پرش به محتوای اصلی
نخبگی فرهنگی

۳۹. هوش و نخبگی فرهنگی

۵ دقیقه مطالعه

چندی است که مفهوم «هوش فرهنگی»97 وارد مطالعات و کاوشها شده است.(ایمای و گلفاند، 2010)98هوش فرهنگی به معنای کفایت برای رشد شخصی از طریق «یادگیری مستمرّ» و درک شایسته از میراث، خردمندی و ارزشهای فرهنگی متنوّع و نیز رویارویی مؤثّر با افرادی است که واجد زمینه‌ها و درک فرهنگی متفاوت باشند.

بر اساس برخی کاوشها هوش فرهنگی مشتمل بر سه شاخص از رفتار انسانی است: هوش شناختی، هوش عاطفی و هوش بدنی. هر یک از این شاخصها سهمی منحصر به فرد و مهمّ در توانایی زبانی- گفتاری ایفاء می‌کنند.(رابرتسون، 2007)99

در بررسی روایی این مفهوم، چهار عامل بنیادی (شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری) یافت شد. هوش فرهنگی دارای همبستگی بالا(82/0) با هوش عاطفی، امّا مستقلّ از توانایی شناختی عمومی(با شاخص ریون) است.(وارد و همکاران، 2009)100 هوش فرهنگی شاخصی از ظرفیّت فرهنگی فرد به شمار میرود(چنگ، 2007)101 و پدیده ای پرورش پذیراست: آگاهی از هویّتهای متنوّع و درک امتیازها و تفاوتهای افراد می‌تواند در رشد این هوش نقش آفرین باشد.(گریفرو پرلیس، 2007)102

اخیراً کوششهایی در زمینه تشخیص تیزهوشی فرهنگی در میان کودکان در زمره اقلیّتهای زبانی به سر میبرند، انجام یافته است. غنی‌سازی فرهنگی در خانواده می‌تواند تیزهوشی را در ابعاد عاطفی، فرهنگی و زبانی رشد دهد. (گونزالس و همکاران، 1996)103

هوش فرهنگی را اینگونه تعریف کرده اند: توانایی یکفرد در راستای سازگاری موفقیت­آمیز با محیط­های فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگی خود فرد ناآشناست. به بیان دیگر هوش فرهنگی استعداد به­کارگیری مهارتها و تواناییها در محیطهای متفاوت است.

بنابراین هوش فرهنگی هوشی متفاوت از هوش اجتماعی و عاطفی است. افراد زیادی باداشتن مهارتهای اجتماعی مناسب در تعاملات بین­المللی شکست می­خورند که علّت اصلی آن پایین بودن هوش فرهنگی میباشد. درمحیطهای فرهنگی جدید، علایم و نشانه­ای آشنا عمدتاً دیده نمیشود یا در صورت وجود گمراه کننده است. بنابراین فرد نمیتواند به چارچوب ادراک قبلی خود تکیه کند و باید به توسعه و ایجاد چارچوب جدیدی جهت درک صحیح اطلاعات در دسترس بپردازد.

در واقع هوش فرهنگی یک مفهوم فراهوشی است که شامل شکلهای مختلفی از هوش میگردد. برای این هوش سه بخش انگیزه، دانش و رفتار فرهنگی ذکر کرده اند.

دانش فرهنگی دربر گیرنده مجموعه ای از دانستنیها در مورد این است که:فرهنگ چیست؟ چگونه فرهنگها متفاوت میشوند؟ فرهنگ چگونه رفتار را تحت تاثیر قرار میدهد؟ به طور کلی دو نوع دانش فرهنگی وجود دارد:دانش واقعی و دانش مجازی یا تفسیری .دانش واقعی روش مشخصی دارد، قابل آموزش است .در حالیکه دانش تفسیری به توانایی درک رفتار و الگوهای موجود در فرهنگ اطلاق میشود. در این حوزه، دانش با احساس آمیختگی دارد. این احساس، وابسته به تجارب گذشته است.

تأثیر فرهنگ بر رفتار از طریق مکانیسمهای شناخت و انگیزش صورت می­گیرد. مکانیسم شناخت به چگونگی دریافت و تعبیر پیامهای فرهنگی مربوط میشود . ادراک انتخابی و انتظارات افراد، نگرشهای متفاوت و نمایشهای رفتاری از نمودهای تاثیر فرهنگ بر رفتار از طریق مکانیسم شناخت میباشد.

مکانیسم انگیزش با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در ادراک از خود، ترجیحات و انتخاب در رابطه با نیازها، … در واقع این مکانیسم مشخص می­کند چه چیزی در هر فرهنگ مطلوب است؟

مراقبتهای فرهنگی، توجهات فرهنگی ) پل رابط دانش فرهنگی ومهارتهای فرهنگی) است . آگاهی داشتن از ایده­ها و احساسات و نگرشها و عوامل موثر در ادراک خود فرد و دیگران با توجه به زمینه­های فرهنگی متفاوت افراد در اینگروه قرار میگیرد . علاوه بر موارد مذکور توجه به این نکته که آن چیزی را که در رفتار افراد مشاهده می­کنیم، فرضیات افراد و حتی کلماتی که افراد در گفتگوهای خود به کار میگیرند همگی تحت تاثیر فرهنگ آنها میباشد، نیز تحت عنوان کلی مراقبتهای فرهنگی می­گنجد.

مهارتهای فرهنگی این دسته از مهارتها به مهارتهای ادراکی، ارتباطی و تطبیقی تقسیم­بندی میشود.

مهارتهای ادراکی:به درجه استقبال افراد از تجربه­های جدید بستگی دارد، همچنین بالا بودن تحمّل افراد در مقابل عدم اطمینان در این حوزه قرار میگیرد.

مهارتهای ارتباطی: شامل انعطاف­پذیری، همدلی و روابط اجتماعی قوی میباشد.

مهارتهای تطبیقی:رفتارها یا نطباقی در موقعیتهای بین فرهنگی با در نظرگرفتن انعطاف­پذیری رفتاری...

ارزشیابی هوش فرهنگی با روشهای گوناگونی انجام میگیرد: روشهای ایفای نقش، مراکز ارزشیابی رفتاری، مقیاسهای خودنظارتی، آزمونهای سنجش شوک فرهنگی و آزمونهای ارتباطات بین فرهنگی، آزمون عکس­العمل عاطفی، زیرکی ادراکی، انعطاف­پذیری و استقلال شخصی.

مراحل تقویّت هوش فرهنگی عبارت است از: واکنش نشان دادن در برابر محرّکهای بیرونی، تشخیص هنجارهای فرهنگی در محیطهای جدید و داشتن انگیزه در جهت یادگیری بیشتر در مورد آن رفتارهای انطباقی با سایرفرهنگها و به کارگیری هنجارهای فرهنگی مختلف در رفتارهای مشهود.

آنچه مسلّم است، این است که یادگیری کلیه عادات و رفتارهای فرهنگی افرادی که با آنها در تعامل هستیم غیرممکن است؛ قابلیتی که از آن تحت عنوان هوش فرهنگی یاد میشود راهی سیستماتیک و مجموعه­ای از تکنیکهاست که به مدیران کمک می­کند تا در هر فرهنگی به طور مؤثّر فعالیت کنند. این مهارت به مدیران کمک میکند تا حسّاسیتهای فرهنگی خود را افزایش دهند . حساسیت فرهنگی به نگاه ژرف مدیر و ارزیابی و تفسیر و درک تفاوتهای فرهنگی دلالت دارد .این عبارت به معنی درک تفاوتهای فرهنگ یا سنت قضاوت درباره خوب یا بد بودن آنها. به عبارت بهتر مدیرجهانی باید تفاوتها را درک کند و آمادگی پذیرش تفاوتها را داشته باشد . آمادگی پذیرش تفاوتهای فرهنگی را اصطلاحاً فرایند سازگاری فرهنگی میگویند.سازگاری فرهنگی فرایندی چند مرحله ای است . مرحله اوّل این فرایند مرحله شادی و خوشبینی است . مرحله دوم که بلافاصله بعد از مرحله اوّل صورت می­پذیرد، مرحله خشم، عصبانیت، ناامیدی و سردرگمی است و مرحله آخر مرحله سازگار شدن با محیط است.

در دومین مرحله فرایند سازگاری فرهنگی پدیده­ای به نام شوک فرهنگی روی می­دهد که ناشی از وجود تفاوتهای فیزیکی، فرهنگی … محیط جدید است.(مشبکی و راموز، 1385، توماس و اینکسن، 1387)