پرش به محتوای اصلی

۹. مشاور خاص و مسائل ویژه

۶ دقیقه مطالعه

مشاوره در کنار برنامه‌ریزی یکی از دو عامل نیرومند در تغییر و اصلاح نگرشها، گرایشها و الگوهای رفتاری نوجوانان تیزهوش بشمار می‌آید و حتی همراه با امکانات و شیوه مدیریت، مهمترین پیش‌بینی موفقیت یک مرکز آموزشی ویژه محسوب می‌شود. ضرورت مشاوره و راهنمایی و نقش آن در موفقیت یک نظام آموزشی و پرورشی در میان تیزهوشان علوم، امری ضروری و تردیدناپذیر است؛ زیرا در این حوزه تیزهوشی (علوم)، تفاوتهای فردی و واگرایی در نظام نگرشی و گرایشی، افزایش می‌یابد؛ لذا ضرورت مزبور برای تیزهوشان علوم تبدیل به نیاز می‌شود.6

تجارب مشاوره و راهنمایی ویژه با افراد تیزهوش نشان می‌دهد که نظام نگرشی آنان باید در محور هرگونه اقدام درمانی قرار گیرد. به نظر می‌رسد سایر عوامل آسیب‌آور، از طریق اختلال نگرشی (بویژه خودباوری ضعیف) موجب بروز علائم و عوارض خاصّی نظیر ضعف تحصیلی و کم‌آموزی می‌شوند.5

یافته‌های جدید در قلمرو مشاوره و راهنمایی تیزهوش علی‌رغم فراگیری در زوایای تاریخچه مشاوره و راهنمایی، ویژگیهای شخصی مشاور و اقدامات و تدابیر راهنمایی و بهداشتی، بر روی مسائل ویژه افراد تیزهوش تأکید می‌ورزند. ضرورت امر مشاوره و راهنمایی ویژه پابه‌پای گسترش نظام آموزش و پرورش اختصاصی در طی دهه‌های قرن معاصر بارز گردید؛ تا جایی که در طی دو دهه گذشته قلمرو وسیعی یافته و وجود مشاوران خاصّی را از لحاظ ویژگیهای روانی اقتضا نموده است؛ چنانکه برخی از این ویژگیها ذکر گردید.

ویژگیهای مزبور را می‌توان در چهار حیطه اساسی قرار داده و اولویت‌بندی کرد:

  1. رفتاری (38 درصد) درک مشکلات دانش‌آموزان، ایجاد پل ارتباطی بین دانش‌آموزان با معلّمان، سادگی بیان، توانایی حل مشکل و برقراری روابط با والدین.

  2. شخصیتی (33 درصد) رازداری، صمیمیت، جدیّت، انضباط، متانت، بردباری، آرامش روانی، شوخ‌طبعی، جذابیت شخصی، آراستگی، تحرک و شادابی، و خوشرویی.

  3. نگرشی (20 درصد) فرهنگ و دیانت اسلامی، عدالت (عدم تبعیض)، روشنفکری و تفکر منطقی، احترام و ارزشگذاری نسبت به تیزهوش.

  4. شناختی (9 درصد) معلومات عمومی فوق‌العاده، تخصص علمی در مشاوره، هوشمندی و دارا بودن تجربه لازم در امر مشاوره.

بررسی استنباطی یافته‌های فوق در چهار حیطه و نیز عوامل فرعی، هیچ‌گونه تفاوت معنی‌دار آماری در میان پایه‌های تحصیلی اول تا سوم راهنمایی را نشان نداد؛ یعنی دختران نوجوان تیزهوش در کلیه پایه‌های مزبور در ویژگیهای مطلوب یک مشاوره موفق، اتفاق نظر و تفاهم داشتند و به تعبیر دیگر ضرورتی برای احراز ویژگیهای اقتضایی برای یک مشاور برحسب هر پایه تحصیلی به چشم نمی‌خورد.

ویژگیهای رفتاری، شخصیتی و نگرشی، جمعاً 91 درصد خصایص یک مشاور مطلوب برای دختران نوجوان تیزهوش را تشکیل می‌دهند. این خصایص به یک مشاور ویژه امکان می‌دهد که به سهولت، مسائل و معضلات خاصّ دختران نوجوان تیزهوش (نظیر اضطراب از عنوان‌دهی روان‌آزردگیهای ناشی از فشارهای محیطی [والدین، معلّمان، مدرسه، همسالان]، وجود تفاوتهای فردی، محدودیتهای اساسی نظام تفکیک افراد نخبه از جامعه عادی) را به خوبی درک کنند.

آنها همچنین می‌توانند درک کنند که یک معلّم، معمولاً باید با تأکید بر پیشرفت تحصیلی تیزهوشان، درمان‌ آشفتگیهای خفیف را اولویت دهد؛ لذا آشفتگی شدیدتر که غالباً در میان تیزهوشان خلّاق شیوع بیشتری دارد، امید به پیشرفت تحصیلی را کاهش داده و باعث یأس معلّم ویژه تیزهوشان تحصیلی می‌شود.

یک مشاور باتجربه برای افراد تیزهوش به سهولت درک می‌کند که نظم، پشتکار و بویژه موقعیتهای رقابت‌آمیز، گرچه موجب پیشرفت تحصیلی است – چنانکه تیزهوشان پیشرفته واجد چنین خصوصیاتی هستند – اما ریشه خلّاقیت و آفرینندگی را می‌خشکاند. از این رو، ممکن است کودکی نابغه (فوق تیزهوش) یافت شود که زندگی تحصیلی با افراد عادی را بر مرارت همگروهی با تیزهوشان ترجیح دهد. شاید این کودکان نابغه بتوانند با تقلید از شخصیتهای جامعه عادی و فرآیند خودارزیابی، نظام ارزشی و اصول اخلاقی را درک کرده و از رشد و قضاوت اخلاقی و سازگاری اجتماعی سالمی برخوردار شوند. این امکان را زندگی با افراد عادی – و نه تفکیک و گروه‌بندی در جوامع محدود، خاصّ و بسته – به آنها می‌دهد.

بحث ویژه

ابهامات بنیادین تشخیص و ضرورت مشاوره اقتضایی

عدم کفایت و بی‌اعتباری هوش‌سنجها، تنوع و گوناگونی منابع تشخیص و ناسازگاری میزان اعتبار و رواج منابع، معضلات اساسی امر تشخیص را تشکیل می‌دهند که ظاهراً از سه حوزه آسیب‌ساز، نشأت می‌گیرند:

1- ابهامات مفهومی 2- سوء تعابیر ارزشی 3- غفلت از تنوع تیزهوشی

فقدان اجماع در تعاریف، منجر به بروز مفاهیم مبهم شده است و این ابهام شامل اجزاء و ترکیب شناختی (هوشی) نیز می‌شود. مسأله بنیادی این است که آیا اجزاء و عناصر هوشی مورد مداقه قرار گیرند و یا با دیدی کلّ‌نگرانه، "ترکیب‌شناختی" در کانون توجه واقع شود؟

وجود سازه‌ها و عناصر متنوع هوشی، موجب گوناگونی منابع و شیوه‌های اقتضایی تشخیص می‌شود؛ لذا کلیه شیوه‌ها و منابع مزبور از اعتبار یکسان و همانندی برخوردار نیستند. برخی منابع علی‌رغم اعتبار تشخیصی اندک – با تکیه بر ارزشگذاریهای گوناگون نسبت به عناصر هوشی – رواج بیشتری دارند.

از دیگر سو، پذیرش وجود «ترکیب شناختی (هوشی)» به معنای لحاظ تأثیر متقابل عناصر و تکوین سازمانی شناختی با ماهیتی متمایز (از مجموع عناصر)، مستلزم کاربرد تشخیص گسترده (مجموعه‌ای و چندگانه) است.

این استلزام همچنین پاسخی به نقش سوءِ تعابیر ارزشی و فرهنگی در امر تشخیص است. بار ارزشی و فرهنگی واژه‌ها و اصطلاحات در نظامهای اجتماعی گوناگون در فعالیتهای تشخیصی منابع غیرعینی (نظیر والدین، معلّمان و همسالان) تأثیر ارتجالی نهاده و سبب پراکندگی میزان اعتبار منابع گوناگون می‌شود. از این رو، کاربرد مجموعه‌ای از کلیه منابع و روشهای تشخیص، امری اجتناب‌ناپذیر بشمار می‌آید.

معضلات تشخیصی از نادیده انگاشتن و یا ناآگاهی از تنوع تیزهوشی نیز نشأت می‌گیرد. حتی اگر وجود تنوع تیزهوشی پذیرفته شده باشد، شاید هنوز مرزهای انواع آن به عنوان نظامهای روانی متمایز – واضح و مبرهن نگردیده است. حداقل تاکنون به وجود دو نوع تیزهوشی که هریک دارای نظام روانی منحصری هستند، اشاره شد: پیشرفت تحصیلی و خلّاقیت.

در این گفتار، شاید کم و بیش کوششی تلویحی برای تبیین مرزهای نظامهای روانی مزبور به کار رفت. خلّاقیت بر پایه‌ای نظام‌‌یافته از خصایص شناختی و نگرشی قرار دارد. انگیزه‌های ویژه (شیء‌گرایی و کشف محیط) بر اساس استعداد خاصّ (قابلیت تجریدی، انتزاعی و تجسمی) زمینه‌ای روانی برای تکوین یک سازمان شناختی اکتشافی، هماهنگ و منسجم فراهم می‌آورد که حاکی از خلّاقیت است. سازمانی که در ساختار خود، عناصر و اجزاء را در قالبی نو و بکر، شکل داده و هویتی خاصّ می‌بخشد. این قالبِ شناختی خلاّقانه منجر به پدیدآیی نظام نگرشی و ارزشی نظری (ریاضی و انتزاعی) می‌شود، به موازات شکل‌گیری نظام ارزشی نظری در فرد خلاّق نوعی خودباوری انتزاعی و تجریدی یعنی خودباوری ریاضی نیرومند پدید می‌آید؛ به گونه‌ای که به برداشت و کشف ریاضی‌گونه خویش از محیط به خوبی واقف است و بدان اعتقادی راسخ دارد. خودباوری ریاضی و نظام ارزشی نظری به تدریج اساس و ملاک هرگونه قضاوت و ارزشیابی و تفسیر از محیط و پدیده‌ها قرار می‌گیرند.

تفسیر، ارزشیابی و قضاوت پدیده‌های محیطی تحت تأثیر خودباوری ریاضی و نظام ارزشی نظری، لزوماً واقع‌گرایانه و منصفانه نیست. برداشت ریاضی‌گونه از محیط ممکن است منجر به تحریف در درک واقعیت شود. از این رو، ضرورت مشاوره ویژه برای افراد خلاّق احساس می‌شود؛ همانگونه که تیزهوشان پیشرفته نیز با تأکید و اصرار و پافشاری افراطی در نظم – و تبدیل آن به وسواس نگرشی – پشتکار و فعالیت بی‌وقفه (زمینه‌های اختلالات روان‌تنی) و رقابت (شکل‌گیری نظامهای ارزشی کاذب از طریق اصالت رقابت) و جاه‌طلبی پایان‌ناپذیر تحصیلی و شغلی، نیازمند مشاوره ویژه‌ای هستند.

پس برحسب نوع تیزهوشی ضرورت دارد تا نظامهای راهنمایی و مشاوره اقتضایی شکل گیرد.