش، میان افراد پیشرفته تحصیلی و کسانی که دچار ضعف تحصیلی هستند، تفاوتی نشان نداد. هر دو گروه پیشرفته و کمآموز تحصیلی به عوامل درونی مثبت بیش از موضع نظارت درونی منفی، نمره دادند. این یافتهها، تحت تأثیر جنسیت و پایه تحصیلی قرار نداشت.24
نوجوانان تیزهوش، گرایش و علاقه به ریاضی و نیز توانایی خود در آن را به اندازه خلّاقیت خود، درجهبندی نمودند. موضعگیری آنان نسبت به ریاضیات در مدرسه عادی، رابطه مشخصی با موفقیت در مراکز ویژه تیزهوش نشان نداد. اما نوع فعالیتهای مطالعاتی و کاوشهای ریاضی، ذاتاً از نوع ریاضی تعلیمی در مدارس عادی متمایز بود.26
میان بازخورد شغلی و جنسی [نسبت به زن] تأثیر تعاملی وجود ندارد. مردان بیش از زنان به موضعگیریهای سنّتی در خط مشی زندگی و نقشهای جنسی توجه دارند. نوجوانان (بویژه پسران پانزده ساله) بیش از جوانان (هیجده ساله) موضعگیریهای سنّتی بروز میدهند. بیشترین موضعگیری سنّتی را نوجوانان 15 ساله نمایان ساختند.14
هویت شغلی در میان دختران و پسران نوجوان تیزهوش رابطهای با سازگاری توافق و تمایز ندارد.23
در خلّاقیت بصری، ریاضی و علوم، شباهت شخصیتی قابل ملاحظهای وجود دارد؛ اما در شدت و میزان شیفتگی نسبت به حیطه ویژه خلّاقیت، تفاوت جنسی دیده میشود.28
تشخیص تشخیص تیزهوشی، امری مشکل و صعب است و معمولاً فقط پس از برنامهریزی و اجرای آن برای نوجوانان تیزهوش، نتیجه میدهد.26
نیمی از نظامهای تربیتی، مبتنی بر تعریف «مارلند» (1972) از تیزهوشی، فعالیت میکنند. منابع تشخیص نظامهای مزبور و میزان بهرهگیری از آنها به ترتیب زیر است: 1- معلم 90 درصد 2- والدین 80 درصد 3- برگههای تشخیصی و آزمونهای گروهی پیشرفت تحصیلی 80 درصد 4- روانشناسان و دستاندرکاران اجرایی و اداری 60 درصد.8
مشاور در یک بررسی توصیفی، دختران نوجوان تیزهوش (دوازده تا چهارده ساله) ویژگیهای مطلوب یک مشاور را اینگونه فهرست کردند:
رازداری، درک مشکلات، توانایی حل مشکل، سادگی بیان، عدم تبعیض، روشنفکری و تفکر منطقی، مهربانی، تجربه، صمیمیت و دوستی، تعامل با والدین و معلّمان، بردباری و متانت و جدیت، اطلاعات تخصصی و عمومی، دیانت اسلامی، جذّابیت و آراستگی ظاهری.
این ویژگیها 95 درصد خصایص یک مشاور موفق را دربر میگیرد.7
علیرغم اظهار برخی پژوهشگران درباره اضطراب شخصیتی ناشی از «برچسب تیزهوشی» در میان افراد تیزهوش، هنوز تأثیرات بلندمدت آن در طی برنامهها بررسی و اندازهگیری نشده است.20
از طریق ارتباط یافتن با شخصیتها در ادبیات کودکان، بچهها بهتر میتوانند اصول اخلاقی را با موقعیتهای زندگی واقعی مربوط سازند. ادبیات کودکان، نقشی اساسی در آموزش و تربیت اخلاقی دارد.12
معلّمان در ارجاع دانشآموزان تیزهوش به مشاوران ویژه، افراد آشفته خفیف را بیش از آشفتگان متوسط معرفی میکنند.25
مسیر مشاوره و راهنمایی افراد تیزهوش در قرن حاضر اینگونه بوده است:
بازشناسی نیازهای مشاورهای دانشآموزان تیزهوش (در سالهای 1905)
شکلگیری رویکرد غیرمستقیم در مشاوره تیزهوش (دهه 1950)
شروع مشاوره تیزهوش در مدارس (دهه 1960)
رشد و گسترش مشاوره (دهه 1970)
ادامه گسترش مشاوره (دهه 1980).30
کودکان تیزهوش در پایههای تحصیلی پنجم و ششم به علل گوناگون دچار رنج و عذاب میباشند: احساس گیجی و ابهام درباره قابلیتهای خود، مزاحمت و مشکلآفرینی مدرسه، تحمیل کمیت کار و تکلیف، توقعات والدین و معلّمان، فشار جوّ کلاسی در جهت زرنگ بودن آنها. برنامههای تربیتی مبتنی بر روانشناسی ممکن است به آنها در درک بهتر جریان رشد کمک نماید و ایجاد گردهماییهایی مرکب از معلّمان و والدین مفید خواهد بود.17
برخی کودکان نابغه از عهده فعالیتهای تحصیلی در مدارس و کلاسهای عادی به خوبی برمیآیند، اما در رقابتهای برنامههای ویژه افراد تیزهوش دچار مشکلاتی خواهند شد. این کودکان از طریق گرایش و علاقه به کنارهگیری از موقعیتهای رقابتآمیز، قابل شناسایی و تشخیص میباشند. اسلوبهای «خودارزیابی» و رشد مهارتهای تقلیدی میتواند به آنها کمک کند.22