۱۰. مقایسهٔ استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد
در پاسخ به این پرسش که:
4) آیا بین استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟
باید بیان داشت از آن جا که جز در یکی از تعاریف استعداد (توانایی شناخت و طبقه بندی مفاهیم) در سایر حیطهها، عامّهٔ مردم بیش از متخصّصان با این تعاریف برای مفاهیم نخبگی توافق دارند، تعریف استنباطی متخصّصان نیز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح توافق با مبانی نظری اجماعی، تفاوت دارد؛ یعنی تعریف استنباطی متخصّصان نیز چنین است: «تیزهوشی» یک استعداد خدادادی خاصّ با تأکید بر خلّاقیت (اعم از نقش بنیادین برای تیزهوشی یا امکان جمع پذیری با آن) است که از طریق عملکرد یا انجام کار بروز میکند.
بنا براین در جست وجوی یک تعریف ملّی(اجماع برداشت عمومی و فرهنگی) از تیزهوشی باید فرازهای تعریف اجماعی عامّه را از جنبهٔ مبانی ارزشی و فرهنگی بررسی کرد.
این بررسی مقارناتی را در فرازهای اساسی تعریف با اصطلاحات «فهم»، «فطنت»، «قریحه»، «فراست»، «حذاقت» و «حِجیٰ» نشان میدهد.
چنان که ذکر شد، «تیزهوشی» از دیدگاه عُرفی، یک توانایی هوشی خدادادی خاصّ است که با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و شامل استعداد (به معنای شناخت مفاهیم ویژه و طبقهبندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانهتر یک کار خاصّ) میشود.
بی تردید توانایی هوشی خدادادی با مفهوم «قریحه» همراهی دارد.
خلّاقیت نیز در تعبیر عامّه ناظر به پنج ویژگی است:
1) «طرح نو برپایهٔ توانایی و نگاه متفاوت» به معنای پیشنهاد تازه، تازگی، توانایی تولید و ترکیب اشیاء به شکل تازه، نگریستن به پدیدهها به گونهای دیگر و نوسازی با اندیشیدن و تفکّر
2) «نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی» به معنای استفاده از اندیشه برای ارایهٔ نظرهای جدید و متنوّع، آفرینندگی، به وجود آوردن و پدیدآوری چیزهای تازه، بدیع و جدید، توانایی پدید آوری فکر و اندیشهٔ جدید و نو و نوآوری در کارها، افکار یا عقاید
3) «پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی» به معنای بهرهبرداری از هر شرایطی برای انجام کار، ارایهٔ کارها با شیوهٔ نوین و متفاوت، توانایی ایجاد چیز نو و جالب، یافتن راه جدید برای انجام کارهای نو با وسایل اندک، احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک اندیشهٔ بزرگ هیجان انگیز، مبتکرانه و ابداعی، جنب و جوش کنجکاوانه برای کارهای نو و تازه
4) «نواستنباطی بر پایهٔ هوش و باز بودن در نواندیشی و نگاه» به معنای نواندیشی در طرحها و نظرها، استنباط مفهوم جدید از ترکیب مفاهیم آموخته شده با تکیه بر هوش، سعی در خوب نگاه کردن و ایجاد چیز جدید، داشتن فکر و اندیشهٔ باز برای نگاه کردن به همهٔ جوانب
5) «قدرت مولّد حلّ مسأله» به معنای دستیابی برای تولید و اکتشاف، قدرت حلّ مسأله، کشف و اختراع
بنابراین خلّاقیت مستلزم اکتشاف، نگریستن به پدیدهها به گونهای دیگر، سعی در خوب نگاه کردن و اندیشهٔ باز برای نگاه کردن به همهٔ جوانب است.
استعداد نیز مقتضی فهم و دریافت و انجام ماهرانهٔ کار است. انجام ماهرانهٔ کار میتواند تعبیر دیگری از «ورزیدگی در کار و مهارت» باشد.
از سوی دیگر، چنان که بیان شد، «فهم» به معنای دریافت و خردورزی همراه با ظرافت طبع است. «فطنت» نیز نوعی هوش است که امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را میدهد. همچنین «قریحه» اشاره به ماهیت سرشتی هوش دارد که از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی وجود دارد و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم میآورد؛ چنان که در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. «حذاقت» نوعی هوش حاصل از ورزیدگی در کار و مهارت است. «حِجی» دلالت بر دریافت پیچیدگی امور و پدیدهها دارد؛ به «حِجی» است که حقیقت پدیدهها از روی نشانه هاشان، پی برده شود و، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیدهها، دریافت شود و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به کشف نایل آید و رازهای امور و پدیدهها دریافت گردد. حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید. « فراست» نوعی هوش است که امکان دریافت حقایق مبصرات و دیدنیها را میدهد و به عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیدهای پنهان از روی نشانههایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبهای از هوش به شمار آید که به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد.
بنابراین ممکن است بتوان بر اساس مبانی فرهنگی و برداشت عامّه که با دیدگاه متخصّصان و اجماع مبانی نظری درآمیخته است، این تعریف را برای «تیزهوشی» ارایه داد:
«موهبتی خدادادی در تیزبینی و دریافت اکتشافآمیز که با ورزیدگی در کار بروز مییابد».