۸۶. پراکندگی جنسی
از لحاظ جنسیت، تفاوت هوش مهمی وجود ندارد. به طور کلی هوشبهر متوسط مردان و زنان به ترتیب 3/101 و 7/99 میباشد که این اختلاف قابل اهمیت نیست. اما در حیطههای فرعی هوشی، تفاوتهایی میان دو جنس وجود دارد. یعنی در مهارتهای کلامی و برخی قابلیتهای اجتماعی و ارتباطاتی، جنس مونث و در زمینه تفکر انتزاعی و تجسم فضایی و ریاضی، جنس مذکر برتری نشان میدهد.
پراکندگی شغلی والدین
به طور کلی بر اساس یک مطالعه نمونه ای بر روی جامعه تیزهوشان کشور پراکندگی تیزهوش از لحاظ اشتغال پدر و مادر چنین توزیعی دارد:
پراکندگی تحصیلی والدین
بر اساس مطالعه مزبور، توزیع سطح تحصیلات والدین به گونه زیر است:
| تحصیلات پدر | تحصیلات مادر | ||
|---|---|---|---|
| بیسواد | 2 | بیسواد | 7 |
| ابتدایی | 18 | ابتدایی | 20 |
| سیکل | 4 | سیکل | 7 |
| دیپلم | 23 | دیپلم | 32 |
| فوق دیپلم | 12 | فوق دیپلم | 17 |
| لیسانس | 25 | لیسانس | 14 |
| فوق لیسانس | 5 | فوق لیسانس | 2 |
| دکتری | 10 | دکتری | 1 |
ضرورت اجتماعی کشف و پرورش تیزهوش
کشوری که به تعالی، توسعه، بقا، امنیت، هویت و حیثیت جهانی خود اهمیت میدهد، فضیلتی را پی میگیرد که زمینههای آن را وجود منابع انسانی غنی، پایه ریزی مینماید . توجه به منابع انسانی و توسعه آن مستلزم عنایت ویژه به استعدادها و نیروهای درخشان ونخبگان جامعه است.
در واقع تواناییهای سرشار و قابلیتهای غنی تیزهوشان است که برای مسائل عمده بشری در سطح جهانی پاسخ مناسب مییابد و موجب پیشرفتهای وسیع و فراگیر علمی، تکنولوژیکی، هنر، فرهنگی و ادبی میگردد. و راهگشاییهایی را برای معضلات پیچیده در زمینههایی مانند حفظ محیط زیست، حقوق بشر، تسلیحات هسته ای، انرژی، بازرگانی و تجارت جهانی و ... ارائه میدهد.
گسترش توجه به تیزهوش، آنچنان افزایش یافته که هر کشور در حال رشدی (در جهان سوم) که امید و تصور حداقل توسعه را در سر میپروراند، به نوعی خویش را در این کاروان جهانی جنبش استعدادهای درخشان و نخبگان جای داده است. جدایی از این کاروان، برابر با عقب ماندگی تصاعدی از توسعه جهانی است.
کنگره ایالات متحده به عنوان اساسی ترین مرجع قانون گذاری و تصمیم گیری مملکتی، در یک بیانیه، ملاحظات مربوط به تیزهوش را این گونه مورد تاکید قرار میدهد:
تیزهوشان عظیم ترین منبع ملی برای حل مسایل غامض مملکتی در حوزه امور ملی محسوب میشوند.
اگر به گونه ای مناسب، تواناییهای ویژه کودکان تیزهوش و مستعد در طی سالیان مقاطع تحصیلی ابتدایی و متوسطه، توسعه نیابد و قابلیتهای اختصای آنها برای اعانت به ملت ممکن است از بین برود.
کودکان تیزهوش و مستعد از خانوادهها و نواحی محروم اقتصادی، غالباً موقعیت مناسبی برای پیشرفت تعالی تواناییهای ویژه و ارزشمند خویش نمییابند و این امر به خدمات پرورشی نامتناسب ارتباط دارد.
در پی این تاکید و تصمیم گیری ملی، نه تنها غنی ترین و قدرتمندترین نظام پرورشی موجود در جهان برای تیزهوشان آمریکا شکل داده شد بلکه به طرق گوناگون به کشف و جذب استعدادهای درخشان و نخبگان سایر نقاط جهان مبادرت گردید.
امروز کسی تردیدی در این امر ندارد که پایههای مستحکم تعالی مادی، قدرت جهانی، رفاه ملی و اعتبار بین المللی ایالات متحده، نخبگان و تیزهوشان این کشور میباشند. این پیشرفتهای گسترده و فراگیر مادی، همچنین شکی برای سایر ممالک صنعتی و در حال توسعه باقی نمیگذارد که عنایت ویژه به منابع انسانی درخشان و نخبه زمینه ساز چنین توسعه مادی و صنعتی است.
در واقع ضرورت و لزوم توجه به استعدادهای درخشان به نقش و موقعیت اجتماعی آنها مربوط میشود. یکی از شاخصهای اصولی در هویت اجتماعی تیزهوشان مشاغلی است که آنها در صحنه جامعه پی میگیرند.
بر اساس یک مطالعه طولی 30 سال به وسیله یکی از دانشگاههای ایالات متحده بر روی بیش از 725 تیزهوش، 63% مردان تیزهوش به ترتیب در حرفههای زیر فعالیت نموده اند:
حقوق دان 10%
کارکنان عالیرتبه اداری و اجرایی 9%
اعضای هیات علمی دانشگاه 8%
مهندس 7%
فیزیکدان 6%
صاحبان صنایع و تجارت 5%
روزنامه نگار و ناشر 4%
شیمیدان 4%
معلم 4%
مشاغل مالی 3%
فروشنده و مشاغل آزاد 3%
مشاغل فوق نه تنها مثبت ترین و موثرترین فعالیتهای اجتماعی به شمار میآیند بلکه اهمیت حرفه ای هر یک از آنها، اقتضای نوعی تخصص و مهارت ویژه همراه با قابلیت هوشی و ذهنی برجسته و فوق العاده مینماید که این تخصص و خبرگی، صرفاً در میان افراد تیزهوش ( و نه سایر افراد جامعه) به ودیعه نهاده شده است.
هرگاه تلفیق چنین قابلیتی ذاتی را با مشاغل ذیربط، مورد لحاظ قرار دهیم بدون کمترین شکی به پیامدها و دستاوردهای مثبت و شکوهمند این تلفیق در سطح آن جامعه یا کشور پی خواهیم برد.
وجود 10% حقوقدان نخبه و تیزهوش به عنوان مراجعی قانون گذار، تصمیم گیرنده استراتژیک و سیاستگذار منجر به ایجاد یک نظام قدرتمند شده، پایههای حکومتی و رهبری توسعه فراگیر را به نحوی پویا و فعال فراهم میآورد.
وجود 9% مدیر اداری و اجرایی تیزهوش ونخبه در نظام اداری دولتی یک کشور، موجب پدید آیی نوعی دیوان سالاری نیرومند، کارآمد و موثر خواهد شد که مورد غبطه هر نظام اداری دولتی در سطح جهان است.
وجود 8% استاد تیزهوش و نخبه دانشگاه که قطعاً دارای عالیترین مدارج علمی و پژوهشی و فنی میباشند کاروان علم و دانش را به سوی ترقی و تعالی، به پیش میراند و به نظام آموزشی عالی هر جامعه ای، غنایی شگرف میبخشد، منابع انسانی لازم در تمامی زمینههای اجتماعی که از شایستگی و صلاحیت مطلوب برخوردارند، عرضه میدارد و اساساً شاخص محوری یک نظام آموزش عالی است . بدون وجود چنین راهبران دانشگاه، نیرومندترین و مجهزترین منابع مادی و تسهیلات آموزشی، شایق ترین دانشجویان و دانش پژوهان و معتبرترین سیاست گذاریها و آرمانهای علمی و آموزشی، صرفاً عواملی ناقص و بیهوده خواهند بود.
وجود 7% مهندس تیزهوش، سبب تعالی صنعتی و عمرانی جامعه است و کسی تردیدی در ضرورت چنین فعالیتی ندارد.
وجود 10% فیزیکدان و شیمیدان تیزهوش، علاوه بر توسعه علمی و پژوهشی در زمینههای گوناگون، مبانی پیشرفتهای صنعتی و فنی را در صحنه اجتماعی پدید میآورد.
وجود 8% صاحبان صنایع، تجارت و منابع مالی موجب پویایی نظام اقتصادی و توسعه مالی و صنعتی جامعه میگردد، و بی تردید چنین توسعه ای، به رفاه عمومی بیش از پیش شهروندان یک جامعه میانجامد.
وجود 4% روزنامه نگار، ناشر و نویسنده، منجر به تعالی و گسترش فرهنگی و افکار عمومی شده و این پویایی طبعاً در ارتباط با سایر عوامل پیشرفت اجتماعی است.