پرش به محتوای اصلی

۷. ارتقاء در زمینه

۳ دقیقه مطالعه

پیش از هر چیز باید توجّه داشت که «محتوا» همچون «فرایند» از مؤلّفه‌های اساسی نظام ویژه قلمداد می‌شود. در کوششهای آموزشی و پرورشی ویژه، وجود محتواها، مضامین و موادّ متمایز است که ماهیتاً نظام پرورش استعداد برتر را از نظام عادی متفاوت می‌کند. تفاوتها کمّی و کیفی است.

لذا مراد از «زمینه» به مفهوم وسیع، همهٔ محتواها، مضامین و موادّ متمایز است.

افزون بر آن، «پیشرفت‌آفرینی در زمینه» از ارکان این نظام به شمار می‌آید. به بیان دیگر، تلاشهای خاصّ و متمایز‌کننده باید به ارتقا و پیشرفت فرد دارای استعداد برتر بینجامد.

چنان که ذکر شد، «استقلالگرایی برای پیشرفت فردی و عمومی» از انتظارات محیطی دانش‌آموزان واجد استعداد برتر است.(مقدّم، 1389) استقلالجویی دانش‌آموز دارای استعداد برتر با انگیزهٔ کمالگرایی وی در فرایند پرورش استعدادش تحقّق می‌یابد.

به طور کلّی کمالجویی و برتری طلبی فرد دارای استعداد برتر 84% بیش از همسالان متوسّط است.(کاظمی، 1373) این دانش‌آموزان از برنامه‌های آموزشی و تحصیلی خاصی استقبال می‌کنند که کمالگرایی شخصی آنها را کم وبیش ارضا کند. (استورنلی و همکاران، 2009) ممکن است جهتگیری به کمالگرایی شخصی متأثر از خاستگاههای فرهنگی باشد.(ماکسیک و ایواساکی، 2009)

کمالگرایی و استقلال حتّی از دورهٔ خردسالی در میان افراد دارای استعداد برتر در دوران تحصیل دیده می‌شود که رضایت تحصیلی و بهداشت روانی آنها بستگی به بهره‌مندی آموزشی مستقلّ آنها در مدرسه و خانه دارد. (ریم، 1993؛ استریت، 2001؛ گرین و همکاران، 1988؛ ریم و لاو، 1988؛ چان، 2007)

بنابراین روشن است که کمالگرایی دانش آموزان دارای استعداد برتر، بر اساس یک انگیزهٔ درونی نیرومند، ماهیّتی فردی و شخصی دارد.

انگیزهٔ درونی نیرومند در ترکیب با استقلال و ناهمنوایی در دوران بزرگسالی، نقشی مهمّ در شکلگیری پیشرفت مردان تیزهوش دارد. این تیزهوشان به تلاشهای هوشمندانه‌ای برای کسب دانش عملی دست می‌زنند تا به آنها در نیل به اهداف شخصی‌شان یاری دهد.(هبرت و شرایبر، 2010) کمالگرایی در میان جوانان تیزهوش بستگی به رویکرد جامعه محورانه و خود محورانه دارد. در رویکرد جامعه محورانه، خودارجدهی به پیشرفت گره خورده است و یک هراس از عدم پذیرش از سوی دیگران وجود دارد. (اسپایرز نیومایستر، 2004) مقایسهٔ نوجوانان تیزهوش با غیرتیزهوش گویای آن است که کمالگرایی انطباقی در آنها بیشتراست؛ یعنی این طور نیست که سطوح بالاتر کمالگرایی در تیزهوشان لزوماً موجب بروز رفتارهای سازش نایافته در میان آنها شود. (لوسیسرو و اشبی، 2000) جهتگیریهای هدف اجتماعی و یادگیری به منزلهٔ پیش‌بینهایی برای کمالگرایی مثبت تیزهوشان قلمداد می‌شود. (چان، 2009) حتّی بررسیها گویای آن هستند که کمالگرایی دانش‌آموزان تیزهوش با بهداشت و سلامتی روانی آنها مرتبط است؛ ولی این امر بستگی به «خودکفایی» دارد. (چان، 2007) کمالگرایی سالم دارای ویژگیهایی است؛ نظیر بروز خودپذیری نسبت به اشتباهات و خطاها، لذّت از توقّعات بالای والدین، نمایاندن راههای مثبت رویارویی با گرایشهای کمالگرایانه، واجدبودن الگوهای نقشی که بر انجام بهینهٔ فردی تأکید ورزند و سرانجام دیدن تلاش شخصی به منزلهٔ بخشی مهمّ از کمالگرایی خود. جنبه‌های کژکنشانهٔ کمالگرایی معمولاً با حالات اضطرابی در بارهٔ خطا کردن، موازین بسیار شدید، تصوّر توقّعات غیر واقع بینانه و انتقادگرایی منفی، قضاوتهای شخصی که منجر از به بازخواست کردن می‌شود، فقدان راهبردهای مؤثّر رویارویی و بروز نیاز دایمی به مورد تأیید قرارگیری، همراه است. (شولر، 1999)

ارکان پنجگانهٔ نظام متمایز

بر این اساس «نظام ویژهٔ پرورش استعداد برتر» به معنای بهسازی فردیّت در پیوند با مرجعی متخصّص در فضای دانش‌آموزی با همگنی انعطافی است که از برنامه‌های محتوایی و ساختاری ویژه، بهره‌گیری اقتضایی شود تا به ارتقاء در زمینه‌ای خاصّ بینجامد.