پرش به محتوای اصلی

نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند

نوشته هیئت تحریریه ۸ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

توجّه پدران و مادران به وضعیّت حرفه و اشتغال فرزندان در آینده امری طبیعی است. یکی از مسائل این حوزه آن است که آیا موقعیّت شغلی فرزندان به هماهنگی جنسیّتی آن‌ها با والدین بستگی دارد؟ برخی از پژوهش‌های جدید در قلمرو روان‌شناسی خانواده به این موضوع پرداخته‌اند:

«در یک بررسی وسیع پیرامون چگونگی نقش تحصیلی و شغلی پدران و مادران در کسب مدارج تحصیلی و شغلی پسران و دختران یافت شد که جریان کسب مدرک مردان و زنان مشابهت دارد؛ با این استثنا که کسب مدارج تحصیلی مادران، در میان دختران بیش از پسران تأثیر می‌گذارد. بنابراین هیچ مدرکی از سنخیّت جنسیّتی به دست نیامد.»

بر اساس یافته‌های مطالعهٔ فوق، این‌طور نیست که کسب موقعیّت‌های شغلی برجستهٔ پسران در آینده به درجات شغلی پدرانشان بستگی داشته باشد و همین‌طور ضعف تحصیلی دختران به کم‌آموزی درسی مادران مرتبط باشد.

ممکن است یک دختر جوان به درجات تحصیلی ارزشمند و معتبری دست یابد؛ حال آن‌که مادرش به دلایل گوناگون موقعیّت تحصیلی ضعیفی داشته است، و یا پسر جوانی از موقعیّت شغلی ضعیفی رنج ببرد، در حالی که پدرش دارای اعتبار حرفه‌ای برجسته‌ای بوده است.

هویّت‌یابی شغلی و کسب موقعیّت‌های حرفه‌ای ممکن است تحت تأثیر تجانس جنسیّتی والدین و فرزند نباشد؛ امّا بی‌تردید اشتغال والدین بر رفتار فرزندان اثر می‌گذارد. این تأثیرگذاری را می‌توان در دو حوزه بررسی کرد:

الف ـ اثر اشتغال پدر

رفتار فرزندان می‌تواند متأثّر از تجارب شغلی پدران باشد؛ یعنی بازتاب تجربهٔ شغلی پدر بر نحوهٔ فرزندپروری او اثرگذار خواهد بود:

«تأثیر تجارب شغلی پدران (از حیث گسترهٔ تصمیم، اقتضاهای شغلی، عدم امنیّت شغلی و تعارض درون‌نقشی) بر روی رفتارهای فرزندان (ایفای نقش، کمرویی و کفایت تحصیلی) از طریق اثرات آن‌ها بر بازتاب شغلی (رضایت شغلی، حالات خلقی منفی مربوط به شغل و تنیدگی شغلی) و رفتارهای پرورشی فرزند (تنبیه، طرد و رفتارهای مستبدّانه) در میان یکصد و هشتاد و نه پدر (با میانگین سنّی 5/38) مطالعه شد. معلّمان نیز رفتارهای کودکان را درجه‌بندی کردند.

یافته‌ها نشان داد که تجارب شغلی پدران به‌طور تمایزیافته‌ای بر روی رفتارهای فرزندانشان از طریق نتایجش بر بازتاب شغلی و رفتارهای تربیتی تأثیر می‌گذارد.

نتایج این پژوهش تأیید کرد که تجربهٔ شغلی یک متغیّر خطیر در فهم پیوند میان شغل و خانواده است.»

بر این اساس، وجود برخی شرایط و تجارب منفی در اشتغال پدر به نارضایتی شغلی، تنیدگی و بروز حالات خلقی منفی نسبت به کار می‌انجامد و این اوضاع، روش‌های تنبیهی و مجازاتی نامطلوبی از قبیل طرد و استبداد را در ارتباط با فرزندان ثمر می‌دهد. در چنین شرایطی ضعف تحصیلی در مدرسه، کمرویی در روابط اجتماعی و عدم رعایت نقش خانوادگی مناسب حاصل خواهد شد.

موقعیّت‌های شغلی خاصّی که مثلاً مستلزم عدم هماهنگی میان گسترهٔ تصمیم‌گیری (اختیارات) و توانایی فرد است، تشویش شغلی و نارضایتی حرفه‌ای را دامن می‌زند و چنین حالاتی تبعات منفی در زندگی خانوادگی خواهند داشت. نتیجه آن خواهد شد که خودباوری اجتماعی و خودپایایی فرزند در محیط زندگی کاهش می‌یابد و توانایی مسئولیّت‌پذیری و هویّت‌یابی او کم می‌شود؛ لذا بازدهی تحصیلی‌اش نیز پایین می‌آید.

نظیر همین وضعیّت می‌تواند از عدم آرامش روانی پدران در زندگی شغلی، سختی‌های ناشی از ذات یک شغل ویژه و احساس تعارض و دوگانگی میان نقش‌های مختلف حرفه‌ای در محلّ کار ناشی شود و موجب بروز ضعف‌هایی در کفایت تحصیلی و هویّت محیطی فرزندان گردد.

از طرف دیگر، وجود تجارب مثبت در شغل پدر پیامدهای خوشایندی در زندگی خانوادگی خواهد داشت. یک تجربهٔ شغلی مثبت این ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد:

1 ـ حیطهٔ تصمیم‌گیری و اختیارات فرد با توانایی و قدرت وی سازگار است؛

2 ـ فعّالیّت‌های شغلی در حدّ توانایی وی است و دشواری ندارد؛

3 ـ فرد از حیث مقتضیّات شغلی و آیندهٔ حرفه‌ای خود احساس امنیّت می‌کند؛

4 ـ وظایف و مسئولیّت‌های شغلی فرد با یکدیگر هماهنگ‌اند.

چنین تجربه‌ای موجب آرامش روانی در کار، رضایت شغلی و سازگاری حرفه‌ای می‌شود و به‌طور کلّی وضعیّتی فراهم می‌آید که به آن «سازش‌یافتگی شغلی» اطلاق می‌کنیم. سازش‌یافتگی شغلی نیز به نوبهٔ خود اتّخاذ شیوه‌های مناسب فرزندپروری را در پی دارد:

1 ـ فرزندان بیش از تنبیه و مجازات، مورد تشویق و پاداش قرار می‌گیرند؛

2 ـ رفتار پدر با فرزند گرم و پذیرا است، نه سرد و طردکننده؛

3 ـ مشاوره و همکاری میان پدر و فرزند جایگزین استبداد و تحکّم می‌شود.

به‌طور طبیعی شیوه‌های یادشده چنین پیامدهایی خواهد داشت:

1 ـ افزایش مسئولیّت‌پذیری فرزندان در محیط (از جمله خانواده، مدرسه و جامعه)؛

2 ـ بهبود خودباوری و خودپایایی (اعتماد به نفس) در روابط اجتماعی؛

3 ـ پیشرفت تحصیلی و درسی در سطوح گوناگون.

با این توضیح، اشتغال پدر نقش به‌سزایی در روش فرزندپروری وی دارد و هرگونه شرایطی که به بهسازی خشنودی و سازش‌یافتگی شغلی پدران یاری دهد، به افزایش هویّت‌یابی و مسئولیّت‌پذیری محیطی فرزندان کمک می‌کند.

ب ـ نقش اشتغال مادر

اشتغال مادر نیز می‌تواند بر روابط وی با فرزندش اثر بگذارد. اگر شرایط مادّی و اقتصادی فراهم باشد، خشنودی مادران در فعّالیّت‌های خانگی و مراقبت از فرزند است؛ چنان‌که برخی از مطالعات نشان داده‌اند:

«وضعیّت گروهی از خانواده‌های هندی که زنان شاغل و کودکان خردسال دارند، بررسی شد. تأثیر مادران شاغل در روابط زناشویی، مراقبت از فرزند و سلامتی خودشان مطالعه گردید. یافته‌ها نشان داد که مسئلهٔ اساسی مادران شاغل در خارج از خانه، نیاز اقتصادی است؛ گرچه پنجاه درصد مادران بدون نیاز اقتصادی و مالی در خارج از خانه اشتغال داشتند.

بر اساس اعتقاد شوهران نسبت به اشتغال همسرانشان آشکار شد که پنجاه و پنج درصد این شوهران، کار کردن همسران خود را به عنوان یک شاغل تمام‌وقت می‌پذیرفتند و تأیید می‌کردند. با این حال سی و هشت درصد مادران شاغل اظهار داشتند که از اشتغال خارج از خانه خشنود و شاد نیستند. هفتاد و چهار درصد مادران بیان کردند که نارضایتی آن‌ها از اشتغال، محرومیّت از امتیاز مراقبت فرزند است.

استنباط می‌شود که ضروری است تا ایفای نقش پدران در داخل خانه به منظور پر کردن خلأ ناشی از اشتغال مادران، مجدّداً بررسی شود.»

برعهده گرفتن مسئولیّت‌های شغلی و حرفه‌ای برای زنان، گرچه تلاشی در جهت هویّت‌یابی محیطی است، امّا این تلاش پس از ازدواج و کسب نقش مادرانه، دستخوش دگرگونی و تغییر علاقه می‌شود و شرایط اقتصادی اهمیّت اساسی می‌یابد. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد که کسب نقش مادرانه، بخش قابل ملاحظه‌ای از نیاز به هویّت‌یابی محیطی زنان را ارضا می‌کند که اگر در این نقش کامیاب شوند، معمولاً تمایلی به انجام فعّالیّت‌های شغلی ندارند؛ مگر آن‌که شرایطی مانند ملاحظات اقتصادی آن‌ها را به کار کردن در بیرون از خانه مجبور کند.

مراقبت از فرزند، به خودی خود برای مادران یک امتیاز به شمار می‌آید و رضایت و خشنودی آن‌ها به میزان رسیدگی به امور فرزندان بستگی دارد. چنین مادرانی در مقایسه با مادران شاغل، آمادگی بیشتری دارند تا با رضایت خاطر و خشنودی درونی به بروز و ظهور هویّت مادرانهٔ خود بپردازند؛ در نتیجه، واکنش‌های مثبتی از سوی فرزندان دریافت می‌کنند. پس روابط متقابل با رضایت طرفین همراه خواهد بود.

با این توضیح به نظر می‌آید که کار کردن مادران در بیرون از خانه، عاملی در بروز نارضایتی‌های خانوادگی فرزندان باشد و به برخی رفتارهای منفی و ناسازگارانه در کودکان و نوجوانان بینجامد.

گذشته از آن، آسیب‌پذیری فراوان زن در برابر مقتضیّات شغلی و بحران‌ها و سختی‌های مرتبط با آن، شرایطی را فراهم می‌کند که «اشتغال» سهم پیش‌بینی‌کننده‌ای در بهداشت کلّی و رضایت از زندگی زنان نداشته باشد. به عنوان مثال افسردگی، به منزلهٔ یکی از رایج‌ترین بحران‌های روانی، سهم برتر را در جنس مؤنّث نشان می‌دهد و زندگی و محیط شغلی نیز مستقل از این قاعدهٔ کلّی نیست.

حسّاسیّت بیشتر زن نسبت به مسائل شخصیّت‌گرایانه (در مقابل شیءگرایی) و ترجیح ارزش‌های اجتماعی، روابط کلامی و اجتماعی را نیز حسّاسیّت‌برانگیز می‌کند. از این رو، نیاز زن به حمایت اجتماعی در زندگی شغلی بیش از مرد است و در شرایطی که در کوران فعّالیّت‌های رقابت‌آمیز شغلی به سر می‌برد، با بحران‌ها، تنگناها و سختی‌های کاری بیشتری دست به گریبان است؛ پس نیاز مضاعفی به حمایت اجتماعی خواهد داشت.

ج ـ استنتاج

روشن است که اشتغال والدین، هرچند تحت تأثیر تجانس جنسیّتی با فرزند نیست، از راه‌های گوناگون بر بهداشت روانی و رفتار فرزند اثر می‌گذارد. در مورد پدر، این اثر از طریق بازتاب شغلی و شیوه‌های فرزندپروری انجام می‌گیرد؛ تجارب شغلی منفی به تنبیه، طرد و استبداد می‌انجامد و تجارب مثبت، با فراهم آوردن سازش‌یافتگی شغلی، تشویق، پذیرش و مشاوره را جایگزین آن می‌سازد.

در مورد مادر، بخش قابل ملاحظه‌ای از عوامل مؤثّر در رضایت او از زندگی به منابع غیرشغلی وی بستگی دارد و نقش‌ها و هویّت‌های غیرشغلی، به‌ویژه هویّت مادرانه، بهتر می‌توانند وضعیّت بهداشتی و زندگی رضایت‌بخش او را پیش‌بینی کنند. با این حال، فعّالیّت‌های پویای شغلی زنان نخبه و هوشمند که تحت حمایت شبکه‌های اجتماعی انجام می‌گیرد، از جمله موارد اندکی به شمار می‌آید که اشتغال در آن، نقش سودمندی در بهداشت روانی و رضایت زنان دارد؛ زیرا حمایت اجتماعی از اشتغال علاوه بر عامل جنسیّت، تحت تأثیر نوع فعّالیّت‌های شغلی و سطح هوش فرد نیز واقع می‌شود.

بدین ترتیب، هرگونه تدبیری که به خشنودی شغلی پدران، حمایت اجتماعی از مادران شاغل و بازنگری در ایفای نقش پدران در داخل خانه یاری رساند، زمینهٔ افزایش مسئولیّت‌پذیری، خودباوری و پیشرفت تحصیلی فرزندان را فراهم خواهد ساخت.

منبع

روان‌شناسی سازمانی، «نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند» — نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند

روان‌شناسی سازمانی، «تبیین» — تبیین