۳۱. تشخیص اقتضایی در گروههای اقلیت
هوش، استعداد تحصیلی، خلّاقیت، رشد، استعداد ویژه، گستره اطلاعات و رهبری از مفاهیم عمدهای بشمار میآیند که بوسیله منابع هفتگانه (هوشسنج، گزارش والدین، اطرافیان و همسال، خودسنج، استعدادسنج، و آزمونهای پیشرفت تحصیلی) تشخیص داده میشوند. اما میزان رواج منابع به اعتبار آنها بستگی ندارد؛ یعنی منبع معلّم علیرغم اعتبار تشخیصی اندک، از تداول بیشتری برخوردار است. به نظر میرسد که معضل تشخیص به امر مزبور ربط داشته باشد.
اصلاح و بهسازی روشها و منابع تشخیصی میتواند به شناسایی گستردهتر و رواتر منجر گردد. اگر تداول و رواج قابل ملاحظه منبع معلّم را–علی رغم اعتبار اندک آن – در امر تشخیص بپذیریم، بهنظر میرسد که اصلاح روشها و منابع تشخیصی – بویژه آنچه مربوط به معلّم و کارکنان مدرسه میشود – دلیل افزایش بسیار قابل ملاحظه مزبور بوده است.
استنتاج دیگر آن است که تفاوتهای قومی و نژادی هوش باید مورد بازنگری قرار گیرد. ظاهراً تفاوتهای مزبور از منابع تشخیصی ناشی میشوند و بیانگر تصویری واقعبینانه و روشن از توزیع بالقوه هوش در گروههای اقلیت قومی، نژادی و فرهنگی نیستند. به نظر میرسد که منابع تشخیصی رسمی (نظیر معلّم) اساسیترین عامل غفلت از وجود تیزهوشان در جوامع اقلیت بودهاند؛ بویژه اگر این منابع، عضو جوامع اقلیت محسوب نشوند. نتیجه آنکه تشخیص در گروهها و جوامع اقلیت مستلزم کاربرد روشها و منابع اقتضایی و مناسب (بویژه والدین) است.