بروز خلّاقیّت در نوجوانان تیزهوش و مستعدّ به عوامل گوناگون شناختی، هیجانی و شخصیّتی بستگی دارد. یکی از این عوامل، ناآرامیهای هیجانی است که در دو ابزار سنجش نگارنده با دو عنوان جداگانه مطرح شده است: «گرفتاری درونی» در مقیاس بیتابی «آزمون هیجان اندیشه» و «حالت پریشانی» در مؤلّفهٔ هیجانپذیری «آزمون شخصیّتی برژه». این دو مفهوم در نگاه نخست به یکدیگر نزدیک به نظر میرسند؛ امّا در خاستگاه، نشانهها و پیامدها تفاوتهایی دارند. در اینجا نخست هر یک از این دو مفهوم را تعریف میکنیم، سپس همانندیها و پیوندهای آنها را بیان میکنیم و آنگاه تفاوتهایشان را بررسی میکنیم:
الف ـ گرفتاری درونی در گسترهٔ بیتابی
آزمون دوازده عاملی «پویایی ـ بیتابی» از پنجاه و دو پرسش و دو مقیاس «پویایی» و «بیتابی» تشکیل شده است. مقیاس «بیتابی» شامل بیست و پنج سؤال است و شش عامل را میسنجد: بیقراری، گرفتاری درونی، تظاهرهای اندیشه، بیمناکی، گردش اندیشه و احساس تحت فشاری. ضریب اعتبار (آلفای کرونباخ) این مقیاس 92/0 است و مقیاس «بیتابی» بهتنهایی 32 درصد آزمون را تبیین میکند.
«گرفتاری درونی» یکی از عناصر همین مقیاس است و معنای آن در چارچوب تعریف بیتابی روشن میشود: «بیتابی» اشاره به بیمناکی، گرفتاری درونی و بیقراری ناشی از گردش اندیشه دارد که همراه با تظاهرهای بدنی است و فرد احساس میکند برای فعّالیّت، تحت فشار قرار دارد. بنابراین گرفتاری درونی در کنار بیمناکی و بیقراری، هستهٔ درونی بیتابی را میسازد و در برابر مقیاس «پویایی» قرار میگیرد؛ یعنی در برابر احساس نیرومندی شدید همراه با شیفتگی در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک کشف بزرگ هیجانانگیز.
ب ـ حالت پریشانی در گسترهٔ هیجانپذیری
آزمون شخصیّتی برژه پس از بازنگری فنّی و مطالعات روانسنجی نگارنده، از نسخهٔ 90 سؤالی به 81 سؤال رسید و در مجموع 29 عامل را در 9 مؤلّفه میسنجد. مؤلّفهٔ نخست این آزمون «هیجانپذیری» است که سه عامل اساسی را دربر میگیرد: «حالت پریشانی»، «احساس بدبختی» و «اضطراب».
«حالت پریشانی» به معنای «اهمیّتدهی به چیزهای کوچک و پریشانی و ناراحتی از امور بیاهمیّت و حوادث غیرمنتظره (مانند از جا پریدن، دستپاچگی، رنگپریدگی و یا سرخ شدن)، آسان بروز کردن هیجان و عدم پذیرش وقایع به سادگی» است. این خردهمؤلّفه در برابر استواری حالات هیجانی و واقعیّتپذیری قرار میگیرد.
حالت پریشانی با سه پرسش سنجیده میشود. نمرهٔ بالاتر از 18 نشان میدهد که فرد به جزئیات خیلی اهمیّت میدهد، برانگیختگی هیجانی بالایی دارد، احساسات و عواطف را آسان بروز میدهد و واقعیّتپذیری پایینی دارد؛ چنین فردی در زمینهٔ کنترل هیجانی و پذیرش واقعیّت نیاز به مشاوره دارد. در مقابل، نمرهٔ کمتر از 18 گویای هیجانات پایدار و واقعیّتپذیری بیشتر است.
ج ـ همانندیها و پیوندها
کنار هم نهادن این دو مفهوم، چند وجه اشتراک را آشکار میسازد:
1 ـ هر دو مفهوم به قطب ناآرام و برهمزنندهٔ زندگی هیجانی تعلّق دارند. گرفتاری درونی جزئی از «بیتابی» است که در برابر «پویایی» قرار میگیرد و حالت پریشانی جزئی از «هیجانپذیری» است که در برابر استواری حالات هیجانی و واقعیّتپذیری قرار دارد.
2 ـ هیچیک از این دو مفهوم بهتنهایی ظاهر نمیشود، بلکه هر یک در یک خوشهٔ هیجانی جای دارد. گرفتاری درونی در کنار بیمناکی، بیقراری و گردش اندیشه میآید و حالت پریشانی در کنار احساس بدبختی و اضطراب و انتقادناپذیری.
3 ـ هر دو مفهوم، کموبیش با خلّاقیّت رابطهٔ معکوس دارند. خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ به «عدم گرفتاری درونی» (35/0) بستگی دارد. در مجموع نوجوانان تیزهوش (اعم از دختر و پسر) نیز ضریب همبستگی خلّاقیّت با گرفتاری درونی منفی است و در سطح 05/0 معناداری نشان میدهد. به همین ترتیب، در سطوح تیزهوشی خفیف (بهرهٔ هوشی 115 تا 129)، نیمهشدید (130 تا 144) و شدید (145 تا 159)، «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» کموبیش مانع خلّاقیّت نوجوانان میشود.
4 ـ نقش بازدارندهٔ هیچیک از این دو مفهوم همگانی نیست و در شرایطی خاص از میان میرود. خلّاقیّت دختران تیزهوش پایههای اوّل و دوّم تحصیلی مستقلّ از گرفتاری درونی است. خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش یازدهساله نیز فرآیندی مستقلّ از «احساس بدبختی، حالت پریشانی و اضطراب» است و در سطح تیزهوشی استثنایی، این عوامل ممکن است از بروز خلّاقیّت بازداری نکنند.
د ـ تفاوتها
با وجود این همانندیها، دو مفهوم از چند جهت از یکدیگر متمایز میشوند:
1 ـ خاستگاه و جایگاه در نظریّه: گرفتاری درونی در چارچوب «هیجان اندیشه» و مقیاس «پویایی ـ بیتابی» تعریف شده است و ناآرامی را به اندیشه و گردش آن پیوند میدهد. در مقابل، حالت پریشانی در چارچوب یک آزمون شخصیّتی و مؤلّفهٔ «هیجانپذیری» قرار دارد و بیشتر به برانگیختگی هیجانی و واقعیّتپذیری مربوط میشود.
2 ـ نشانهها: حالت پریشانی با نشانههای آشکار و بیرونی تعریف میشود؛ مانند از جا پریدن، دستپاچگی، رنگپریدگی یا سرخ شدن در برابر حوادث غیرمنتظره و اهمیّت دادن به چیزهای کوچک. امّا گرفتاری درونی، چنانکه از نامش پیداست، جنبهای درونی دارد و در کنار بیقراری ناشی از گردش اندیشه و احساس تحت فشار بودن برای فعّالیّت معنا مییابد. در مقیاس بیتابی، تظاهرهای بدنی عاملی جداگانه به شمار میرود و خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش از آن مستقلّ است.
3 ـ پیامدها و شرایط اثرگذاری: اثر گرفتاری درونی بر خلّاقیّت در پایههای تحصیلی دختران بررسی شده است. خلّاقیّت در پایهٔ سوّم بهطور خاص با «عدم گرفتاری درونی» (43/0) پیوند دارد، حال آنکه خلّاقیّت دانشآموزان پایهٔ دوّم میتواند همراه با گرفتاری درونی باشد و در پایهٔ اوّل نیز گرفتاری درونی قادر نیست مانع خلّاقیّت شود. اثر حالت پریشانی امّا در گسترهٔ سنّ، بهرهٔ هوشی و جنسیّت بررسی شده است. در یازدهسالگی این عامل پیشبینیکنندهٔ خلّاقیّت نیست، ولی در دوازده تا پانزدهسالگی خلّاقیّت در بستر وضعیت مقابل آن، یعنی «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش»، رخ میدهد. این وابستگی در پسران تیزهوش در دوازده و سیزدهسالگی، و در دختران در چهارده و پانزدهسالگی و نیز در دامنههای بهرهٔ هوشی 131 تا 133 و 143 تا 144 آشکار میشود.
4 ـ دلالت کاربردی: حالت پریشانی با نقطهٔ برش مشخصی (نمرهٔ 18) سنجیده میشود و نمرهٔ بالای آن مستقیماً به نیاز مشاوره در کنترل هیجانی و پذیرش واقعیّت تفسیر میگردد. گرفتاری درونی امّا بیشتر در نسبت با مقیاس «پویایی» و همبستگی منفی با خلّاقیّت معنا پیدا میکند.
بهطور کلّی، گرفتاری درونی و حالت پریشانی دو چهرهٔ ناآرامی هیجانیاند که هر دو کموبیش از خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش میکاهند. با این حال، گرفتاری درونی ناآرامیای دروناندیشانه و پیوسته با گردش اندیشه است، حال آنکه حالت پریشانی برانگیختگی آشکار و ناپایداری در پذیرش واقعیّت را نشان میدهد. روشن است که شناخت این تمایز، شرایط مناسبتری برای تشخیص دقیق و پرورش خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعدّ فراهم میسازد.
منبع
هیجان اندیشه، «روش بررسی» — روش بررسی
خلّاقیّت، «خلّاقیّت و واکنشهای هیجانی» — خلاقیت و واکنشهای هیجانی
خلّاقیّت، «بازتاب یک پژوهش در نظریّه» — بازتاب یک پژوهش در نظریه
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «فهرستهای هیجان اندیشه» — فهرستهای هیجان اندیشه
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «آزمونهای شخصیّت» — آزمونهای شخصیت