۸۳. تفسیر
تجانس بازخورد دختران تیزهوش ایران با سایر کشورها نشان میدهد که ویژگیهای جهانی تیزهوش، حدّاقل از لحاظ ارزشی و نگرشی و انگیزشی دربارهٔ تیزهوشان ایرانی صادق است. این امر دلالت بر گزینش معتبر تیزهوشان کشور ما دارد که توسط « سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان» انجام میگیرد.
اولویّت حیطهٔ رفتاری با 43 % دلالت بر اهمیّت این حیطه از دیدگاه تیزهوش دارد. این حیطه اهمیّت عناصر مدیریّت و رهبری کلاس، پشتکار و جدّیّت برای موفّقیّت مهارتهای تدریس، توانایی مشاوره و راهنمایی و بالاخره ایجاد فضای مطلوب کلاسی برای ابراز عقاید را مبرهن میسازد. هر گاه این حیطه را با ابعاد شناختی و شخصیّتی جمع نماییم (81%) تا حدود زیادی تعیین کنندهٔ موفّقیّت معلّم خواهد بود.
تفاوت بازخورد دختران تیزهوش در دو مقطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان که تقریباً معادل دو مرحلهٔ سازماندهی و عملیات ترکیبی ( تعادل) دورهٔ سوم تحوّل شناختی است با ویژگیهای مراحل مزبور تجانس نشان میدهد. توجّه به جنبههای عینی و فاعلی یعنی ویژگیهای رفتاری، شخصیّتی و نگرشی در مقطع راهنمایی ( با 80%) علاوه بر این که با نیازها و دیدگاهها و توانمندیهای ذهنی دختران تیزهوش در مرحله اول دوره سوم تحوّل شناختی تطابق دارد، تعیین کننده موفّقیّت معلّمان نیز میباشد.
در مقطع دبیرستان ( مرحلهٔ دوم دورهٔ سوم تحوّل شناختی) با 71% حیطههای شناختی و انگیزشی برتری نشان میدهند. یعنی در دبیرستان مهارتهای شناختی و علایق گرم و وسیع معنوی، جایگزین ویژگیهای نگرشی و شخصیّتی میشود.در حالی که تیزهوشان دختر راهنمایی به شخصیّت و رفتار خاصّ معلّم توجّه به ویژهٔ ای نشان میدهند.
توافق کلّی تمامی پایهها در مورد جنبهٔ انگیزشی معلّم، گویای انتظارات کم و بیش یکسانی است که از حیطه عاطفی و انگیزشی معلّم میرود، گرچه به طور محسوسی این انتظار انگیزشی با افزایش پایه ازدیاد مییابد.
تفاوت دو پایهٔ سوم راهنمایی و دوم نظری از لحاظ بعد نگرشی به حسّاسیّت دختران تیزهوش راهنمایی به ویژهٔ پایه سوم نسبت به اعمال تبعیض و عدم تعادل است که در رفتار معلّم بروز مییابد. به نظر میرسد که این حسّاسیّت در پایهٔ دوم نظری کاهش مییابد.
بعد شناختی معلّم شامل اطّلاعات وسیع، هوش فوق العاده و تیزهوش شناسی، تخصص کافی در طیّ مراحل تحوّل تیزهوش اهمیّت افزونتری مییابد، به طوری که در پایههای دوم نظری تا چهارم نظری، اولویّت دوم را تشکیل میدهد. به ویژهٔ آنکه وسعت اطّلاعات عمومی و تخصصی معلّم با خصایص تیزهوش نیز هماهنگی دارد. این اهمیّت روبه تزاید گویای نیازهای شناختی و کنجکاوی ویژهٔ تیزهوشان است که با گذشت سنّ افزایش مییابد.
به نظر میرسد که از دیدگاه دانش آموزان پایهٔ دوم راهنمایی و سوم نظری توانایی روش تدریس معلّم اهمیّتی خاصّ دارد.
از آن جایی که ویژگیهای شخصیّتی یک انسان کمتر از سایر ابعادش قابل تغییر است، لذا به نظر میرسد که یک فرد نتواند در کلّیه پایههای تحصیلی به عنوان یک معلّم، موفّقیّت داشته باشد. زیرا یکی از نقاط اساسی تفاوت بازخوردهای دختران تیزهوش نسبت به معلّم در پایههای مختلف اختلاف نظر نسبت به بعد شخصیّتی معلّم است که بیش از سایر ابعاد، پراکندگی (پراش) نشان میدهد.
پیشنهادها
بررسی یافتهها و نیز نتایج تفسیر گویای توصیههای زیر است:
روش تشخیص کنونی، با تقویّت بیشتر برای گزینش مراکز آموزشی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ادامه یابد.
در گزینش معلّمان به ابعاد پنج گانه فهرست، توجّه خاصّی مبذول گردد.
در امر آموزش، از روش تدریس ویژهٔ تیزهوشان استفاده شود.
حتّی الامکان از تدریس یک معلّم در پایههای مختلف تحصیلی اجتناب گردد.
تعلیم در پایههای اول تا چهارم نظری نیاز به فردی با ابعاد تقریباً جامع دارد.
معلّمانی که در مهارتهای رفتاری به ویژهٔ در روش تدریس برجستگی خاصّی دارند، ترجیحاً در پایههای دوم راهنمایی و سوم نظری اشتغال یابند.
در هر پایه تحصیلی، از معلّمی با ویژگیهای آن پایه استفاده شود.
معلّمان مقطع دبیرستان باید دارای بعد شناختی نیرومندی باشند.
همچنین معلّمان مقطع دبیرستان باید از برجستگی فرهنگی، معنوی و ارزشی خاصّی برخوردار باشند.
پایههای دوم راهنمایی و اوّل نظری دارای وضعیّتی بحرانی هستند که مقتضی معلّمانی نیرومند همراه با تواناییهای شخصیّتی ویژه است.