پرش به محتوای اصلی

۲. بررسی نظام انگیزشی

۶ دقیقه مطالعه

در شناخت ویژگیهای انگیزشی تیزهوش باید به حیطهٔ علایق، نیازها و نظام ارزشی وی توجّه نمود. نظام انگیزشی پایهٔ نظام ارزشی وی را تشکیل می‌دهد. فرد تیزهوش اساساً احتیاج اندکی برای ایجاد انگیزه از طریق محرّکهای خارجی به منظور انجام امور دارد. علاقه و محبّت او واقعی است و نیز در ابراز بغض و نفرت و انزجار صداقت دارد.

می‌توان عمده ترین نیازهای تیزهوش که منشأ علایق و نظام ارزشی وی را تشکیل می‌دهند این چنین برشمرد:

1 -شناخت

گرایش فراوان به کشف و شناخت محیط خود جهان هستی و پدیده‌های گوناگون در وی دیده می‌شود. از ناآگاهی و جهالت به شدّت روی گردان است. علاقه به حل امور پیچیده و تنوّع و فهم مفاهیم در سطح وسیع و لذّت از این گونه مسایل (نظیر بحث مربوط به انسان و منشأ او) در فرد تیزهوش، بارز است. کنجکاوی او به معنای وسیع،‌ مسایل عمده خارج از حدّ سنّ و سال را نیز در بر می‌گیرد. گرایش به آزمایشها دربارهٔ مسایل جدید و کسب تجارب نو در او وجود دارد. میل به دانستن و اکتشاف امور در کودکان پر استعداد 90% بر افراد متوسّط برتری دارد.

«جفرت»(1985) در بررسی عوامل انگیزشی در تیزهوش (به ویژه ریاضی) به این نتیجه رسید که ابزار توانمندی عالی در ریاضیات به گرایش عمیق و درونی نسبت به فعّالیّتهای ریاضی مربوط می‌شود و نیاز فوق العاده ای در پیشرفت ارتباطی ندارد.

2 - پیشرفت علمی

نیاز به تحصیل، تعلیم ویادگیری از احتّیاجات برجسته تیزهوش است. علاقه و گرایش فوق العاده بهموفّقیّت تحصیلی پیشرفتهای مربوطه از ویژگیهای تیزهوش محسوب می‌گردد.

3 - سرگرمیهای اختصاصی

علاقهٔ قوی و شدید به سرگرمی ویژه ای در حیطه ای مشخّص، مانند جمع آوری مجموعه‌های گوناگون از اشیا و انجام سرگرمیهای غیر عادی نسبت به وضعیّت سنّی و تحوّلی از مشخّصه‌های تیزهوش است. سرگرمیهایی که از اساس از هر گونه بیهوده کاری، پوچگرایی و مهمّلات و فعّالیّتهای بی هدف پیراسته است و دارای جنبه‌های جدّی، عملی و دوراندیشانه ای است.

4 - قوام فردی

تیزهوش، علی رغم ارتباط و تعامل جدید محیطیّ، گرایش شدیدی دارد که به پایداری و قوام شخصیّتی، استقلال و هویّت فردی خویش تحقّق بخشد. به طوری که به عنوان یک شخصیّت تمایز یافته، در حوزهٔ محیطیّ خود مورد توجّه قرار گیرد.

تیزهوش بیش از دیگران نیازمند است که نظام ارزشی و ملاکهای شناختی و ارزش سنّجی خود را خود برگزیند و برنامه‌ها و خط مشی و اسلوبهای زندگی شخصی را، خود تعیین نماید و در تصمیمگیریهای مربوطه، شخصاً فعّال باشد و اساساً جایگاه، مقام و موقعیت منحصر به فرد خود را در محیط دقیقاً مشخّص نموده، ارائه دهد.

بررسی «ریستو» (1985) در مورد ترجیحات و علایق یادگیری تیزهوشان نشان داد که تیزهوشان غالباً آموزش برنامه ای و مطالعه مستقلّ فردی را بنا بر یک اساس انگیزشی قوی ترجیح می‌دهند.

همچنین در روش یادگیری ( یاتدریس) معمولاً شیوه بحث را بر می‌گزینند که می‌توان به انگیزه قوی نسبت به قوام فردی آنها اسنّاد داد.

«ویلینگز» (1985) خاطر نشان می‌کند که تیزهوش بزرگسال برای نیل به فضایل و پیشرفت در زندگی، از طریق کارکردن به تنهایی( و مستقلّ) اقدام می‌ورزد.

5 - تعاون

گرایش به معاشرت و آشنایی بیشتر با محیط انسانی، همیاری و همکاری با دیگران از جمله والدین، افراد خانواده، همسالان و ... تشریک مساعی با آنان، نیاز به تعاون تیزهوش را مشخّص می‌کند. اگر او به نقش و موقعیّت اجتماعی اهمیّت و بها می‌دهد، جز این نیست که بر کسب رشد و پختگی کافی شخصی، غمخوار و امدادگر و معیّن جامعه و محیط خود باشد. میل به عضویّت در گروههای گوناگون 52% بیشتر از افراد عادی است.

6 - کمال

فرد تیزهوش می‌خواهد که به طور کلّی در تمامی ابعاد وجودی خویش به کمال مطلوب نایل شود و به طور اخصّ در زمینه ای مشخّص به عالیترین سطح و مقام دسترسی یابد. کمال عمومی شامل تعالی اخلّاقی و کسب مکارم اخلّاق و سجایا (مانند: وقار، تواضع، حسنّ خلق و ...) می‌گردد. میل به برتری 84% بیشتر از افراد متوسّط است و نیز میل به تحسین شدن و محبوبّت 57% افزونی دارد.

7 - نظم

ایجاد انضباط، نظم و ترتیب در امور و کلّیه بخشهای زندگی شخصی، تحصیلی، شغلی و روابط محیطیّ از علایق عمده تیزهوش است .

گرچه ممکن است آن گونه که شایسته است، جدیّتی در تحقّق این نظم مبذول ندارد.

8 - امنیّت

گرایش به بهره گیری از یک محیط امن، آرامش یافته، قابل اطمینان و اتّکال و اعتماد به نحوی که بتواند فضایی مناسب برای فعّالیّتها و اهداف مورد نظر و علاقه وی فراهم کند، به طور برجسته ای در تیزهوش ظهور داد.

گاهی ضرورت اقتضا می‌کند که حتّی الامکان به یک منبع نیرومند آرامش دهنده و ایمنی بخش روی آورده، تکیه ورزد. تیزهوش از جو راحتّی بخش و تسهیل کننده که آسایش خاطر وی را تأمین سازد، بیشتر از دیگران لذّت می‌برد و خشنود می‌شود.

مسائل انگیزشی

علی رغم وجود برخی نیازهای قوی و خاصّ برای تیزهوش، باید تذّکر داد که فرد تیزهوش از برخی مشکلات حادّ انگیزشی و مسایل هیجانی و عاطفی رنج می‌برد.

حوادث زندگی و فشارهایی که در طول زندگی روزمرّه بر او وارد می‌شوند، وی را دچار مسائل جدّی روانی می‌کند.

«کارنز» و «اشتاینت» (1986) متذکّر می‌شوند که گرایش و تمایل قوی نسبت به پیشرفت و نیل به یک مقام معتبر اجتماعی و امّال مربوط به خطّ مشی و فلسفهٔ زندگی، فشار آورترین عوامل محسوب می‌شوند که ثبات و تعادل روانی تیزهوش را بهم می‌ریزند.

«بلک بورن» و «اریکسون» (1986) پنج بحران اساسی را که در زندگی شغلی تیزهوش وجود دارد بر می‌شمارند:

  1. ناپختگی از لحاظ تحوّل

  1. ناموفّقیّت در امر یادگیری

  2. ترس ازموفّقیّت در میان دختران بالغ

  3. گزینشهای مربوط به رویهٔ زندگی فردی

  4. شکست شدید در زندگی

«بوشر»(1985) به مشکلات و تعارضاتی اشاره می‌کند که تیزهوش در مراحل بلوغ با آنها مواجه است: تنش میان کارکرد و انتظارات، تعارض بین ماجراجویی و امنیت، انتظارات شخصی در برابر توقّعات دیگران، عدم تحمّل امور مبهم و تلاش برای نیل به یک هویّت، عمده ترین مواردی هستند که نویسنّده مزبور مطرح کند.

«ویلینگز» و «آرسنّالت» (1986)، «دیزل» (1986)، «پرزرینکون» (1983) و «تاملینسون» (1986) به مسائل شدید هیجانی و عاطفی و انگیزشی در میان تیزهوشان و نوابغ تأکید می‌ورزند که بعضی اوقات سبب دست زدن به خودکشی شده است و یا حدّاقل زمینه را برای خودکشی فراهم کند.

«دلیزل»(1986) فشار شدید روانی که در ارتباط با کمال گرایی و تعالی جویی، توقّعات اجتماعی برای پیشرفت، تحوّل اختصاصی مهارتهای هوشی و ناتوانی در قبال شناخت جهان واقعیّت بر فرد تیزهوش وارد می‌آید را به عنوان زمینه سازهایی برای خودکشی ذکر می‌کند.

«تاملینسون» (1986) نیز وضعیّت سلامت بدنی، فقدان سریع پدر، فشار روانی در خانواده، مسائل الکلّی و افسردگی را به عنوان عللی برای اقدام به خودکشی در میان تیزهوشان خاطر نشان کند.