شاید برای شما هم پیش آمده باشد که چند کار را با شوق آغاز کنید و پیش از آنکه هیچیک به سرانجام برسد، به سراغ کار تازهای بروید. در روانشناسی برای این حالت نام ویژهای وجود دارد: «پراکندهکاری». در اینجا نخست معنای این اصطلاح را روشن میکنیم. سپس جایگاه آن را در یکی از ابزارهای سنجش شخصیّت نشان میدهیم. آنگاه آن را در برابر ویژگیای میگذاریم که «پایداری در امور» نام دارد و در پایان به اصلی میپردازیم که در حوزهٔ یادگیری راه پرهیز از پراکندهکاری است:
الف ـ پراکندهکاری چیست؟
پراکندهکاری در فعّالیّتها یعنی آنکه فرد در کارهایش به اصطلاح «از این شاخه به آن شاخه میپرد». او کاری را آغاز میکند و پیش از آنکه آن را پیش ببرد، به کار دیگری روی میآورد.
پیامد اساسی این حالت، «صرف بیهودهٔ نیروها» است. یعنی وقت و توانی که شما در اختیار دارید، به جای آنکه بر یک محور خاص گرد آید، در میان کارهای گوناگون پخش میشود و هدر میرود.
ب ـ «پراکنش» در فهرست شخصیّتی ده عاملی
«فهرست شخصیّتی ده عاملی» ابزاری است که با کوشش ششسالهٔ نگارنده در گروههای سنی گوناگون پیریزی شد و سپس در دورهٔ بزرگسالی قوام یافت. نسخهٔ خردسالی آن، برای سنین ۳ تا ۱۱ سالگی، بهوسیلهٔ پدر و مادر تکمیل میشود.
این فهرست ۳۲ گویه دارد. «گویه» یعنی هر یک از جملههایی که پاسخدهنده دربارهٔ خود به آن پاسخ میدهد. پاسخها در «مقیاس لیکرت» داده میشوند؛ یعنی فرد میزان موافقت خود را با هر جمله درجهبندی میکند. این ابزار رویهم ده عامل شخصیّتی را میسنجد و این ده عامل ۷۳ درصد از تفاوتهای پاسخها را تبیین میکنند. ضریب آلفای کرونباخ آن برابر با ۰٫۸۵۵ است و نشان میدهد که گویههای هر عامل با یکدیگر همسانی درونی قابل قبولی دارند.
یکی از این ده عامل «پراکنش» نام دارد. فردی که در این عامل نمرهٔ بالایی میگیرد، در فعّالیّتهایش پراکندهکاری میکند و در کارهایش از این شاخه به آن شاخه میپرد.
در همین فهرست، عاملهای دیگری نیز سنجیده میشوند؛ از جمله:
۱ ـ «نوگرایی»: فرد دوست دارد کار تازهای انجام دهد و از کشف یک چیز تازه لذّت میبرد. یادگیری او برای کشف چیزی نو و برای نوآوری است.
۲ ـ «کنجکاوی»: با آنکه کنجکاویهایش برای او دردسر میسازد و حتّی خطرناک میشود، دستبردار نیست.
این عاملها هر یک جداگانه سنجیده میشوند. بنابراین دوست داشتن چیزهای تازه، بهخودیخود همان پراکندهکاری نیست. پراکنش به شیوهٔ انجام دادن کارها برمیگردد؛ یعنی پریدن از کاری به کار دیگر.
ج ـ پراکندهکاری در برابر پایداری در امور
نقطهٔ مقابل پراکندهکاری را میتوان در ویژگیای یافت که نگارنده آن را «پایداری در امور» مینامد. پایداری در امور سه عامل دارد: «نظم»، «اعتقاد» و «پایبندی».
این ویژگی خصایصی از این دست را در بر میگیرد:
۱ ـ ثبات قدم در هدفمندی؛ یعنی استوار ماندن بر هدفی که برگزیدهاید؛
۲ ـ پایبندی به اصول، عقاید و علایق؛
۳ ـ آیندهنگری؛
۴ ـ کسب آمادگی دقیق بر پایهٔ همهجانبهنگری؛ یعنی دیدن همهٔ جنبههای یک کار پیش از آغاز آن؛
۵ ـ نظم و برنامهریزی.
در برابر این خصایص، ویژگیهایی قرار میگیرند که با پراکندهکاری همسو هستند: کوتههمّتی، تنوّعگرایی در امور و افکار، سازش با موقعیّت، ناپایداری در امور، ترجیح کارهای غیرمترقّبه (یعنی کارهای پیشبینینشده) و گرایش به بینظمی.
د ـ نظم: نخستین عامل پایداری
نظم شامل مرتّب بودن، مهیا بودن برای پیشامدها و پایداری علایق است. نگارنده برای سنجش این عامل پرسشهایی طرح کرده است. هر پرسش دو سو دارد: یک سو نظم و سوی دیگر تنوّع و بیبرنامگی. شما میتوانید این پرسشها را از خودتان بپرسید:
۱ ـ آیا مرتّب بودن، قرینهسازی و منظّم بودن را دوست دارید؟ یا نظم و ترتیب به نظرتان کسلکننده میرسد و نیاز دارید در همهجا و همه کار تنوّع به خرج دهید؟
۲ ـ آیا صرف وقت و انرژی خود را برای کاری از پیش تعیین میکنید، طرح و نقشه میکشید و ساعت کار و برنامه برای خود تنظیم میکنید؟ یا کاری را میپذیرید و آغاز میکنید بیآنکه قاعده و نظمی از پیش برای آن فراهم کرده باشید؟
۳ ـ آیا همهٔ اموری را که ممکن است پیش بیاید در نظر میگیرید و خود را دقیقاً برای رویارویی با آنها آماده میکنید؟ یا مسئله را به درک و الهام همان لحظه وامیگذارید؟
۴ ـ آیا در همدلی و علاقه به دیگران پایدار هستید و دوستیهای دوران کودکی خود را ادامه میدهید؟ یا غالباً دوستان خود را عوض میکنید و بیعلّت مهمی با کسانی که با آنها معاشرت داشتهاید قطع رابطه میکنید؟
پرسش آخر نشان میدهد که پایداری فقط به درس و کار محدود نیست. در دوستیهای شما نیز همین دو سو دیده میشود: ماندگاری در پیوند با دوستان یا دگرگون کردن پیاپی آنها.
هـ ـ اصل تمرکز و تجمع در یادگیری
در حوزهٔ یادگیری، راه پرهیز از پراکندهکاری رعایت «اصل تمرکز و تجمع» است. «تمرکز» یعنی گرد آوردن توجّه بر یک کار و «تجمع» یعنی گرد آوردن نیروها بر همان کار.
نگارنده این مهارت را «فراغتخاطر و تمرکز در کار» مینامد و آن را در کنار ویژگیهایی مانند برجستگی در تکلّم و خودباوری کلامی، یکی از مهارتهای روشی در فعّالیّت عملی میشمارد. معنای آن رعایت انگیزشی و عملی اصل تمرکز و تجمع در کوششهای مربوط به یادگیری است. «انگیزشی» یعنی در خواستن و «عملی» یعنی در انجام دادن. در چنین حالتی، کوششهای یادگیری بر حول محور خاصّی میگردد و از هر گونه پراکندهکاری و صرف بیهودهٔ نیروها پرهیز میشود.
بدیهی است که هرچه کوششهای شما در درس و یادگیری بر محور مشخصتری گرد آید، نیروی کمتری هدر میرود. از سوی دیگر، هرچه از این شاخه به آن شاخه پریدن بیشتر شود، نیروهای شما بیشتر پراکنده خواهد شد.
روشن است که شناختن جای خود در میان این دو سو، یعنی پراکنش از یکسو و پایداری در امور از سوی دیگر، گامی در جهت خودشناسی است. نظم در وقت و برنامه، آمادگی برای پیشامدها، پایداری در علایق و دوستیها و رعایت اصل تمرکز و تجمع در یادگیری، در برابر پراکندهکاری قرار میگیرند و از صرف بیهودهٔ نیروهای شما جلوگیری میکنند.
منبع
فرهنگنامه، «پراکنده کاری» — پراکنده کاری
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «رفاه اقتصادی و توسعه خلّاقیت» — رفاه اقتصادی و توسعه خلاقیت
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «آزمونهای شخصیّت» — آزمونهای شخصیت
فرهنگنامه، «تنوّعگرایی» — تنوع گرایی
خودشناسی، «پایداری در امور» — پایداری در امور
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: خلاقیت
مقالههای همموضوع: پایداری در امور در خانه: نظم، اعتقاد و پایبندی در پرورش پشتکار فرزند