۴. نظامیافتگی تیزهوشی ریاضی
خصایص و توانمندیهای برجستهی ذهنی مشتمل بر ادراک تجسمی، استدلال، حل مسأله، تفکر خلاق و پیشبینی، ریشه در انگیزه و گرایش عمیق درونی نسبت به حوزهی ریاضی دارد و وجود چنین توانمندیهای برجستهای خود مشمول ادراک تجسمی واقعبینانهای قرار میگیرد که به آن «خودآگاهی شناختی در ریاضی» نام میدهیم. نوجوانان تیزهوش به برجستگیهای ذهنی خاص خود، آگاهی و وقوف دارند و آنها را میشناسند. تا جایی که توانستهاند به درجهبندی گرایش و توانایی خود در ریاضی، همسان با خلاقیت فردی بپردازند. تاکنون ”برآوردهای دانشآموزان تیزهوش از قابلیت فردی در ریاضیات و علوم، تفاوت جنسی نشان نداده است“(هورویتز و اوبراین، 1985). خودآگاهی ریاضی رفته رفته تبدیل به یک اعتقاد و نگرش میگردد و خودباوری ریاضی را ثمر میدهد. نتایج بررسیها حاکی از آن است که حداقل در پایههای هفتم و هشتم تحصیلی، خودباوری ریاضی با توانایی ریاضی همبستگی دارد.
خودباوری ریاضی از سوی دیگر ملازم با اعتماد به نفس است که یک ویژگی شخصیتی برای تیزهوش ریاضی محسوب میشود و اعتماد به نفس و استقلالجویی، ریشههای شخصیتی کوششها و فعالیتهای انفرادی را در عرصهی رفتار و عمل، مهیّا میسازد. لذا تیزهوشان ریاضی به مهارتهای انفرادی در امر یادگیری مبادرت میورزند؛ زیرا به شدت از یک زمینهٔ گرایشی و انگیزشی تأثیر میپذیرد. ویژگیهای گرایشی مزبور پابهپای توانمندیها و نگرشهای خاص، ساختاری را پدید میآورد که به آن «انتظار برای اثردهی در ریاضیات» میگوییم: اینکه یک دانشآموز نخبه در حوزهٔ ریاضی تا چه اندازهای برای خود، موفقیت و اثربخشی را انتظار دارد. یافتههای پژوهشی تا کنون «هیچگونه تفاوت جنسیتی را در امر انتظار برای اثردهی در تکالیف ریاضیات آزمایشگاهی به دست نداده است»(هورویتز و اوبراین، 1985). از این رو استنباط میشود که «انتظار برای اثردهی در حوزهٔ ریاضی» مفهوم شایستهای در تبیین نظامیافتگی روانی تیزهوشی ریاضی است.
آسیبپذیریهای ویژه
یکی از قلمروهای شایستهی مطالعه برای پژوهشگران در حوزهٔ تیزهوشی ریاضی، مشکلات و آسیبهای روانی این گروه از نخبگان بوده است. آیا یک فرد برجسته در ریاضیات دچار مسائل و آزردگیهای خاصی میشود؟
روانیآزردگیهای خاص نخبگان ریاضی، کم و بیش یک نمود تحصیلی و یادگیری دارد. مواردی مشاهد شده است که ”نخبگان ریاضی و فنی حتی در مقطع دانشگاهی نیز دچار توانمندی بسیار پائینی از نظر زبان بودهاند و از این حیث دچار رنج تحصیلی میشوند. این نخبگان در سالهای دبیرستان نیز در وضعیت دشواری قرار داشتهاند که علیرغم دارا بودن استعداد بالایی در ریاضیات، به علت تأکید بیش از حد بر توانمندیهای زبانی، به عنوان دانشآموزان کمآموز محسوب میشوند“(میلر، 1990).
حوزهٔ مشکلزای دیگری که کم و بیش در میان نخبگان ریاضی یافت میگردد، نارسایی در امر نوشتن“ است که از منابع انگیزشی و توانمندی ذهنی نشأت میگیرد. ممکن است فقدان رغبت، منجر به نارسانویسی و بیزاری از نوشتن تکلیف مربوط به آن گردد و یا آنکه نوعی نقیصه و ناتوانی ذهنی، عامل آن باشد. در هر حال به نظر میآید که تفکر سریع و بیوقفهٔ ریاضی، مانع از همراهی مناسب دست با اندیشه است و نوشتن و سیر در کلمه و لفظ به جای معنی، امری نامطلوب و رنجآور قلمداد میگردد.
آسیب سوم در موارد نادری دیده شده است که از یک پایهٔ عضویجسمی نشأت مییابد. ”برخی از زبردستان در امر محاسبهٔ ریاضی از مشکلات صرع رنج میبرند. در یک مورد، وجود گسترش آشکار سلولهای یک غدّهٔ مغزی در لایههای قشر مخ محرز شده است“(میلر، 1990).
آسیبهای مذکور و سایر مسائل ویژه، ضرورت گسترش خدمات و اقدامات راهنمایی و مشاورهٔ خاص را برای نخبگان ریاضی هرچه بیشتر ملموس میسازد.
اینطور نیست که هر دانشآموز موفق در آزمونهای ریاضی یا فردی که به درجات عالی در کلاس ریاضی نایل شود، لزوماً نخبهٔ ریاضی است. برخی از برنامههای ریاضیات در مدارس، تأکید سنگینی بر رشد مهارتهای محاسباتی میورزند و موقعیت کمی برای دانشآموزان فراهم میآورند تا آنها انواع پیچیدهٔ مهارتهای استدلال را به نمایش بگذارند. بنابراین آزمونهای برگزار شده در این شرایط معمولاً بازتاب ساختار آموزش است. در چنین شرایطی دانشآموزان با توانمندی کم در ریاضیات ممکن است نمرات درخشانی در محاسبات اخذ کنند، به خوبی وظایف کلاس و درس را انجام دهند، به دیگر دانشآموزان کمک کنند و به طور کلی حائز آداب کلاسی باشند، امّا از نبوغ ریاضی بهرهای ندارند.
حال آنکه پیشرفت بالا در برخی از مدارس میتواند نشانهای از توانایی عالی در ریاضیات باشد؛ امّا کافی نیست و نیاز به اطلاعات بیشتری وجود دارد. اگر این دقّت صورت نپذیرد، دانشآموزانی که به سادگی در ریاضیات پیشرفت نشان میدهند ممکن است به اشتباه به عنوان افراد مستعد ریاضی قلمداد شوند. پس باید دانشآموزان به واقع مستعد ریاضی را به خوبی تشخیص داد.
از سوی دیگر برخی از دانشآموزان مستعد در ریاضی، پیشرفت تحصیلی برجستهای را نشان نمیدهند و ممکن است احساسات گرمی نسبت به برنامههای ریاضی مدرسه نمایان نسازند و یا نمرات بالای در کلاس ریاضی اخذ نکنند.
نکتهی مهم این است که باید بدانیم چنین دانشآموزان توانمندی ممکن است به سادگی مورد غفلت قرار گیرند و نادیده انگاشته شوند. دلایل متعددی وجود دارد که باعث میشود تا آنها کار خود را به خوبی انجام ندهند. از جمله بهترین آن ناسازگاری میان دانشآموز و برنامهی ریاضیات است، انتظارات دانشآموز با برنامه متجانس نیست و بیعلاقگی را نشان میدهد(میلر، 1990).