دو مفهوم «بیمناکی» و «اضطراب» در نگاه نخست هممعنا به نظر میرسند؛ زیرا هر دو با نگرانی، ناآرامی و کاهش توان فرد در رویارویی با مسائل همراهاند. امّا این دو مفهوم در چارچوبهای نظری متفاوتی تعریف شدهاند و ابزارهای سنجش جداگانهای دارند. بیمناکی یکی از عناصر «مقیاس بیتابی» در «آزمون هیجان اندیشه» است و اضطراب یکی از عوامل مؤلّفهٔ «هیجانپذیری» در «آزمون شخصیّتی برژه» به شمار میرود. در روانشناسی سازمانی نیز با عنوان «اضطراب خصیصهای» بررسی شده است. در اینجا نخست هر یک از این دو مفهوم را تعریف میکنیم و سپس همانندیها و تفاوتهای آنها را بررسی میکنیم.
الف ـ بیمناکی در گسترهٔ هیجان اندیشه
بیمناکی یکی از عناصر چهارگانهٔ مقیاس بیتابی در آزمون هیجان اندیشه است و به سه خصیصه مربوط میشود:
1 ـ فراموشی و ضعف حافظه: نگرانی نسبت به حلّ مسائل خود، فراموشی و ضعف حافظهٔ کلافهکننده، افزایش ضربان و تپش قلب ناشی از جدّی بودن مسائل و سرانجام احساس تنهایی که از مسائل فکری شدید برمیآید؛
2 ـ تردید و سرگشتگی: گرفتاری، شکّ و تردید در حلّ مسائل و سرگشتگی آنچنانی که فرد احساس میکند یقینش را کاملاً از دست داده است؛
3 ـ احساس خستگی: احساس خستگی و ناتوانی مستمرّ، فرسودگی تدریجی و ناامیدی از خود وقتی مسأله حل نمیشود و فرد در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند.
بنابراین بیمناکی وضعیتی است که از شدّت اندیشهگردی، فعّالیّت و گفتوگوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری پدید میآید. فرد نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی میشود و فراموشی و ضعف حافظه کلافهاش میکند؛ بهویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حل نمیشود.
ب ـ اضطراب در گسترهٔ هیجانپذیری و محیط کار
آزمون شخصیّتی برژه (نسخهٔ نگارنده) دارای 81 سؤال است و 29 عامل را در 9 مؤلّفه میسنجد. مؤلّفهٔ نخست این آزمون، «هیجانپذیری» را با سه عامل اساسی میسنجد: «حالت پریشانی»، «احساس بدبختی» و «اضطراب».
«اضطراب» به معنای تند و گرم، با شتاب و با صدای بلند صحبتکردن است که از اضطراب در برابر وظیفهٔ تازه یا تغییر موقعیّت سرچشمه میگیرد. این اضطراب، تأثّر و ناراحتی در حدّی است که انجام کار مورد علاقه نیز غیرممکن به نظر میرسد. این خردهمؤلّفه در برابر ممکن به نظر رسیدن انجام کار مورد علاقه، روبهرویی آرام با موقعیّت جدید و متانت کلامی قرار میگیرد.
کسی که در این عامل نمرهٔ بالا (بالاتر از 17) به دست آورد، احتمالاً آدم خوشحال و آرامی نیست. معمولاً مسائل زندگی را سخت میگیرد و در حلّ مسائل و روبهرو شدن با شرایط جدید مقاومت نشان میدهد. زندگی او با افسردگی، اضطراب و خشم درونی آمیخته است و برای تغییر این وضعیت به مشاوره نیاز دارد.
در روانشناسی سازمانی، اضطراب به صورت «اضطراب خصیصهای» نیز مطرح است. برخی افراد به دلیل خصلتهای شخصیّتی خود در برابر شرایط اضطرابآور آسیبپذیرترند؛ گویا رگهها و خصیصههای اضطرابآور و مشوّش در شخصیّت آنها ریشه دوانیده است.
ج ـ همانندیها و پیوندها
با کنار هم گذاشتن تعاریف فوق، چند وجه مشترک میان بیمناکی و اضطراب آشکار میشود:
1 ـ هر دو در قلمرو ناآرامی هیجانی قرار دارند. بیمناکی جزئی از «بیتابی روانی» است و اضطراب جزئی از «هیجانپذیری». هر دو نیز در برابر قطب آرامش قرار میگیرند. اضطراب در برابر «روبهرویی آرام با موقعیّت جدید» است و بیمناکی در برابر یقین و آرامش ذهنی در حلّ مسائل.
2 ـ هر دو با رویارویی فرد با مسأله پیوند دارند. فرد بیمناک نسبت به حلّ مسائل خود نگران است و فرد مضطرب در حلّ مسائل و روبهرو شدن با شرایط جدید مقاومت نشان میدهد.
3 ـ هر دو به کاهش توان عمل میانجامند. بیمناکی با احساس خستگی، ناتوانی مستمرّ و ناامیدی از خود همراه است. اضطراب نیز تأثّر و ناراحتی را به حدّی میرساند که انجام کار مورد علاقه غیرممکن به نظر میرسد.
4 ـ هر دو جلوههای بیرونی دارند. بیمناکی با افزایش ضربان و تپش قلب همراه است و اضطراب در شیوهٔ سخنگفتن تند، گرم، شتابزده و با صدای بلند نمایان میشود.
د ـ تفاوتها
با وجود این همانندیها، این دو مفهوم از چند جهت با یکدیگر تفاوت دارند:
### نخست ـ خاستگاه
بیمناکی از درون فرایند اندیشیدن برمیآید؛ یعنی از شدّت اندیشهگردی و گفتوگوی ذهنی دربارهٔ مسائل فکری، بهویژه وقتی مسأله جدّی است و حل نمیشود. خاستگاه اضطراب بیشتر بیرونی و موقعیّتی است؛ یعنی رویارویی با وظیفهٔ تازه یا تغییر موقعیّت. در اضطراب خصیصهای نیز ریشهٔ این حالت در خصلتهای پایدار شخصیّت جای دارد.
### دوم ـ نشانهها
نشانههای بیمناکی بیشتر شناختیاند: فراموشی و ضعف حافظه، شکّ و تردید، سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین. فرسودگی تدریجی، تنهایی و ناامیدی از خود نیز به آن افزوده میشود. نشانههای اضطراب بیشتر رفتاری و کلامیاند: تند و گرم و با شتاب سخنگفتن، بلند کردن صدا و ناتوانی از انجام کار مورد علاقه در اثر تأثّر و ناراحتی.
### سوم ـ جایگاه در نظریه
بیمناکی در نظریهٔ هیجان اندیشه، یکی از چهار عنصر مقیاس بیتابی است. این مقیاس در برابر مقیاس پویایی قرار دارد و پیوند آن با خلّاقیّت سنجیده میشود. اضطراب در نظام سنجش شخصیّت، یکی از سه عامل مؤلّفهٔ هیجانپذیری است و در کنار «حالت پریشانی» و «احساس بدبختی» قرار میگیرد. در روانشناسی سازمانی نیز در پیوند با تنیدگی، سلامت روانی و عملکرد شغلی بررسی میشود.
### چهارم ـ پیامدها
پیامد بیمناکی بیش از هر چیز در گسترهٔ خلّاقیّت بررسی شده است. خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد به عدم بیمناکی (47/0) بستگی دارد. این رابطه در هر سه پایهٔ تحصیلی دیده شده است: پایهٔ اوّل (46/0)، پایهٔ دوّم (50/0) و پایهٔ سوّم (46/0). در مجموع نوجوانان تیزهوش، بیشترین ضریب همبستگی منفی خلّاقیّت با عناصر بیتابی به بیمناکی تعلّق دارد (34/0-). بنابراین عدم بیمناکی در کنار احساس نیرومندی شدید و تجربهگرایی، از ویژگیهای مشترک خلّاقیّت دختران تیزهوش در هر سه پایه است.
با این حال، در چشمانداز قلمرو تعاملی هیجان اندیشه، بیتابی روانی، از جمله بیمناکی، موجب کاهش خلّاقیّت دختران نوجوان نمیشود. ممکن است در موارد بسیار زیادی چنین وضعیت روانی حتّی به هموارسازی و تسهیل خلّاقیّت دختران نوجوان 15 تا 17 ساله بینجامد.
پیامدهای اضطراب بیشتر در گسترهٔ سلامت روانی و محیط کار بررسی شده است:
1 ـ اضطراب خصیصهای بهطور نیرومندی، پرسشهای مربوط به سلامت روانی را پیشبینی میکند و قطعنظر از سطح مقتضیّات شغلی، رابطهٔ استواری با آن نشان میدهد؛
2 ـ افراد دارای اضطراب خصیصهای از حمایت شغلی سود میبرند؛
3 ـ در مطالعهٔ چهل و هشت مشاور فروشندهٔ بیمه، افراد دارای اضطراب خصیصهای تلاش و کوشش بیشتری میکردند و مولّدتر بودند. امّا از حیث کارآیی با گروه اضطراب کم تفاوتی نداشتند و میان اضطراب خصیصهای و روابط بینفردی نیز رابطهای به دست نیامد؛
4 ـ در بررسی صد و پنجاه و سه حسابدار قراردادی، اضطراب و فشار در بدو ورود، روابط میان مدیریّت فردی، توانایی مقابله و اضطراب وظیفه را تعدیل میکرد؛
5 ـ افرادی که رگههای اضطراب در شخصیّتشان رسوخ دارد، در موقعیّتهای شغلی تشویشزا و پردغدغه، ناامنی بیشتری احساس میکنند و بیشتر دچار آثار ناگوار عدم امنیّت شغلی میشوند.
به همین دلیل بر هر مدیر یا مسئولی که به پذیرش منابع انسانی میپردازد، لازم است در ابتدای امر ویژگیهای شخصیّتی داوطلبان را، بهویژه از حیث رگههای افسردگی و اضطراب خصیصهای، شناسایی کند.
هـ ـ جمعبندی
روشن است که بیمناکی و اضطراب هر دو جلوههایی از ناآرامی روانی در رویارویی با مسألهاند و توان فرد را برای عمل کاهش میدهند. امّا بیمناکی از درون اندیشه و درگیری ذهنی با مسائل فکری برمیخیزد و با تردید، سرگشتگی، فراموشی و فرسودگی نمایان میشود. اضطراب از رویارویی با وظیفهٔ تازه و تغییر موقعیّت یا از خصیصههای پایدار شخصیّت سرچشمه میگیرد و در رفتار کلامی و ناتوانی از انجام کار مورد علاقه بروز میکند. جایگاه بیمناکی در نظریهٔ هیجان اندیشه و پیوند آن با خلّاقیّت است، حال آنکه اضطراب بیشتر در سنجش شخصیّت، سلامت روانی و عملکرد شغلی اهمیت مییابد. شناخت این تمایز به مشاور، معلّم و مدیر کمک میکند تا ناآرامیهای روانی فرد را دقیقتر تشخیص دهند و برای هر یک راهکار مناسبتری در نظر بگیرند.
منبع
هیجان اندیشه، «روش بررسی» — روش بررسی
خلّاقیّت، «بازتاب یک پژوهش در نظریّه» — بازتاب یک پژوهش در نظریه
هیجان اندیشه، «قلمرو تعاملی هیجان اندیشه» — قلمرو تعاملی هیجان اندیشه
روانشناسی سازمانی، «مدیریّت، سازمان و تعهّد» — مدیریت سازمان و تعهد
روانشناسی سازمانی، «2 حمایت و تشویق محیطی» — 2 حمایت و تشویق محیطی