۲۴. مفهوم سهحلقهای «رنزولی»
«جوزف رنزولی» در سال 1986 میلادی، «مفهوم سهحلقهای تیزهوشی»18را ارائه داد. تیزهوشی، بر اساس این ساختار، تعاملی برجسته و پویا از سه شاخهٔ اصلی از خصایص انسانی است: «توانایی بالاتر از سطح متوسّط»19، سطوح بالایی از خلّاقیّت، و سطوح بالایی از انجام یک تکلیف یا وظیفه. این مفهوم تأکید میکند که تیزهوشان افراد توانمند یا باکفایتی برای پرورش و کاربرد این ترکیب از خصایص در یکی از حیطههای ارزشمند در عملکرد انسانی هستند. تأکید ویژه الگوی «رنزولی»، بر ماهیّت پرورش رفتارهایی نظیر خلّاقیّت و انجام وظیفه است. «رنزولی» ابتدا، تیزهوشی را به دو قلمرو وسیع تقسیم میکند: نخست، تیزهوشی اصطلاحاً تحصیلی20که با موفّقیّت گسترده در آزمونهای رسمی و یادگیری درسی توصیف میشود. اینطور نیست که سطح همبستگی بالایی میان نمرات هوشی و عملکرد مدرسهای این گروه وجود داشته باشد. دوم، تیزهوشی خلّاق و مولّد که به حیطهٔ فعّالیّت فرد از جنبههای ابتکار، اصالت و فرآوری طرحهای نو مربوط میشود. معمولاً میان این دو حیطه، تعامل وجود دارد. «رنزولی» حیطه نخست را «تعهّد» یا «وظیفه»21و دومی را «خلّاقانه- فرآور»22مینامد. این دو حیطه با یک حلقه، تحت عنوان «توانایی بالاتر از متوسّط»، متعادل میشوند. توانایی بالای متوسّط با خلّاقیّت بدون وجود تعهّد و وظیفه، منجر به فرآوری و تولید نمیشود و نیز توانایی بالای متوسّط با تعهّد و وظیفهٔ بالا (به تنهایی) به ابتکار، اصالت یا مفاهیم بدیع و یا فرآوریها منجر نمیشود. «رنزولی» در نظریّهٔ سهحلقهای، «تعامل» میان تعهّد و انجام وظیفه، توانایی بالای متوسّط و خلّاقیّت را تیزهوشی میداند. این تعامل به حیطههای عملکرد خاصّ و عمومی منجر میگردد. حیطهٔ عملکرد عمومی به ریاضیات، هنرهای بصری، علوم فیزیکی، فلسفه، علوم اجتماعی، حقوق، مذهب، هنرهای کلامی و زبانی، علوم زیستی، موسیقی و هنرهای حرکتی اشاره دارد و حیطهٔ عملکرد خاصّ ناظر به فضانوردی، فیلمسازی، آهنگسازی، الکترونیک، شیمی، طرّاحی شهری و نظیر آنها است.(رنزولی،1998)
خلاصه آن که به نظر میرسد نظریّههای اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل تأکید دارند:
الف) ظرفیّت شناختی بالاتر از سطح متوسّط که برآیند یک نظام تحوّلی است.
ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه
ج) دربرگیری استعداد
د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن
ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی
و) پرورشپذیری پدیدهٔ تیزهوشی
بنابراین، «تیزهوشی» بر پایه اجماع مبانی نظری، یک ظرفیّت شناختی بالاتر از سطح متوسّط و پدیدهای تحوّلی و پرورشپذیر است که از یک عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه نشأت میگیرد؛ با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و دارای انواعی است یا امکان دارد از چندگانگی در بروز برخوردار باشد.
بنیاد نظری تیزهوشی
به طور کلّی نظریّههای جاری تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» میتوان در دو چشمانداز بررسی نمود: الف) عاملی، ب) ترکیبی.
محدودیّت قابل ملاحظهٔ چشمانداز عاملی در طبقهبندیهای ارایه شده است. دستهبندیها در این چشمانداز، دستخوش نوعی اختلاط و درهم آمیختگی میان ظرفیّت عمومی با مظروف تیزهوشی شده است؛ حوزههایی نظیر زبان، موسیقی، ریاضی، جنبشی (حرکتی)، اجتماعی، طبیعی، به مثابهٔ مظروف و محتوا محسوب میشوند که در کنار تیزهوشی عمومی، فضایی، منطقی و خلّاقیّت طبقهبندی شدهاند. در واقعِ امر، بسیاری از افراد تیزهوش یافت میشوند که در زمینهٔ اجتماعی از خلّاقیّت برخوردارند و یا در زمینهٔ کلامی از ظرفیّت منطقی بهرهمندند.
لذا برّرسی روانسنجانهٔ ابزارهای نظریهٔ «هوش چندگانه» (با نظارت صاحب نظریه) در تحلیل عاملی تأییدی، وجود هشت هوش از نُه هوش را با تغییراتی در گویهها نشان داد، امّا فقط ضرایب چهار هوش (جنبشی، وجودی، بین فردی و کلامی) از اعتبار کافی برخوردار بود.(مک کلالان و کُنتی،2008)
چنان که ذکر شد، هر چهار پدیدهٔ مزبور در واقع انواع زمینههای استعدادی (محتوا) قلمداد میشوند. از این رو، دستهبندیهای ارایه شده در چشمانداز عاملی دچار آشفتگی مفهومی است.
امّا محدودیّت نظری چشمانداز ترکیبی اوّلاً در آن است که به ارایهٔ ظرفیّتهای عمومی اکتفا کرده؛ بدون آنکه اشارهای به مظروف یا محتوای تیزهوشی نماید. به همین سبب چشم انداز مزبور یک رویآورد عاملی نام نگرفته است.
محدودیّت نظری دوم، پافشاری در شرط «خلّاقیّت» برای احراز «تیزهوشی» است. حال آنکه جمعیّت انبوهی از افراد دارای ظرفیّتهای شناختی برجسته وجود دارند که از خلّاقیّت بالایی برخوردار نیستند.
دستاوردهای قابل توجّهی دلالت بر آن دارند که بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش، کامل و پایدار نیست. به بیان دیگر در یک تراز از ظرفیّت هوشی، بروز قابل ملاحظهای وجود دارد، حال آنکه در سطحی دیگر، راه آنها از یکدیگر جدا میشود. (کیتانو و کایربی،1986)
بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش بر اساس «نظریّهٔ آستانهای» به وجود سطح خاصّ بستگی دارد و مبیّن آن است که این بروز فقط در بهرهٔ هوشی پایینتر از 120 رخ میدهد.(هتریک و همکاران،1966، فاکس بوچامپ و همکاران،1993)
حتّی بررسی نظریّهٔ آستانهای بر پایهٔ «هوش چندگانه» در میان دانشآموزان ابتدایی نشان داد که همبستگی خلّاقیّت به ترتیب با هوش بصری- فضایی، طبیعی، بدنی- جنبشی و زبانی بیشتر است.(پریتو و سانچز،2005)
بنابراین با تأکید بر شرط خلّاقیّت در احراز، «حلقهٔ تیزهوشی» بسیار تنگ خواهد شد و انبوهی از برجستگان، از گسترهٔ تیزهوشی حذف شده و نادیده گرفته میشوند.
فرایند پی ریزی مفهوم تیزهوشی در روانشناسی تعاملی
نگارنده در یک پژوهش سه ساله، مبانی نظری نخبگی را برّرسی کرد. بر اساس برّرسی مبانی نظری نخبگی، سی و دو عامل از صد و بیست گویه به دست آمدند و سرانجام در سه مقیاس، جایدهی شدند. به طور کلّی این مقیاسها در دو حیطهٔ اساسی روانشناختی و پرورشی قرار میگرفتند. (کاظمی و همکاران، 1389)
در پی آن، برای کشف یک ساختار جامع از ماهیّت روانشناختی تیزهوشی، سه مقیاس مزبور با دید و نگرش روانشناختی مورد بازبینی قرار گرفتند. بر این اساس، فهرستی مرکّب از مفاهیم روانشناختی شامل تیزهوشی، هوش، استعداد، خلّاقیّت، نوآوری، پیشرفت تحصیلی حاصل گردید که در مجموع هجده عامل زیر را تشکیل میدادند.
1) هوش به معنای فهم خلّاقانه
2) هوش به معنای فهم موشکافانه
3) هوش به معنای تحلیل کارآورانه
4) هوش به معنای موهبت خدادادی خاص
5)تیزهوشی به معنای سرعت شناخت و عملکرد
6)تیزهوشی به معنای اشتمال و تنوّع
7)تیزهوشی به معنای گیرایی استثنایی
8)تیزهوشی به معنای هوش برجسته
9)تیزهوشی به معنای توانایی برجستهٔ خلّاقّانهٔ وظیفهمندانه
10) خلّاقیّت به معنای طرح نو (بر پایهٔ توانایی و نگاه متفاوت)
11) خلّاقیّت به معنای نواستنباطی بر پایهٔ هوش و باز بودن (در نواندیشی و نگاه)
12) خلّاقیّت به معنای قدرت مولّد حلّ مسأله
13) خلّاقیّت به معنای نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی
14) خلّاقیّت به معنای پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی
15) پیشرفت تحصیلی به معنای توانایی موفّقیّت در یادگیری
16) پیشرفت تحصیلی به معنای افزایش سطح آگاهی معتبر
17) استعداد به معنای توانایی شناخت و طبقهبندی مفاهیم
18)استعداد به معنای توانایی ویژه همراه با مهارت