۲. نخبگی فرهنگ و مشارکت
«سیاستگذاری فرهنگی» گسترده ترین و مؤثّرترین عرصه جلوه نخبگی است. بزرگترین اندیشمندان و فلسفه پردازان و نخبگان تاریخ کم وبیش در عرصه فرهنگ، اخلاق و ارزشها صاحبنظری خویش را هویدا ساخته اند و این قلمرو را مهمترین میدان بروز شخصی خویش تلقّی کرده اند و در این گستره قدرت آزمایی نموده اند. لذا فرهنگ ذاتا عرصه «نخبه بروزی» است که از عهده سایر اقشار جامعه بر نمیآید.
از سوی دیگر هرچه فرهنگ، ریشه دارتر و ماندگارتر، ملهم از سرچشمههای غنی و درخشان نخبگی بوده است.
مقوله سیاستگذاری نیز در گستره بزرگترش، تصمیم گیری یک حوزه مسأله زاست.
از این رو نخبگان در دو قلمرو بسیار مسأله زا فرصت بروز دارند: فرهنگ و تصمیم گیری دو حیطه مهم بروز نخبگی و نخبه پذیری است و چنانچه تعامل یابند، میدان سخت پیچیده ای را شکل میدهند که عالیترین ظرفیّتهای نخبگی را میطلبد. هرچه سطح تصمیم بالاتر میرود، مستلزم بهره گیری از ظرفیّتهای برجسته تر آدمی است.
از این رو گزاف نیست چنانچه گفته شود بشریّت در درازای تاریخ همواره با مسأله تصمیم گیری فرهنگی دست به گریبان بوده است که ناگزیر به نخبگان جامعه متوسّل شده است.